ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال پنجم - شماره سی و نهم - فروردین 1398)

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی

صفحه کاربران ویژه - خروج
ورود کاربران ورود کاربران

ورود به حساب کاربری

کلمه امنیتی:

نام کاربری:

کلمه عبور:

برای استفاده از امکانات پایگاه ثبت نام کنید .
مرتب سازی بر اساس
 

ماهنامه الکترونیکی خبری - تحلیلی بلیغ (سال پنجم - شماره سی و نهم - فروردین 1398)

طلیعه سخن

فرهنگ گستره ای از گذشته به آینده است؛ لذا برای شناخت فرهنگ باید به گذشته برگشت و نقش تاریخ در شکل گیری و معنابخشی مولفه های فرهنگی  را در نظر گرفت.

لذا هم نوایی مظاهر تمدنی و فرهنگی در گذشته با کلان نگری و آینده نگری ضروری است؛ در غیر این صورت واپس گرایی اجتناب ناپذیر خواهد بود و از این رهگذر  اشرافیت جامعه ، با تخیل گرایی صرف ، فرهنگ نمایی را به جای مولفه های فرهنگی به جامعه قالب خواهد کرد.

در این بین عید نوروز سنت  حسنه و کهن اقوم ایرانی است که در طول هزاران سال درگسترۀ این سرزمین؛ آینده نگری و معنابخشی را به زندگی موجب شده است.

گفتنی است مفهوم عید به معنای بازگشت و معنای عید نوروز به معنی بازگشت به سنت حسنۀ نوروز است؛ بازگشی برای برون رفت از بحران روز مرگی و بی معنایی در زندگی بشری.

در واقع عید نوروز انقطاعی تاریخی است برای رهایی از  تسلسل و پوچ گرایی در زندگی، چرا که  نوروز نماد تغییر پذیری و نوآوری در زندگی است؛ از این رو، نوروز ایرانی به شدت با تعابیری موهن و مروج یک نواختی زندگی بدون معنازایی هم چون «تا بوده همین بوده» یا «هر کجا که روی آسمان همین رنگ است» در تضاد است.

این مغایر آشکار از آن جهت است که نوروز در تمدن ایران زمین نوید بخش نوآوری در زندگی روزمره است و به معنای روزی است که دیگر قدیمی نیست؛ لذا افسردگی و خمودی در نروز بی معنا و نشاط و پویایی به شدت معنادار است .

از سوی دیگر تلفیق کارکردهای امید بخش  عید نوروز با مولفه های دینی و فرهنگی در جامعۀ اسلامی از طریق، ایجاد تعدد انقطاع تاریخی و مذهبی در ایران ،ونامگذاری های متعدد  مذهبی و فرهنگی در  طول سال، جامعه را از بیهودگی و بی معنایی ؛ رهایی می بخشد.

اینگونه است که آحاد مردم وقایع مهم زندگی خود از قبیل ازدواج و مراسم عروسی  را با مناسبت های دینی و مذهبی پیوند می زنند و اینچنین به آن اعتبار دینی و مذهبی می بخشند.

تأمل در تاریخ تمدنی و فرهنگی ایران از اهتمام مردم ایران زمین به جشن هایی از قبیل جشن نوروز، مهرگان و سده..حکایت دارد اما به راستی چرا فقط جشن نوروز در جامعۀ  پایدار ماند؟

برای پاسخ به آن باید به آثار و کاکردهای بی بدیل نوروز توجه کرد؛ چرا که نوروز دارای کارکردهای ارزشمند اجتماعی است و از آنجا که زندگی محور ی و حانوده گرایی اولویت مردم است؛ لذا نوروز به عنوان مقوم زندگی مردم، سالیان سال  مورد پذیرش قرار گرفته است.

در این میان  ایجاد تغییرات بنیادین در سنت فرهنگی نوروز از حالت شادی و خوش گذرانی صرف به ارزشی غایت مدارانه اجتماعی در قالب دستگیری از نیازمندان  و  حتی تبرک جستن از عید نوروز در قالب قرآن خواهی و حافظ خوانی و بیان دعاهای عرفانی حاکی از ظرفیت های مناسب نوروز در تحولات فرهنگی و اخلاقی و حتی ادبیات زبانی است.

تحقق این امر نشان می دهد اسلام بر خلاف برخی کشورهای هم زبان و همسایه که صرفاً عید نوروز را در چارچوب هویت ملی مورد توجه قرار می دهند، سنت های تاریخی را به عنوان فرهنگ میان رشته ای و میان فرهنگی فراروی جوامع بشری قرار داده است.

اینگونه است که عید نوروز بسط و گسترش فرهنگ ایرانی اسلامی در قالب همگرایی اقوام و مذاهب مختلف و نیز تقویت مولفه های زبانی است که در نهایت از فروپاشی و تضعیف خانواده و ادبیات فرهنگی و زبانی جوامع بشری جلوگیری خواهد کرد.

در تبیین این مسأله می توان به نقش عید نوروز در احیای هویتی و فرهنگی زبان فارسی و مقابله با آثار مخرب زبان های بیگانه به ویژه در عصر سیطرۀ فضای مجازی اشاره کرد. زیرا نوروز در میان مردم از تبعات و پیامدهای موجود در جهانی شدن و ترویج زبان انگلیسی و گسترش فرهنگ آنگلوساکسون در جامعه اسلامی جلوگیری خواهد کرد و فرصت طلایی برای تقویت ارتباطات انسانی و میان خانوادگی و کاهش ارتباطات جمعی(فضای مجازی) را به همراه خواهد داشت.

 تحقق این مهم در عمل، ارتقای هویت اسلامی ایرانی را برای همۀ ایرانیان  موجب خواهد شد چرا که نوروز مبتنی بر سنت(اصالت خانواده) استوار است؛ بر خلاف ارتباطات جمعی(فضای مجازی)که میوۀ تلخ تضعیف خانواده در مدرنیسم غربی است.

بی جهت نیست که عید نوروز، کارکرد ارزشمند مسافرت وارتباط با طبیعت را در درون آدمی احیاء می کند به نحوی که مردم سختی سفر را به جان می خرند و با ترک منازل خود در شهرها به عنوان مظاهر تمدنی در ایجاد آسایش و رفاه؛ به سوی روستاها (بخوانید سنت) و کوه و دشت و بیابان روانه می شوند تا اینچنین در راستای بازگشت به اصل وجودی خویش در قالب تجدد گریزی و خانواده گرایی، به آرامش پایدار دست یابند.

البته ضرورت اصلاح سازوکارهای مسافرت در جامعه در ایام نوروز و دیگر ایام ، در قالب ایجاد اقامت گاه های متعدد برای اسکان اقوام در کنار یکدیگر و تحقق مسافرت های سالم و پاک انکار ناپذیر است؛ زیرا کاهش محسوس دور هم نشینی فامیلی و نشست و برخاست های متعارف در مسافرت ها و اتکاء به ارتباطات و نشست و برخاست های غیر متعارف  با افراد غریبه در مسافرت ها تبعات جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت.

در خاتمه باید تأکید کرد تحقق کامل کارکردهای اجتماعی سنت حسنۀ نوروز نه در اتخاذ سیاست های آمرانه برخی نهادهای فرهنگی ، بلکه در گرو نقش آفرینی کامل مردم امکان پذیر خواهد بود.

 لذا شایسته است سیاستگذاران فرهنگی جامعه، صرفاً با کمک به مردم و تجهیز مجتمع های خدماتی رفاهی بین راهی به ویژه تجهیز خدماتی و رفاهی مساجد و حسینیه های بین راهی ؛ در راستای تحقق مسافرت مناسب و مطمئن و مطلوب و کاهش هزینه های مردم اقدام نمایند.

---------------------------------------

دیدارها

اکرم علی اف نماینده معظم له در آذربایجان

شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین

مراسم جشن و عمامه گذاری در شب میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها ـ مدرسه امام حسین علیه السلام

مراسم جشن و عمامه گذاری در روز میلاد حضرت زهرا سلام الله علیها ـ مدرسه امام امیرالمؤمنین علیه السلام

آئیین رونمایی از تولیدات مرکز فن آوری و پایگاه اطلاع رسانی معظم له

رییس سازمان اوقاف و امور خیریه

سید محمد بطحایی وزیر آموزش و پرورش

رضا رحمانی وزیر صنعت، معدن و تجارت

دکتر محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه

---------------------------------------

گزیده سخنان

    مردم سنگ تمام گذاشتند؛ اکنون نوبت مسؤولان است
    مردم با وجود همه مشکلاتی که داشتند به صورت باشکوه در راهپیمایی حضور پیدا کردند و به نوعی سنگ تمام گذاشتند؛ اکنون نوبت دولت و مسؤولان است که با تمام وجود در حل مشکلات اقتصادی و معیشتی بکوشند

    توصیه های مهم حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی خطاب به شهردار تهران
    تا جایی که می توانید در شهرداری و مراکز تابعه گره از مشکلات مردم بگشایید و آنها را درگیر بروکراسی ها و پیچ و خم های اداری نکنند، طبق قرائن و شواهد مردم نسبت به سالیان قبل حضور گسترده تری داشتند؛ در چنین شرایطی باید دستگاه ها و مسؤولان بیش از پیش در جهت حل مشکلات بویژه مشکلات اقتصادی مردم بکاهند

    جلوی معماری غربی در ساخت و سازها گرفته شود
    متاسفانه در برخی ساخت و سازها به زیرساخت های معنوی و دینی توجه نشده است، هزاران واحد مسکونی در یک محل ساخته می شود اما متاسفانه به اندازه کافی مسجد و اماکن دینی و فرهنگی احداث نشده است

    پایان عمر وهابیت نزدیک است / عربستان زادگاه تروریسم تکفیری است
    ریشه سلفی گری و وهابیت در حقیقت در جمود و افراطی گری است و محصول آن نیز جز ویرانی، کشتار و مفاسد اخلاقی نیست.

    تقویت بنیه دفاعی و نظامی کشور مبنای قرآنی دارد
    قرآن کریم تصریح می کند «و اعدوا لهم ما استطعتم من قوة و من رباط الخیل ترهبون به عدو الله و عدوکم» این آیه شریفه به ما نشان می دهد که باید روز به روز به لحاظ دفاعی و نظامی آمادگی خود را بالا ببریم و تجهیزات خود را به روز کنیم تا دشمن از حمله به ما بترسد

    تشریفات را کم کنید و به داد محرومان برسید
    در ایام عید برای سفرهای خارجی خرج بسیاری می شود، در شرایطی که کشور در مضیقه مالی است و خانواده های ضعیف هم زیاد هستند، توصیه می شود که از این هزینه ها و خرج ها کم و به فقرا و خانواده های کم درآمد رسیدگی شود

    دیدار صمیمانه شیخ عیسی قاسم رهبر شیعیان بحرین
    بحمدالله شما در خدمت اسلام و اهل بیت(علیهم السلام) هستید و مخصوصا نجات مردم بحرین هستید؛ ما برای سلامی و طول عمر شما دعا می کنیم.

    پژوهشگران به دنبال نوآوری باشند نه گردآوری
    نوآوری با گردآوری تفاوت فاحش دارد، گردآوری افتخار نیست؛ شما سعی کنید در پژوهش ها و تحقیقات خود به دنبال نوآوری باشید، سراغ مسائل حل نشده و جدید بروید

    عالم به وضع زمان بودن شرط اصلی پیروزی است
    ما منکر فضای مجازی نیستیم، حرف ما اصلاح و ساماندهی این فضا است، در این فضا شبهه افکنی ها و فعالیت های تخریبی بسیاری وجود دارد؛ اما متاسفانه عزم راسخی برای اصلاح این فضا در بین مسؤولان ایجاد نشده است. می توان با تدبیر مناسب جلوی آسیب ها را گرفت و یا مشکلات را کاهش داد و از برنامه های مؤثر و مثبت آن بهره گرفت.

    احیای موقوفات حوزوی ضامن حفظ استقلال حوزه های علمیه است
    احیای موقوفات حوزه های علمیه می تواند زمینه استقلال کامل حوزه ها را فراهم کند و هرچه شما در این جهت تلاش کنید ماجور خواهید بود

    واکنش به سخنان نامناسب علیه شورای عالی حوزه
    جوان گرایی منطق اسلام است اما باید معنای آن درست معلوم شود، باید مجالی برای تجربه اندوزی جوانان عزیز فراهم شود تا آنها برای مدیریت کلان تر آماده شوند

    لزوم نظارت دقیق بر برنامه ها، کتب و اساتید و بهره گیری از ظرفیت حوزه های علمیه به بهترین شکل
    حوزه فعالیت آموزش و پرورش از تمام حوزه ها حساس تر و مهم تر است؛ فرزندان این آب و خاک امانت های الهی در دست شما هستند و باید حق این مهم را ادا کنید.

    قوه قضاییه به تحول اساسی نیاز دارد
    مردم دغدغه ها و نارضایتی هایی از دستگاه قضایی دارند؛ تاکید ما این است که باید با برنامه ریزی مناسب مشکلات حل شود و رضایت مردم جلب شود

---------------------------------------

پیام ها و بیانات

- پیام تسلیت حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی در پی جنایت اخیر تکفیری ها در سیستان و بلوچستان

جنایت وحشیانه گروهی از ددمنشان تکفیری که موجب شهادت جمعی از عزیزان ما شد و جمع دیگری را مجروح ساخت، مایه تأسف شدید گردید. به یقین آن ها به رحمت الهی رسیدند و در جوار پروردگار زنده اند و جانیان تبهکار به کیفر جنایت خود در دنیا و آخرت خواهند رسید.

اینجانب شهادت این عزیزان را به مردم کشورمان مخصوصا به سپاهیان عزیز و خاصه به خانواده های محترم آن ها صمیمانه تسلیت می گویم.

علو درجات این عزیزان و بهبود کامل مجروحان و صبر و اجر بازماندگان را از خداوند بزرگ مسألت دارم.

- پیام حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی به مناسبت رحلت حضرت آیت الله مؤمن (رضوان الله علیه)

فقدان اسفناک عالم مجاهد و مبارز آیت الله مؤمن قمی (قدس سره) موجب نهایت تأثر گردید.

از صفات برجستۀ او قاطعیت در اجرای احکام اسلام و مبارزه با عوامل ضدّ انقلاب بود.

اینجانب این ضایعۀ مولمه را به حوزۀ علمیۀ قم و علاقمندان و بیت شریف ایشان صمیمانه تسلیت عرض می کنم. خداوند روح او را با ارواح ائمة طاهرین (علیهم السلام) محشور فرماید و به بازماندگان مخصوصاً بیت شریفش صبر و اجر فراوان عطا نماید.

- بیانیه حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدّظلّه العالی) در تأیید بیانیۀ رهبر معظم انقلاب به نام گام دوم

بحمدالله ٤٠ سال اول انقلاب را با موفقیت پشت سر گذاشتیم، دشمنان ما مخصوصا آمریکا ٤٠ سال درباره ما دروغ گفتند و تهمت زدند و تهدید و تحریم کردند تا به عقیدۀ باطل خود نظام اسلامی را متزلزل سازند، گروهی که دست نشاندۀ خودشان هستند بر کشور ما حاکم کنند ولی حالا خودشان هم به اشتباهات و اوهام باطل خود پی بردند.

اکنون نوبت ماست که برای ٤٠ سال آینده برنامه ریزی جامع و قوی و کاربردی داشته باشیم. تا بتوانیم از میان انبوه مشکلات به سلامت عبور کرده و موقعیت خود را در دنیا و منطقه تقویت کنیم.

بحمدالله اخیراً رهبر معظم انقلاب اسلامی بیانیه ای جامع و حساب شده و پرمعنی و راهگشا تحت عنوان گام دوم انقلاب که ناظر بر ٤٠ سال آینده است، صادر کردند و پیداست روی آن فکر و دقت زیادی شده است.

این بیانیه تاکنون مورد استقبال گروه های زیادی واقع شده ولی می دانیم استقبال و تقدیر و تشکر به تنهایی کافی نیست، اکنون وقت آن است که کارگروه هایی برای هر یک از محورهای هفتگانۀ آن بیانیه تعیین شود و برای پیاده کردن اهداف این محورها برنامه نویسی کنند.

به عنوان مثال یکی از محورهای هفتگانۀ بیانیۀ مزبور، مسألۀ منابع انسانی و معادن زیرزمینی و روی زمینی کشور و فرصت های موجود آن است .

باید از گروهی که تخصص در این مسأله دارند دعوت شود تا این منابع را براساس آمار و نقشه و تصویر احصاء کرده و طرز صحیح استفاده از آن را تبیین کنند و راه اصلاح اشتباهات موجود را نشان دهند.

همچنین در مسائل اقتصادی که یکی دیگر از محورهای این بیانیۀ ارزشمند است از گروهی از اقتصاددان ها دعوت شود که دربارۀ برنامه های راهبردی آن دقیقاً بیندیشند، کاستی ها و ریشه ها و راه حل های اقتصاد بیمار موجود را ارائه دهند و شرح جامع و مستدل و مستندی برای آن بنویسند.

و نیز دربارۀ محور مربوط به گذشتۀ انقلاب چالش های گذشته و تجربیاتی که از آن می توان آموخت به وسیلۀ گروهی تحلیل گر تاریخ انقلاب روشن شود.

درمورد محور مربوط به مسائل فرهنگی و اخلاقی از گروهی از فضلا و اندیشمندان دعوت به عمل آید تا دربارۀ طرق اصلاح وضع فعلی و راه حل ها بیندیشند و شرح لازم را برای آن بنگارند و همچنین سایر محورهای هفتگانه این بیانیۀ مهم.

بدون شک باید از کسانی برای هر یک از این محورها دعوت شود که عشق به انقلاب و امید به آیندۀ آن و توان کارکردن علمی و تخصصی را دارا هستند و البته جوان ترها بهتر می توانند عهده دار این امور گردند.

و چه بهتر که یک گروه قوی و فارغ از مسائل جناحی این دعوت ها را بر عهده بگیرد و با جدیت و دقت آن را دنبال کنند.

سرانجام، آن متن پرارزش و این شرح، کتاب جامعی بوجود می آورد که می تواند راهگشا در ٤٠ سال آینده و منبعی برای آگاهی از نقشه های راه برای مسئولان کشور گردد.

و چه بهتر که مسائل مربوط به رسانه ها و فضاهای مجازی و فرصت ها و تهدیدهایی که در آنهاست و راه نجات از تهدیدها و استفادۀ بهینه از فرصت ها در آن اضافه شود.

اینجانب به سهم خود از رهبر معظم انقلاب به خاطر این بیانیه پرارزش و بسیار آموزنده تشکر می کنم و امیدوارم پیشنهادی که عرض کردم بتواند کمک به تأمین اهداف آن بنماید.

و در پایان باید از خداوند متعال کمک بخواهیم و با تمام وجود از ساحتش توفیق بطلبیم، زیرا بدون امدادهای او و عنایات اولیاءالله و امام عصر (ارواحنا فداه) نیل به این مقاصد مهم و پیروزی بر دشمنان سرسخت امکان پذیر نیست.

---------------------------------------

گزارش اجمالی از فعالیتهای مرکز فن آوری و پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

در آیین رونمایی از تولیدات مرکز فن آوری و پایگاه اطلاع رسانی دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی که در مدرسه امام امیرالمؤمنین علیه السلام برگزار شد ، پیش از سخنان معظم له گزارش اجمالی از فعالیتهای مرکز و پایگاه ارائه گردید که به شرح ذیل می باشد:

    گزارش عملکرد گروه برنامه نویسی وب

    طراحی و تولید سایت بلیغ نیوز (خبرگزاری دفتر معظم له)

    این سایت با هدف سهولت دسترسی علاقمندان به موضع گیری های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله العالی) و بیانات و توصیه های ایشان در مسائل روز جهان اسلام ایجاد شده و بر اساس متدهای روز سعی در ارائه تمامی اخبار و اطلاعات مرتبط با دفتر معظم له نموده است.

    طراحی و تولید سایت مکارم مدیا (تخصصی چند رسانه ای)

    با توجه به گسترش تولید چندرسانه ای ها و علی الخصوص موشن گرافی احکام و موضوعات مناسبتی در راستای حرکت مؤثر و همگون ذائقه مخاطبان فضای مجازی، به منظور رفع خلاء محسوس در این حوزه، اقدام به تولید سایت تخصصی برای ارائه این نوع محتوا شد که تمامی محتوای صوتی، تصویری، فیلم های معظم له و کلیپ، موشن، انیمیشن های تولیدی از اندیشه های ناب و اثر گذار حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، در این سایت نمایش داده می شوند.

    طراحی و تولید سایت مکارم الآثار (کتابخانه تخصصی)

    ارائه آثار مکتوب حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، در قالب سایت تخصصی کتابخانه و با امکانات آموزشی و پژوهشی و با در نظر گرفتن استانداردهای لازم در راستای افزایش جذب مخاطب و سهولت استفاده از کتابخانه و مطالعه متون، ضرورت ایجاد سایت کتابخانه مکارم الآثار را نمایان ساخت که بدین منظور علاوه بر وب سایت اقدام به تولید نرم افزار موبایلی همسان آن هم شده است.

    طراحی و تولید سایت آئین رحمت (تخصصی معارف اسلامی)

    یکی از فعال ترین معاونت های پایگاه اطلاع رسانی معظم له، معاونت پاسخگویی به شبهات و ترویج معارف است که با تولید بیش از دوازده هزار عنوان مقاله تخصصی اقدام به پاسخگویی به شبهات رایج در فضای مجازی نموده است. به منظور ارائه مناسب این محتوا و ارائه ابزارهای مناسب تحقیق و جستجو به مخاطبان با رویکرد حداکثری ایندکس در موتورهای جستجو، سایت آئین رحمت طراحی و تولید شده است.

    طراحی و تولید سایت جامع المسائل ( تخصصی احکام و مسائل شرعی)

    پاسخگویی به سوالات شرعی به عنوان یکی از وظائف اصلی پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی، منتج به تولید بیش از چهارده هزار استفتاء پالایش شده توسط معاونت فقهی این پایگاه گردیده که می تواند پاسخگوی بسیاری از مسائل و احکام مستحدثه مقلدین معظم له باشد، لذا با تولید سایتی تخصصی در این باره و ارائه ابزارهای مناسب در بهره مندی از این استفتائات و احکام به خصوص به صورت دسته بندی شده و موضوعی، گامی مؤثر در ترویج احکام شرعی برداشته شده است.

    طراحی و تولید سایت شبکه ولایت

    در راستای افزایش تعامل و همکاری های پایگاه اطلاع رسانی دفتر معظم له و شبکه جهانی ولایت که تحت اشراف ایشان فعالیت می نماید، طی طرح دریافتی از آنها اقدام به تولید وب سایت چند زبانه شبکه ولایت به منظور گسترش مخاطبان این شبکه در فضای وب و شبکه های اجتماعی، نمودیم و تمامی دیتای سایت قبلی نیز به ساختار سایت جدید کانورت شده است.

    طراحی و ایجاد سایت کنگره نقش شیعه در گسترش علوم اسلامی

    همزمان با برگزاری کنگره نقش شیعه در پیدایش و گسترش علوم اسلامی تحت اشراف حضرت آیتالله العظمی مکارم شیرازی و با توجه به تأکید ایشان مبنی بر بازتاب و رساندن پیام آن به جهان، مرکز فناوری اطلاعات را ملزم به برپایی وب سایت اطلاع رسانی و ارائه گزارش رخدادها و فعالیت های این کنگره عظیم نمود. بدین منظور و در راستای افزایش بازتاب این مهم، همزمان با سایت اصلی کنگره، این سایت نیز فعالیت خود را به طور گسترده آغاز کرده است.

    طراحی و ایجاد سایت مرکز فناوری اطلاعات

    یکی از عوامل پیشرفت و ارتقای کمی و کیفی پروژه های فناوری اطلاعات، قبول پروژه های متنوع است تا بتوان در چالشهای ضمن پروژه به فناوری های نوین و تکنولوژی روز دنیا، دست یافت. لذا بدین منظور و در راستای پاسخ گویی به نیاز برپایی وب سایت معرفی مرکز فناوری اطلاعات، به منظور ارائه نمونه کارها و تبیین تخصص نیروهای مرکز، این وب سایت با حداقل هزینه طراحی و برپا شده است.
    گزارش عملکرد برنامه نویسی نرم افزار

    تولید نرم افزار پژوهشیار (اندروید)

    ویژگی های کاربری

    ثبت و نگهداری فیش های تحقیقاتی با درختواره موضوعی قابل تعریف

    الصاق ضمیمه به فیش ها به منظور افزایش قابلیت مستند سازی

    ایجاد موضوعات پژوهشی و انتساب فیش های تحقیقاتی به موضوعات پژوهشی

    تهیه بکاپ موضوعی با قابلیت اشتراک گذاری آن با دیگران

    نگهداری سوابق پژوهشی در حساب کاربری با قابلیت همسان سازی آن در سایت مربوطه

    وضعیت انتشار

    این نرم افزار در اسفند ماه منتشر می شود.

    تولید نرم افزار همقدم (اندروید)

    ویژگی های کاربری

    ارائه ابزارهای اسلامی مورد نیاز زائر اربعین حسینی از قبیل: قبله نما، اوقات شرعی و ...

    ارائه محتوای چند رسانه ای تولیدی از جمله احکام نموداری و کلیپ های تولیدی

    ارائه ادعیه و زیارات عتبات عالیات به تفکیک اماکن زیارتی

    ارائه کتب مرتبط با موضوع محرم و قیام اباعبدالله (ع) از آثار معظم له

    ارائه محتوای پاسخگویی به شبهات مرتبط با رویدادهای محرم و صفر

    ارائه محتوای آموزشی محاواره عربی در سفر

    ارائه ابزار کوله پشتی برای کنترل چک لیست لوازم و ضروریات سفر اربعین

    وضعیت انتشار

    این نرم افزار در مهر ماه منتشر شده است.

    تولید نرم افزار الامثل (اندروید)

    ویژگی های کاربری

    ارائه کتب در ساختار چاپی کتاب و منطبق با صفحات کتاب چاپی

    ارائه فهرست کتاب به منظور دسترسی سریع به صفحات مد نظر

    امکان مطالعه کتاب به صورت پیوسته و با قابلیت تورق

    امکان جستجو در صفحات مطالعه و کپی قسمت های مد نظر از متن کتاب

    امکان اشتراک گذاری نرم افزار و کتب

    امکام اشتراک گذاری متن دلخواه

    امکان جستجوی پیشرفته در همه جلد های کتاب

    وضعیت انتشار

    این نرم افزار در خرداد ماه منتشر شده است.

    تولید نرم افزار پیام قرآن (اندروید)

    ویژگی های کاربری

    ارائه کتب در ساختار چاپی کتاب و منطبق با صفحات کتاب چاپی

    ارائه فهرست کتاب به منظور دسترسی سریع به صفحات مد نظر

    امکان مطالعه کتاب به صورت پیوسته و با قابلیت تورق

    امکان جستجو در صفحات مطالعه و کپی قسمت های مد نظر از متن کتاب

    امکان اشتراک گذاری نرم افزار و کتب

    امکام اشتراک گذاری متن دلخواه

    امکان جستجوی پیشرفته در همه جلد های کتاب

    وضعیت انتشار

    این نرم افزار در خرداد ماه منتشر شده است.

    مطالعه، نیازسنجی، طراحی، تولید دیاگرام های نرم افزار مُحرِم

    با توجه به لزوم نیازسنجی و تحلیل نرم افزارها و استخراج دیاگرام های ارتباطی به منظور تحلیل صحیح ux و ui نرم افزار ها و بهبود روند تولید آن، بخش تحلیل ux و ui به مجموعه اضافه شد که نخستین پروژه مدون و گسترده بر اساس فرآیند های استاندارد پروژه های نرم افزاری در نرم افزار محرم پیاده سازی شد.
    گزارش عملکرد چند رســانه ای

    طراحی و تولید تصویر سازی مناسبتی در ٣٨ عنوان

    طراحی و تولید لوگو های مربوط به نرم افزارها و سایت های تخصصی

    طراحی جلد کتب انتشارات امام امیر المؤمنین علی علیه السلام از جمله:

    طراحی جلد دوم کتاب عرفان اسلامی

    طراحی ١١ جلد کتاب منتخب الاثار من بحار الانوار

    طراحی دوره کتاب پیام امام امیر المؤمنین علیه السلام

    طراحی کاور انتشارات امام امیر المؤمنین علیه السلام

    طراحی جلد نشریه ماهنــامه بلیغ

    تولید موشن گرافی کامل احکام روزه در ٣٠ قسمت

    تصویر سازی کمیک موشن از تبعید تا پیروزی

    تصویر سازی انیمیشن نیکو و نیکان قسمت های نهایی شده:

    طراحی و تولید ٣ جلد کتاب داستان

    طراحی و تولید ٢ قسمت از انیمیشن منطبق با داستان کتاب
    گزارش عملکرد پایگاه اطلاع رسانی دفتر

    گزارش عملکرد معاونت پاسخگوئی (آنلاین، پیام کوتاه و ایمیل) فارسی

    ١. آنلاین ٨ صبح تا ١٢ شب (ماه مبارک رمضان شبانه روزی ٢٤ ساعته)

    ٢. پیام کوتاه لحظه ای تا ٢٤ ساعت

    ٣. ایمیل لحظه ای تا ٤٨ ساعت

    سایر زبانها

    ١. واتس اپ لحظه ای تا ٢٤ ساعت

    ٢. ایمیل ٦ تا ٧٢ ساعت

    حاصل این تلاشها تا کنون پاسخ به بیش از ٢ میلیون پرسش در سال

    گزارش عملکرد معاونت محتوای فقهی

    ١. هماهنگی بین بخش های پاسخگوئی و ارائه منابع پاسخگوئی بعلاوه بررسی سوالات قبل از ورود به جلسه استفتائات

    ٢. تدوین احکام به صورت نموداری و بارگذاری صوت استفتائات معظم له

    ٣. بررسی کتب و جزوات فقهی طبق صلاحدید معظم له

    حاصل این امور تا کنون تولید و انتشار ١٤,٩١٠ عنوان استفتاء که به زودی در کتابی با عنوان جامع المسائل در شش هزار صفحه منتشر خواهد شد.

    گزارش عملکرد معاونت محتوای اعتقادی و اخلاقی

    این بخش سه نوع کار شاخص را به عهده گرفته است که عبارتند از:

    ١. پژوهش در آثار حضرت آیت الله مکارم شیرازی و تدوین مجموعه ای از مطالب معارفی و پاسخ به سوالات و شبهات مطرح در فضای مباحث اخلاقی، معرفتی و اعتقادی طبق مبانی معظم له از این آثار.

    این پژوهش ها به دو صورت «کتاب محور» و «موضوعی» انجام می شود

    ٢. پژوهش در آثار سایر علمای استخراج پاسخ شبهات اعتقادی و معارفی به روش تحقیق کتابی.

    ٣. پژوهش موضوعی شبهات رصد شده توسط بخش و ارگانهای رصدگر رسانه ای که بولتن های خویش را در اختیار دفتر معظم له قرار می دهند.

    حاصل این امور تا کنون

    تولید و انتشار ١٤,٧٠٧ عنوان معارف اسلامی و پاسخ به شبهات

    ٦٣ عنوان ویژه نامه

    ٢٥٠ عنوان مقاله

    گزارش عملکرد معاونت اداری و تحریریه خبر

    ١. تهیه و تنظیم و بارگذاری ٢,٩١٣ خبر

    ٢. تولید و انتشار بیش از ٧٠٠ عنوان یادداشت روز

    ٣. ویرایش و بارگذاری ٢,٧٨٣ جلسه درس صوتی، تصویری و متن درس به صورت روزانه

    ٤. ویرایش و بارگذاری ٧١٩ عنوان کتاب مشتمل بر ٢١٩ عنوان تألیفات معظّم له (٧٣ عنوان ساختار جدید بعلاوه ١٤٦ عنوان ساختار قبلی) و ٥٠٠ عنوان کتب سایر علما

    ٥. تولید و انتشار ٣٨ عنوان ماهنامه الکترونیکی بلیغ

    ٦. عکس برداری از ٥١٩ جلسه از مهر ماه ٩٤ تا کنون

    ٧. دریافت و صدور قبوض وجوهاتی که از طریق سایت و نرم افزارها پرداخت میشود که ٤٥٠٠٠ مورد چاپ و ارسال شده است.

    ٨. تهیه بولتن خبری به صورت روزانه جهت مطالعه معظم له (سالی ٢٧٠ تا ٢٨٠ خبر نامه مشتمل بر ١٨٠٠ خبر)

    ٩. تولید بیش از ١٠,٠٠٠ پند تصویر مناسبتی، احکام و ...

    ١٠. بیش از ٣٥٠٠ ساعت پاسخگویی به مراجعات حضوری و تلفنی مخاطبین

    گزارش عملکرد معاونت شبکه های اجتماعی

    ١. تهیه و تولید بیش از ٤,٣٩٩ کلیپ

    ٢. راه اندازی ١٤٠ کانال در شبکه های اجتماعی با محتوایی بالغ بر یک میلیون پست

    ٣. تولیدات ویژه ناشنوایان شامل آموزش احکام و زیارات و ...

    ٤. برگزاری کمپین های اهداء خون

    #ایثار_ادامه_دارد

    #ما_در_پیدایش_و_گسترش_علوم_نقش_داریم

    #عهد_اربعینی

    #معجزه_کتاب

    #طعم_رمضان

    ٥. تاسیس و فعالیت گروه جهادی تیلیغی بلیغ در جهت نشر معارف و پاسخ به شبهات و هم افزایی گروه های جهادی در فضای مجازی

    گزارش عملکرد معاونت بین الملل

    زبانهای فعال انگلیسی ، اسپانیولی ، فرانسوی ، اردو ، آذربایجانی ، عربی و روسی

    پاسخگویی

    ١. واتس اپ لحظه ای تا ٢٤ ساعت

    ٢. ایمیل ٦ تا ٧٢ ساعت

    آمار پاسخگویی سال ٩٧

    مراجعه از طریق واتس ٦٧٧٣٠ نفر

    تعداد سوالات واتس اپ ٧١٠٠٠ نفر

    تعداد مرتبطین با واتس اپ ٢٠٥٥٦ نفر

    تعداد ایمیل دریافتی ٦٤٧٢

    ترجمه

    تعداد اخبار ١٩٨٥

    تعداد کتب ترجمه شده ٢٩٤

    تعداد مقالات ١٥٦٠

    شبهات و معارف اسلامی ٦٣٢٣

    استفتائات ١٢٩٥٦

    کلیپ ٩٣

    قرآن صوتی و متنی به زبان آذری

    اَللّـهُمَّ اَرِنيِ الطَّلْعَةَ الرَّشيدَةَ وَ الْغُرَّةَ الْحَميدَةَ وَ اكْحُلْ ناظِري بِنَظْرَة منِّي اِلَيْهِ وَ عَجِّلْ فَرَجَـــهُ وَ سَهِّلْ مَخْـــرَجَهُ وَ اَوْسِعْ مَنْهَجَهُ وَ اسْلُكْ بي مَحَجَّتَهُ وَ اَنْفِذْ اَمْرَهُ وَ اشْدُدْ اَزْرَهُ وَ اعْمُرِ اللّـهُمَّ بِهِ بِلادَكَ وَ اَحْيِ بِهِ عِبادَكَ

---------------------------------------

یادداشت

بحران معیشت و مطالبات مردم از دولت از منظر معظم له

متأسفانه در ماه های اخیر بحران شديد اقتصادى و معیشتی مردم به اوج خود رسیده است، بحرانی که حاصل فقدان برنامه ريزى دقيق و نظارت دولت است؛ از این رهگذرزندگی معیشتی مردم به شدت سخت و طاقت فرسا شده است؛ چرا که نخستين قربانى بحران ها آنها هستند.

مشکلاتی از قبیل مسائل مربوط به بازار ارز و سکه و گرانی اجناس و مواد غذایی و سقوط ارزش پول ملی، فشار زیادی را به مردم به ویژه اقشار کم درآمد وارد کردهو مردم را با مشکلات عدیدۀ معیشتی روبرو کرده است. مشکلاتی که دامن گیر آحاد مردم شده و مدام از قشر متوسط کاسته و به قشر فقرا افزوده است.

مسلّماً تداوم این چالش خطرناک دستگاه هاى اقتصادى کشور را فلج خواهد کرد و بحران شديدى سراسر كشور را فرا خواهد گرفت؛ همانگونه که در فضای کنونی، نظام اقتصادى كشور، با بحران معیشتی مواجه شده است؛ بی جهت نیست که مردم از مسئولان به شدت گلایه مندند و در انتظار فرو نشستن بحران اقتصادى اند . البته ما نیز از این مشکلات عدیدۀ معیشتی آنان، گرانی ها و قیمت های جهنده به شدت ناراحتیم. لذا در صددیم تا با طرح دغدغه ها و مطالبات مردم به مسئولان، به نوبۀ خود به بخشی از وظیفه خود عمل کرده باشیم.

بحران معیشتی و نقش دولت

بی تردید نقش مديران جامعه در ايجاد بحران معیشتی، از همه بيش تر است؛ در این میان سوء مديريت و برنامه ريزى ضعیف، ركود جامعه و فقر را رقم زده است. حال آنکه بعضى از ملل جهان با كمترين امكانات و معادن و ذخائر؛ ولى مديريتى صحيح و نظامى فعال مشكلات خود را حل نموده اند. اما در کشور، نظام معیشتی مردم به سبب سوء مديريت به شدت تضعیف شده است.

این بحران در حالی است که جامعه فقير می تواند با مديريت صحيح روى پاى خود بايستد ولى سوء تدبير در یک جامعه منشأ پيدايش فقر و بسيارى ديگر از ناهنجارى هاى اجتماعى، اقتصادی و معیشتی مى گردد. در كشورى كه با مديريت ضعيف اداره شود، استعدادها شكوفا نشده و از تخصص و كارآيى نخبگان استفاده بهينه نمى شود و منابع ثروت (اراضى، آب ها و معادن) به حال خود رها مى شوند و همۀ این امور به ناکارآمدی دولت ها بر می گردد.

البته عدهای مسائل و مشکلات کشور را به گردن خارجیها میاندازند درحالیکه باید مشکل را هرکسی از خودش شروع کند و باید صادقانه با مشکلات برخورد کرد.

 صادقانه این است که هرکس به ویژه دولت، سهم خود را در مشکلات بپذیرد، بی شک اگر دنبال سرچشمههای مشکلات می رفتیم این مشکلات پیش نمیآید. چرا که بسیاری از مشکلات، داخلی است و باید با مدیریت درست آن را حل کرد؛ به عنوان نمونه تا به امروز هرچه مسئولان دولت، مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه دور هم نشستند، خبری نشد که این امر حاکی از سوء مدیریت هاست که باید برای آن فکری کرد.

منشأ مطالبات ملت از دولت در تحقق توازن معیشت

بی شک اجراى احكام اسلام به طور صحيح و خالى از هرج و مرج و كشمكش، بدون دخالت حكومت امكان پذير نيست. در این بین تنظيم و ساماندهى روابط اقتصادى مردم با يكديگر كه مجموعه معاملات و دادوستدهاى مالى است و همچنين رفع اختلافات و منازعات در اين ارتباط چيزى نيست كه بدون قدرت حكومت انجام پذيرد.

لذا تأمين معیشت مردم و حفظ اموال مردم و نظارت بر امور اقتصادی و معیشتی جامعه و نظارت بر نرخ ها چيزى نيست كه به وسيله خود مردم و به صورت خود جوش انجام پذيرد بلكه اجراى آنها در هر جامعه اى بدون نظارت حكومت ميسر نيست.

این مهم به نوبۀ خود موید اصل مطالبه خواهی به عنوان يكى از حقوق مردم در برابر مسئولان است؛ چراکه طرح مطالبه، كليد حل مشكلات است، و در هر جامعه نشانه جنب و جوش افكار و بيدارى انديشه هاست.

از جمله مطالبات مردم از دولت ، برنامه ريزى كامل و همه جانبه براى پيشرفت و تعالى مردم در تمام جنبه هاى معنوى و مادى است، چرا كه نخستين گام در طريق خير خواهى امت، چيزى جز برنامه ريزى صحيح نيست.

 به اين ترتيب مسئولان باید در درجه نخست، برنامه صحيح و جامعى را كه تضمين و تأمين كننده منافع معنوى و مادى توده هاى مردم و سبب رسيدن به كمال مطلوب است با حداقل ضايعات، تنظيم كنند؛ اين معنا در دنياى امروز از اهميت فوق العاده اى برخوردار است و صاحبان فكر و انديشه معتقدند كه اشكالاتى كه در نظام هاى اجتماعى پيدا مى شود، نخست به خاطر عدم برنامه ريزى صحيح است.

از سوی دیگر یکی از اهداف نظام اقتصادى اسلام برقرارى عدالت اجتماعى و ارتقای سطح معيشت طبقات ضعيف به سطح معيشت طبقه اكثریت و معمولى جامعه است.

البته اجراى عدالت اجتماعى و اقامه قسط و عدل هرگز با توصيه و نصيحت و اندرزهاى اخلاقى انجام نمى شود. اين دولت است كه بايد به ميدان آيد، و چنگال ظالمان را از گريبان مظلومان جدا سازد؛ و حقوق مستضعفان را باز ستاند.

به بيان ديگر، دولت اسلامى باید در سياستگذارى ها و برنامه ريزى ها، فعاليت هاى اقتصادى كشور را در مسير رشد و توسعه قرار دهد؛ توليدكنندگان، تاجران و فعالان عرصه اقتصادى را به سوی ارتقای معیشت جامعه سوق دهد تا طى يك فرآيند حساب شده، جهت گيرى برنامه ها به بهره مندى اقشار مختلف مردم از امكانات طبيعى كشور و بسط عدالت اجتماعى ختم شود.

اهمیت این مسأله از آن جهت است که در عين حال كه به تفاوت هاى فكرى و استعدادى و داده هاى درونى و ذاتى افراد و پيدايش اختلافات مالى و طبقات اقتصادى ، توجّه می شود، و یا عامل كار و سعى و تلاش افراد، در جمع آورى ثروت و در نتيجه به وجود آمدن تفاوت هاى سرمايه اى، تأثير جدّى دارد، لیکن در عين حال و با توجّه به هر دو حقيقت، مسأله برخوردارى تمام افراد جامعه از يك زندگى معقول و مناسب شؤون، مطالبه ای انکار ناپذیر است.

بر این اساس ایجاد توازن در سطح معيشت اينگونه است كه مال به اندازه اى در دسترس افراد جامعه باشد كه امكان معيشت در سطح عمومى را براى آحاد جامعه فراهم سازد؛ چنين هدفى در نظام اقتصادى اسلام هدفى آنى و لحظه اى نيست بلكه هدفى است اساسى كه دولت اسلامى از طرق مختلف قانونى بايد براى نيل به آن اقدام كند.

دولت از ریخت و پاش پرهیز کند

بی شک مصرف بى رويّه و اسراف و تبذير و ريخت و پاش گروهى مرفّه و ناآگاه، به سيستم اقتصادى جامعه آسيب مى رساند. مصرف نامتعادل، هم ثروت هاى جامعه را هدر مى دهد و بنيه اقتصادى كشور را ضعيف مى سازد و هم سبب فشار روانى، اقتصادی و میعشتی بر توده مردم، به ويژه قشرهاى محروم، مى شود.

از مصاديق اين مصرف نامتعادل كه به نظام اقتصادى جامعه آسيب مى رساند، مى توان به ریخت و پاش ها و بودجه های سرسام آور نهادهای دولتی و حقوق های نجومی اشاره کرد.

اصولاً جامعه اى كه برخی از دولتمردان آن، مرفه ترين زندگى را داشته باشند، در ناز و نعمت غوطه ور، و در اسراف و تبذير غرق باشند، ، در حالى كه گروه ديگرى كه اكثريت را تشكيل مى دهند از ابتدايى ترين و ساده ترين وسيله زندگى انسانى محروم باشند چنين جامعه اى نه جامعه اى است كه اسلام آن را بپسندد و نه رنگ جامعه انسانى دارد.

به راستی چرا اينهمه مواهب الهى بى دليل در اختيار يك عده معدود قرار گيرد و اكثريت در ميان انواع محروميت ها، درد و رنج ها، گرسنگى و بيماري ها دست و پا بزنند.

چنين جامعه اى قطعاً مملو از كينه و دشمنى و حسادت و كبر و غرور و ظلم و ستم و خودكامگى و استكبار، و هر گونه عوامل تباهى است.

در اين گونه جوامع؛ جلسات اشراف، هميشه از مجالس تهيدستان جدا بوده است، محله هاى آنها جدا، و اجتماع آنها جدا و آداب و رسومشان كاملا متفاوت، و حتى قبرستان هايشان هم از هم جدا بوده است!.

اين جدايى كه بر خلاف روح بشريت، و روح تمام قوانين آسمانى است، براى هيچ مرد الهى قابل تحمل نبوده و نيست.

حال برای برون رفت از این چالش، «حرمت اسراف و تبذير» و منع تمام ريخت و پاش ها و مصرف هاى غير معقول در دستگاه های دولتی از جمله الزامات مهم دولت براى ارتقاء سطح معيشت مردم و حفظ شؤون اجتماعى آنان است؛ مطالبه ای راهبردی که در عمل با اما و اگر های متعدد دولت مواجه شده است.

حال آنکه اگر تقوای الهی باشد مسائل امروز کشور به وجود نمیآمد؛ در مملکتی که مردم توانایی پرداخت اجاره ندارند و آواره میشوند برخی دیگر حقوقهای بالای صد میلیون میگیرند و موضوع حقوقهای سرسامآور مطرح است؛ دیگر می توان خود را شیعه علی علیه السلام نامید؟ این اختلاس هایی که می بینیم و بحث های هزار میلیاردی است، حقوق های نجومی و بالاتر از آن واقعا جای سوال است.

تأسف آور تر این است که بعضى از افراد نادان يا مغرض و مخالف اسلام بعضاً مى كوشند تا به ریخت و پاش ها صيغه اسلامى بدهند.

حال آنکه مسئولان بايد به زندگانى ساده، همچون زندگانى ضعفاى اجتماع روى آورند تا مايه آرامش و تسكين براى قشرهاى محروم گردد و در فشار غم و اندوه به سر نبرند و سر به طغيان بر نياورند.و این افراد عادى جامعه هستند که در بهره گيرى از مواهب حيات به صورت معتدل و دور از اسراف و تبذير آزادند.

بنابراین دولت باید براى پيش گيرى از پديده شوم ولنگاری در مصرف، دستگاه ها و شركت هاى وابسته به خود و بخش هاى خصوصى و مردمى را وادار کند تا از مصرف بى رويّه اموال و روى آوردن به تجمل پرستى و اشرافى گرى بپرهيزند.

گرانی کمر مردم را شکسته است

گرانی وحشتناک در جامعه، مهم ترین مشکل اقتصادی و معیشتی مردم است؛ که به تعبیر برخی کمر جامعه را شکسته است، درحالیکه نقش دولت در مشکلات گرانی غیر قابل انکار است. چرا که شاهدیم دولت در بالا و پایین رفتن بازار ارز نقش دارد.

لذا مسئولان بدانند این روزها در هر جلسه ای می نشینیم، سخن از گرانی است، کاش گرانی ٢٠ درصد و ٥٠ درصد بود؛ امروز گرانی ١٠٠ درصد و ٢٠٠ درصد داریم و حقوق بگیران، کارمندان و کارگران ما بیچاره شده اند.

آری بحث روز مردم گرانی است؛ موضوع گرانیها مردم را آزار میدهد، برخی از مردم در تامین مایحتاج اولیه خود دچار مشکل هستند. وضع عجیبی شده، قیمت ها روز به روز شده و غوغا می کند، حال آنان که حقوق ثابتی دارند، کارگران و اقشار آسیب پذیر، واقعاً گرفتار مشکل هستند.

از این رو مسئولان این مساله را جدی بگیرند و به صورت شبانه روزی به فکر راه حل باشند. به ویژه آنکه باید در بودجه سال آینده برای مشکل گرانیها و معیشت مردم فکری شود.

شکی نیست که اگر شرایط فعلی کشور را درک نکنیم و وحدت به هم بخورد همه لطمه میبینند، لذا همه باید مشکلات کشور را مد نظر داشته باشند.

در این بین دولت باید در این گرانی روزافزون کاری انجام دهد و سر مردم را به مسائل فرعی و حاشیه ای از قبیل حضور بانوان در ورزشگاهها و... گرم نکرده و به واقعیتها فکر کند.

متأسفانه غرب گرایان در دولت، بر اين باورند كه براى رشد و توسعه جامعه، نياز است عده اى قربانى شوند و گروهى خواه ناخواه زير چرخ شتابان رشد قرار گيرند و گرنه نمى توان به توسعه انديشيد، زيرا اجراى برنامه ها بر اساس عدالت و مراعات همه جوانب كار و راضى نگه داشتن تمامى اقشار جامعه، حركت توسعه را كند مى كند!؛ مثلًا در شتاب سازندگى، تورم امرى اجتناب ناپذير است! حال آنکه همين مسئله بر قشر آسيب پذير جامعه فشار مى آورد.

اینگونه است که در عمل شاهدیم ناهمخوانى در عرضه و تقاضا به شدت قيمت ها را دچار نوسان کرده ، واردات، صادرات و زمان تعيين شده هر يك از آنها، به طور مستقيم در التهاب بازار نقش آفرين شده است. هم چنین سقوط فاجعه بار ارزش پول ملی ، به طور محسوس بر قيمت ها و عجز و ناتوانی قدرت خرید مردم به شدت تأثير گذاشته است.

روشن است كه تأثيرگذارى بر اين امور يا تصميم گيرى هاى كلان در مورد اينها از عهده بازار خارج است، بلكه در اين امور تنها دولت مى تواند و بايد تصميم بگيرد و در ارتباط با هر يك از اينها و ميزان آنها سياست گذارى مناسب داشته باشد تا بتواند قيمت ها را كنترل كند و از تورم و ركود پيش گيرى نمايد.

اهمیت این مسأله وقتی دو چندان می شود که بدانیم گرچه قيمت ها را فروشندگان و عرضه و تقاضا معيّن مى كنند؛ ولى در صورتى كه اجناس از لوازم ضرورى و مايحتاج مردم باشد و فروشندگان با ايجاد جنگ روانى و احتكار و بازار سياه و به هدف سودجويى و ستم به مردم از فروش عادلانه كالاها امتناع ورزند، دولت باید به قيمت گذارى اقدام كند.

لذا در جنس هاى خاص و مواردى ويژه لازم است دولت به قيمت گذارى اقدام كند تا از اجحاف در حق معیشت مردم جلوگيرى شود و آثار مخرّب روانى و اجتماعى گرانى دامان جامعه را نگيرد.

آری مسئولان دولتی باید در چنین وضعیت حاد معیشتی، دخالت و قيمت گذارى كنند و يا كالاهاى ذخيره كرده خود را وارد بازار كنند تا از اين طريق قيمت ها را کاهش دهند.

در حقیقت دولت باید ريشه يابى كند و گرانى را در ريشه ها بخشكانند؛ دولت بايد بازار سياه را بشكند و از قرار گرفتن كالا در دست گروهى سودطلب جلوگيرى كند تا عرضه به صورت طبيعى درآيد و قيمت ها تنزل يابد.

همۀ این مطالبات از آنجا نشأت می گیرد که دولت موظف است برای پيش گيرى از نوسانات شديد قيمت ها، و ايجاد ثبات نسبى در بازار و توازن معیشتی جامعه تلاش کند.

تیم اقتصادی دولت ضعیف است

بی شک مديریت اجرایی کشور براى وصول به اهداف خود، در سازمان و تشكيلاتى كه تحت پوشش مديريّت او ست بايد همراهان همفكر و هم عقيده، جدّى، صالح، امين و درستكار داشته باشد كه آنها را به تدريج از ميان افراد لايق جذب كند.

در این بین نبايد از تغيير مدیران ضعیف ترديد به خود راه داد، گاه شرايط ايجاب مى كند كه يك مسئول جاى خود را به مسئول ديگرى بسپارد كه با آن شرايط هماهنگ تر، و براى انجام آن مأموريّت مناسب تر است.

از سوی دیگر هنگامی که در مسايل اجتماعى و سياسى براى گزينش افراد، جهت پست هاى حسّاس و يا در ادامه كار اگر نقطه ضعف هايى وجود داشته باشد كه در سرنوشت جامعه مؤثر است، افشا كردن آنها و مطالبه خواهی مردم به خاطر اهميت حفظ نظام جامعه اسلامى واجب مى شود و كسانى كه بر اين گونه عيوب سرپوش مى نهند ، در واقع مصالح جامعه اسلامى را فداى اشخاص مى كنند.

اینچنین است که شاهدیم بسیاری از مردم با ما تماس میگیرند و می گویند چرا مشکلات ما از طریق مراجع، به مسئولان تذکر داده نمیشود؟ ما بارها در جلسات خصوصی و عمومی این مشکلات را گوشزد کردهایم، باز هم عرض میکنیم که مردم به شدت از مسئولان شکایت دارند.

مردم معتقدند، تیم اقتصادی دولت ضعیف است. حال چه اصراری دارند که مشکلات به دست آنها حل شود؟ چرا این تیم ضعیف را عوض نمیکنند؟ چرا صاحبنظران باتجربه اقتصادی را فرا نمیخوانند؟

لزوم باز توزیع ثروت برای عبور از چالش معیشت

با توجه به آنكه بيشتر اموال مردم در دست حكومت هاست، خيانت در آن اموال و رسيدن آن به گروهى معدود و دريغ داشتن آن از ديگران، باعث مشکلات معیشتی جامعه مى شود.

چرا که يكى از عوامل مهم نابسامانی های اقتصادی و معیشتی بسيارى از مردم، بهره مندى طبقه خاص از اموال عمومى است؛ اين امتيازات بى دليل سبب مى شود كه گروهى پيوسته ثروتمندتر شوند و گروه ديگرى بر خاك مذلّت و فقر بنشينند.البته تولّى امور توسط ناكارآمدان و نابكاران، سبب انباشت ثروت در دست جمعى خواهد شد و در نتيجه گروهى ديگر فقير و برده آنان مى شوند.

لذا اسلام با آميختن اخلاق و اقتصاد، و طرح بايدها و نبايدهاى اخلاقى در حوزه اقتصاد، عملًا چشمه هاى توليد ثروت هاى نامشروع، كه باعث توزيع ناعادلانه ثروت مى گردد را مسدود نموده، تا ثروت به طور عادلانه در بين تمام اقشار جامعه توزيع گردد.

بر این اساس تأمين زندگى متوسط و قابل قبول اجتماعى براى نيازمندان و جلوگيرى از انباشته شدن فوق العاده ثروت در دست توانگران و نظام توزيع ثروت و درآمد در کشور و تأمین نيازهاى اساسى و حياتى هر فرد به غذا، پوشاك، مسكن، آموزش و بهداشت باید مورد توجه دولت قرار گیرد.

منشأ تحقق این مهم آن است که اسلام تأمين نيازهاى ضرورى را بر مبنای توزیع عادلانۀ ثروت بر دولت به عنوان مسئوليت و تعهد واجب کرده است؛ چرا که در نگاه دين، اگر حکومت حقوق مالى مردم را پرداخت كند و عادلانه به توزيع آن مبادرت ورزد، آحاد مردم از آن بى نياز مى شوند.

در این زمینه امام صادق عليه السلام مى فرمايد: «إنّ الناس يستغنون إذا عدل بينهم ؛ آن گاه كه ميان مردم عدالت (در توزيع ثروت ها و درآمدها) حاكم شود، همگان بى نياز مى شوند».،

بر اين اساس بسيارى از برنامه ها و سياستگذارى هاى اقتصادى اسلام، مانند خمس، زكات، انفاق هاى واجب، وقف، هبه و غيره كه در فرهنگ دين قرار دارد و تعاليمى چون ايثار، انصاف، دگردوستى، مواسات و ... ساز و كارهاى توزيعى ثروت هستند كه اسلام جهت رسيدن به عدالت اقتصادى اجتماعى و كاهش فاصله فقر و ثروت، طراحى كرده است.

بنابراین دولت موظف است امكانات عمومى را كه به همه مردم تعلق دارد، به گونه اى در اختيار آحاد مردم قرار دهد كه فرصت هاى رشد وترقى براى همگان فراهم گردد.

در این زمینه اميرمؤمنان على عليه السلام در بيانى مى فرمايد: من بيت المال را همانند پيامبر صلى الله عليه و آله به طور برابر تقسيم مى كنم و آن را ويژه ثروتمندان نمى سازم: «أعطيت كما كان رسول اللَّه يعطي بالسويّة ولم أجعلها دولةً بين الأغنياء».،

اينگونه است كه در زمان حكومت كوتاه آن حضرت بر كوفه، با وجود جنگ ها و درگيرى هاى پياپى، همه طبقات مردم از زندگى آبرومندانه برخوردار شدند.

بنابراین ايجاد توازن اقتصادی و معیشتی ميان افراد جامعه و تقارن نسبى سطح زندگى انسان ها در بستر توزیع عادلانۀ ثروت از جمله اهداف اقتصاد اسلامى است.

البته در بينش دينى، نابرابرى هاىِ ناشى از ميزان استعداد، مهارت، ابتكار، تلاش و قابليت هاى ديگر شخصى، پذيرفتنى است، بلكه براى بقاى حيات انسان و جامعه ضرورى است.

اما اگر دامنه نابرابرى ها به اينجا برسد كه عده اى، در توزيع منابع اوليه، امكانات زيستى و مشاغل و فرصت هاى اجتماعى بيش از حقّ و توان و استعداد خود مطالبه كنند، در آن صورت جامعه در معرض طغيان ها و آشوب هاى شديد اجتماعى قرار مى گيرد.

لذا ثروت ها، چه ثروت هاى قبل از توليد و چه ثروت هاى پس از آن، نباید تنها در دست ثروتمندان دور زند، بلكه بايد به صورت عادلانه ميان همه توزيع شود و هر كس به سهم خود از آن بهره مند گردد، زيرا تمركز و تراكم آن در دست طبقه خاص، باعث آسيب هاى فراوان اجتماعى و معیشتی مى شود و امنيت اقتصادی جامعه را متزلزل مى سازد.

این مطالبه راهبردی در حالی است که دولتمردان هرگز نتوانسته اند توزيع عادلانه ثروت را آنچنان که باید و شاید براى توده هاى مردم به ارمغان آورند و برخی سیاستگذاری ها و رانت خواری ها، ثروت هاى كلان را در اختيار عده اى معدود قرار داده و در دست گروهى خاص متمركز کرده است.

تبعات اين تقسيم ناعادلانه و غير منطقى ثروت و منابع مالى تا بدان حد است که وقتی دولت تصميم مى گيرد اموال دولتى را به بخش خصوصى واگذار كند، باز همان گروه خاص هستند كه آن را تصاحب مى نمايند.

لیکن علیرغم استمرار بی اعتنایی دولت نسبت به توزيع عادلانه ثروت؛ افزایش سطح شعور اجتماعى در جامعه در بالاترین حد ممکن ؛ به مطالبه گری و عدالت طلبی و اعتراض آحاد مردم نسبت به تهدید نظام معیشتی آنان منتهی شده است.

طبيعى است كه راهکار برون رفت از این نقیصه از سوی دولت، نفی اقتصاد سرمایه داری و اهتمام به اقتصاد مردمی و مشاركت مردم در برنامه هاى اقتصادى است؛ لذا دولت بايد زمينه مشاركت مردم را فراهم كند و به توان آنها تكيه نمايد،به يقين همان گونه كه توده مردم در عرصه جهاد بر ضد دشمن نقش اساسى ایفا کردند، در جهاد سازندگى و توسعه اقتصادى و معیشتی نيز نقش آنان انكارناپذير خواهد بود.

دولت تشریفات را کم کند و به داد محرومان برسد

اين نكته را نبايد فراموش كرد كه فلسفه اصلى دولت حفظ حقوق اقشار آسیب پذیر و حمايت از آنها است، چرا كه ثروتمندان با تكيه بر ثروت خود نه تنها حق خويش را مى گيرند، بلكه افزون بر آن را نيز مى طلبند، بنا بر اين اگر دولت و قانون حامى مظلومان و مستضعفان نباشد، فلسفه وجودى خود را به كلى از دست مى دهد و گاه به بازيچه اى در دست صاحبان قدرت و ثروت، براى توجيه سیاست های نادرست خود تبديل مى شود.

لذا دولت باید بخشى از بيت المال را به مساكين و نيازمندان و از كار افتادگان اختصاص دهد؛ برای تحقق این مهم نه تنها تك تك افراد جامعه بايد خود را از باتلاق تشريفات زندگى و زرق و برق دنيا برهانند و به سوى زندگى ساده و پاك گام بردارند، بلكه، دولت نیز علاوه بر تهيّه كردن چنين بسترى از نظر فرهنگى و اجتماعى براى عموم مردم، خود بايد در دستگاه هاى خويش اين امر مقدّس را شروع كند. تا شايد با اصلاح اين معضل اجتماعى و ادارى، از یک سو قسمت مهمّى از فساد ادارى و گره هاى كور اقتصادى رفع گردد و از سوی دیگر محرومان مورد حمایت قرار گیرند.

با این اوصاف لزوم حل مشکلات اقتصادی مردم و برنامه ریزی دقیق مسؤولان جهت تامین مایحتاج اولیه مردم در آستانه سال جدید با توجه به مشکلات عظیمی که وجود دارد، و مردم به ویژه اقشار محروم و کم درآمد تحت فشار مضاعف هستند، غیر قابل انکار است.

بنابراین به دولتمردان تأکید می کنیم تشریفات را کم کنید و به جای آن به خانواده های ضعیف رسیدگی کنید، در ایام عید برای سفرهای خارجی خرج بسیاری می شود، در شرایطی که کشور در مضیقه مالی است و خانواده های ضعیف هم زیاد هستند، توصیه می شود که از این هزینه ها و خرج ها کم و به فقرا و خانواده های کم درآمد رسیدگی شود.

البته مسؤولان باید عملاً نشان دهند که تشریفات را کم کرده و به نوبه خود به جای آن به محرومان کمک می کنند. باید دانست وجدان انسانی و ایمان به مبانی اسلام وظایف سنگینی در این شرایط برای ما تعیین کرده است.

سخن آخر: (مبادا با توجیهگری مطالبات مردم را نادیده بگیرید)

پدیدۀ شوم «توجيه گرى » بلائى است فراگير كه گروه عظيمى از مردم اعم از عوام و خواص را در برگرفته، و خطر بزرگ آن اين است كه راه هاى اصلاح را به روى گنهكاران مى بندد، و گاه واقعيت ها را حتى در نظر خود انسان دگرگون جلوه مى دهد.

بسيارند كسانى كه«ترس و جبن» خود را به عنوان« احتياط»، و«حرص» را به «تامين آينده» و« تهور» را به«قاطعيت» و«ضعف نفس» را به«حيا» و«بى عرضگى» را به« زهد» و«ارتكاب حرام» را به« كلاه شرعى» و« فرار از زير بار مسئوليت» را به« ثابت نبودن موضوع» و« ضعف ها و كوتاهي ها» ى خود را به« قضا و قدر» توجيه مى كنند، و چه دردناك است كه انسان با دست خود راه نجات را به روى خود ببندد؟! گرچه اين مفاهيم هر كدام در جاى خود معنى صحيحى دارد، ولى اشكال در اين است كه آن را تحريف كرده، و نتيجه وارونه مى گيرند، و چه زيان هاى عظيمى كه از اين رهگذر از سوی برخی مسئولان به مردم تحمیل شده است؟!

لذا شایسته است دولت از توجيه گرى پيرامون عوامل شكست و اصرار بر تبرئه خويش، يا افكندن گناه به گردن «اشخاص» يا «عوامل» ديگر به شدت پرهيز كرد، چرا كه چيزى خطرناك تر از آن نيست كه انسان، ضعف ها و نارسائي هاى خود را ناديده بگيرد، و به گردن ديگران بيندازد، و بار ديگر ضربه بخورد و شكست ها تكرار شود.

هم چنین دولت محترم باید در بررسى عوامل ناكامى ، شجاعت به خرج دهد؛ تعصب و رو در وایسى را كنار گذاشته؛ و با توكل بر خدا و خلوص نيت و صفاى قلب، و شهامت لازم، مسائل را مورد بررسى قرار دهد؛ و تمام مسؤوليت هاى ناشى از کم کاری خود را پذيرا شود كه تنها در اين صورت مى توان علل واقعى بحران معیشت مردم را دريافت، و از آن نردبانى براى ارتقای وضعیت اقتصادی و معیشتی مردم ساخت، و پلى براى پيروزى دولت و ملت!

حال خطاب به دولتمردان باید گفت: مبادا توجیهگری کنید و مسئله مطالبات مردم را نادیده بگیرید، واقعیات باید پذیرفته شود و مشکلات را باید حل کرد، مسئولان بدانند مطالبات اقتصادی خاموش نشده و مردم نگران مشکلات اقتصادی و معیشتی خود هستند و تا این مشکل برطرف نشود، ریشه مشکلات حل نمیشود، باید واقعاً برای مردم کار شود و در برنامه بودجه سال جاری نباید تحمیلات تازهای بر گردن مردم گذاشته شود و نمایندگان مردم و رئیسجمهور و هیئت دولت توجه کنند که با بودجه باید بار مردم کم شود نه اینکه بر بار مردم افزوده شود.

البته مردم نیز باید مطالبات خود را در فضای وحدت و یکپارچگی مطالبه کنند تا مبادا دشمن فرصتی برای سوء استفاده به دست بیاورد.

---------------------------------------

یادداشت

مقام و جایگاه «مادر» در اسلام از منظر معظم له

گرچه در جهان امروز در باره مقام مادر سخن بسيار گفته مى شود و حتى روز بیستم جمادی الثانی مطابق با ولادت اسوه مادران عالم، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام رابه نام «روز مادر» و تکریم از شخصیت والای این موجود مقدس اختصاص داده اند.

 اما متاسفانه وضع تمدن ماشينى چنان است كه رابطه پدران و مادران را از فرزندان خيلى زود قطع مى كند آن چنان كه كمتر روابط عاطفى بعد از بزرگ شدن در ميان آنها ديده مى شود.

منظره دردناك آسايشگاه هاى بزرگسالان در جوامع بشری كه مركز پدران و مادران ناتوانى است كه از كار افتاده اند و از خانواده طرد شده اند شاهد بسيار گويايى براى اين حقيقت تلخ است.

مردان و زنانى كه بعد از يك عمر خدمت، و تحويل فرزندان متعدد به جامعه در ايامى كه نياز شديدى به عواطف فرزندان، و كمك هاى آنها دارند، به كلى رانده مى شوند، و در آنجا در انتظار مرگ روزشمارى مى كنند، و چشم به در دوخته اند كه آشنايى از در درآيد، انتظارى كه شايد در سال يك يا دو بار بيشتر تكرار نمى شود! به راستى تصور چنين حالتى زندگى را براى انسان از همان آغازش تلخ مى كند و اين است راه و رسم دنياى مادى و تمدن منهاى ايمان و مذهب.

این چالش جهانی در حالی است که در اسلام آیات و روايات شگفت انگيزى در اين زمينه وجود دارد كه اهميت فوق العاده مقام مادر را به مسلمانان توصيه مى كند، تا نه تنها در سخن، بلکه در عمل ، در اين باره بكوشند.

اگرچه عواطف انسانى و مسأله حق شناسى به تنهايى براى رعايت احترام در برابر والدين كافى است، ولى چون اسلام در مسائلى كه هم عقل در آن استقلال كامل دارد و هم عاطفه آن را به وضوح درمى يابد سكوت نمى كند، بلكه براى تأكيد در چنين موارد دستورهاى لازم را صادر مى كند، در مورد احترام والدين به ویژه قدرشناسی از مقام مادر آن قدر تأكيد كرده است كه در كمتر مسأله اى چنين ديده مى شود.

مادر؛ اساس خانواده و پناهگاه فرزندان

واژه«ام » (مادر) در لغت به معنى اصل و اساس هر چيزى است و اگر«مادر» را «ام» مى گويند به خاطر اين است كه اساس و اصل فرزندان و ريشه خانواده و پناهگاه فرزندان در حوادث و مشكلات مى باشد. و فرزندان در مشكلات به او پناه مى برند، و نزد او مى مانند.

مادر شدن و اجر ویژه آن در کلام رسول خداصلی الله علیه و آله

در حديثى مى خوانيم: ام سلمه خدمت پيامبر صلی الله علیه و آله رسيد و عرض كرد: همه افتخارات نصيب مردان شده، زنان بيچاره چه سهمى از اين افتخارات دارند: پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود:« بلى اذا حملت المرأة كانت بمنزلة الصائم القائم المجاهد بنفسه و ماله فى سبيل اللَّه فاذا وضعت كان لها من الاجر ما لا يدرى احد ما هو لعظمة، فاذا ارضعت كان لها بكل مصة كعدل عتق محرر من ولد اسماعيل، فاذا فرغت من رضاعه ضرب ملك كريم على جنبها و قال استانفى العمل فقد غفر لك!؛ آرى (زنان هم افتخارات فراوانى دارند) هنگامى كه زن باردار مى شود در تمام طول مدت حمل به منزله روزه دار و شب زنده دار و مجاهد در راه خدا با جان و مال است، و هنگامى كه وضع حمل مى كند آن قدر خدا به او پاداش مى دهد كه هيچكس حد آن را از عظمت نميداند، و هنگامى كه فرزندش را شير مى دهد در برابر هر مكيدنى از سوى كودك خداوند پاداش آزاد كردن برده اى از فرزندان اسماعيل را به او مى دهد، و هنگامى كه دوران شيرخوارگى كودك تمام شد يكى از فرشتگان بزرگوار خداوند بر پهلوى او مى زند و مى گويد: برنامه اعمال خود را از نو آغاز كن چرا كه خداوند همه گناهان تو را بخشيده! (گويى نامه عملت از نو آغاز مى شود)،،

شکر گزاری از پدر و مادر به مثابۀ شکر خداوند

در آيات قرآن اهميت زيادى به احترام و اكرام به پدر و مادر، داده شده است؛ خداوند در قرآن مجيد صريحاً دستور شكرگزارى نسبت به پدر و مادر را صادر كرده و آن را در كنار شكرگزارى از خودش قرار داده است، لذا مى فرمايد: «وَوَصَّيْنا الْانْسانُ بِوالِدَيْهِ.. انِ اشْكُرْ لى وَلِوالِدَيْكَ الَىَ الْمَصير؛ ما به انسان درباره پدر و مادرش سفارش كرديم...كه براى من و براى پدر و مادرت شكرگزارى كن كه بازگشت همه شما به سوى من است».،

زحمت بی شائبه مادر مهربان

آن گاه زحمات فوق العاده مادر و لزوم حق شناسى در برابر مادر مورد تأکید قرار گرفته و آمده است: «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ كُرْهاً وَ وَضَعَتْهُ كُرْهاً وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً؛مادر، او را با اكراه و ناراحتى حمل مى كند، و با ناراحتى بر زمين مى گذارد، و دوران حمل و از شير باز گرفتنش سى ماه است»

اين مساله از نظر علمى ثابت شده، و تجربه نيز نشان داده كه مادران به هنگام باردارى هر روز رنج و ناراحتى تازه اى را متحمّل مى شوند.

 مادران در دوران باردارى گرفتار وهن و سستى مى شوند، چرا كه شيره جان و مغز استخوانشان را به پرورش جنين خود اختصاص مى دهند، و بهترین مواد حياتى وجود خود را تقديم او مى دارند.

لذا از نخستين روزهاى انعقاد نطفه، حالت مادر دگرگون مى شود، و ناراحتي ها پشت هم پدید مى آيد، حالتى كه به آن «ويار» می گویند و يكى از سخت ترين حالات مادر است.که به گفتۀ پزشكان بر اثر كمبودهايى است كه در جسم مادر به خاطر ايثار به فرزند رخ مى دهد.

 به همين دليل، مادران در دوران باردارى گرفتار كمبود انواع ويتامينها مى شوند كه اگر جبران نگردد ناراحتي هايى براى آنها به وجود مى آورد.

در ادامه هر قدر جنين رشد و نمو بيشتر مى كند مواد بيشترى از شيره جان مادر مى گيرد، و حتى روى استخوانهاى او و اعصابش اثر مى گذارد، گاه خواب و خوراك و استراحت و آرامش را از او مى گيرد، و در آخر دوران حمل راه رفتن و حتى نشست و برخاست براى او مشكل مى شود اما با صبر و حوصله تمام و به عشق فرزندى كه به زودى چشم به دنيا مى گشايد و بر روى مادر لبخند مى زند تمام اين ناملائمات را تحمل مى كند.

آری دوران وضع حمل، يكى از سخت ترين لحظات زندگى مادر است تا آنجا كه گاه مادر جان خود را بر سر فرزند مى نهد.

به هر حال پس از آنکه مادر بار سنگينش را بر زمين گذارد، دوران سخت ديگرى شروع مى شود، حتى نارسایی های جسمی مادر در دوران رضاع و شير دادن نيز ادامه مى يابد، چرا كه «شير، شيره جان مادر است».

هم چنین دوران مراقبت دائم و شبانه روزى از فرزند، دورانى است كه مادر بايد به تمام نيازهاى كودكى پاسخ گويد؛ کودکی که هيچگونه قدرت بر بيان نيازهاى خود ندارد، اگر دردى دارد نمى تواند محل درد را تعيين كند، و اگر ناراحتى از گرسنگى و تشنگى و گرما و سرما دارد قادر به بيان آن نيست، جز اينكه ناله سر دهد و اشك ريزد، و مادر بايد با كنجكاوى و صبر و حوصله تمام يك يك اين نيازها را تشخيص دهد و برآورده كند.

بيماري هاى مختلفى كه در اين دوران دامان نوزاد را مى گيرد و مادر بايد با شكيبايى فوق العاده به مقابله با آنها برخيزد مشكل ديگرى است. نظافت فرزند در اين دوران مشكلى است طاقت فرسا، و تامين غذاى او كه از شيره جان مادر گرفته مى شود ايثارى است بزرگ.

آری «مادر» در طول حدأقل سى ماه بزرگترين ايثار و فداكارى را هم از نظر روحى و عاطفى، و هم از نظر جسمى، و هم از جهت خدمات در مورد فرزندش انجام مى دهد.

 جالب اينكه خداوند در آغاز آیۀ شریفه قرآن، توصيه در باره هر دو مى كند ولى به هنگام بيان زحمات و خدمات، روى زحمات مادر تکیه می کند و تنها از ناراحتي هاى مادر سخن به ميان آورده و سخنى از پدر در ميان نيست که البته نه به خاطر عدم اهميت آن است، چرا كه پدر نيز در بسيارى از اين مشكلات شريك مادر است، ولى چون مادر سهم بيشترى دارد بيشتر روى او تكيه شده است تا انسان متوجه ايثارگري های مادر و حق عظيم او گردد.

بی شک اين شكرگزارى ها افزون بر اين كه باعث پرورش روح انسان مى شود، آحاد جامعه را به اکرام و احترام بيشتر به مادر تشويق مى كند و اگر مى بينيم در دنياى امروز طى مراسمى از مقام مادر قدردانى مى كنند براى همان آثار مثبتى است كه اين كار در ارتقای قدرشناسی عمومی مردم از مقام مادر و پيشرفت جامعه دارد.

حضرت عیسی علیه السلام و قدرشناسی از مادر

گرچه حضرت مسيح علیه السلام که به فرمان نافذ پروردگار از مادر بدون پدر تولد يافت ولی همین اندازه که در آيه شریفۀ قرآن کریم از زبان او مى خوانيم«و برا بوالدتي ؛، مرا نيكوكار و قدردان و خيرخواه، نسبت به مادرم قرار داده است» كه در مقام بر شمردن افتخارات خود نيكوكارى نسبت به مادر را ذكر مى كند و دليل روشنى بر اهميت مقام مادر و قدرشناسی آن حضرت است. چرا که قدرشناسی از حقوق مادر، انسان را به مقام قرب الهى می رساند، و مشمول الطاف خاص خداوند قرار می دهد .

اولویت در احسان به مادر نسبت به پدر در کلام پیامبر صلی الله علیه و آله

اسلام برترين احترام را براى پدر و مادر قائل است، به نحوی که كه حتى در صورت مشرك بودن، و دعوت به شرك كردن كه منفورترين كارها در نظر اسلام است باز حفظ احترام آنها را در عين عدم پذيرش دعوت آنها به شرك واجب مى شمرد.

در قرآن نیز ذكر نيكى به پدر و مادر، بلافاصله بعد از مبارزه با شرك، و قبل از دستورهاى مهمى همانند تحريم قتل نفس، و اجراى اصول عدالت، دليل بر اهميت فوق العاده حق پدر و مادر در دستورهاى اسلامى است.

اهمیت نیکی به پدر و مادر وقتى روشن تر مى شود كه توجه كنيم به جاى «تحريم آزار پدر و مادر» ، موضوع احسان و نيكى كردن« وَ بِالْوالِدَيْنِ إِحْساناً؛ نسبت به آنها نيكى كنيد»، ذكر شده است، يعنى نه تنها ايجاد ناراحتى براى آنها حرام است بلكه علاوه بر آن، احسان و نيكى در مورد آنان نيز لازم و ضرورى است.

لذا حق پدر و مادر از مسائلى است كه در قرآن مجيد زياد روى آن تكيه شده و كمتر موضوعى است كه اين قدر مورد تاكيد واقع شده باشد، و در پنج مورد از قرآن، بعد از توحيد قرار گرفته است از اين تعبيرهاى مكرر استفاده مى شود كه ميان اين دو ارتباط و پيوندى است و در حقيقت چنين است چون بزرگترين نعمت، نعمت هستى و حيات است كه در درجه اول از ناحيه خدا است، و در مراحل بعد به پدر و مادر ارتباط دارد، زيرا كه فرزند، بخشى از وجود پدر و مادر است، بنا بر اين ترك حقوق پدر و مادر، هم دوش شرك به خدا است.

اما در این میان، رعایت حق مادر از اولویت بیش تری برخوردار است به نحوی که رسول اکرم صلی الله علیه و آله در کلامی گهربار، فرزندان را به اولویت نیکوکاری درباره مادر توصیه فرمودهاند؛ در حديثى از امام صادق علیه السلام مى خوانيم: مردى نزد پيامبر صلی الله علیه و آله آمد و عرض كرد: «يا رسول اللَّه من ابر؟ قال امك، قال ثم من؟ قال امك! قال ثم من قال امك! قال ثم من قال اباك!؛ اى پيامبر به چه كسى نيكويى كنم؟ فرمود: به مادرت، عرض كرد بعد از او به چه كسى؟ فرمود: به مادرت، بار سوم عرض كرد بعد از او به چه كسى؟ فرمود: به مادرت، در چهارمين بار كه اين سؤال را تكرار كرد، فرمود: به پدرت» ،

اولویت حق مادر

آری حق مادر حتی از حق پدر برتر است و به قدری گسترده و مهم است که رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: هرگاه در نماز مستحب بودی و پدرت تو را فرا خواند، نمازت را قطع نکن؛ ولی اگر مادرت تو را فرا خواند نمازت را قطع و اجابتش کن.،

فزونی نیکی به مادر

و یا امام باقر علیه السلام که میفرماید: حضرت موسیبن عمران علیه السلام سه بار به خدا عرض کرد: پروردگارا! به من توصیهای کن! خدای سبحان در هر سه بار فرمود: تو را به خودم سفارش میکنم؛ آنگاه عرض کرد: پروردگارا! مرا سفارش کن! فرمود: تو را سفارش میکنم به مادرت. سپس عرض کرد: پروردگارا! مرا سفارش کن. فرمود: تو را به مادت سفارش میکنم. باز گفت: پروردگارا! مرا سفارش کن. فرمود: تو را به پدرت سفارش میکنم.،

حق مادر؛ دو برابر حق پدر

از این جهت است که اما باقر علیه السلام فرمود: حق مادر از نیکی، دو سوم و برای پدر یک سوم است.،

بی شک شرح درد و رنج هاى مادر در راه پرورش فرزند هم به خاطر اين است كه محسوس تر و ملموس تر است، و هم به خاطر اين كه زحمات مادر در مقايسه با پدر از اهميت بيشترى برخوردار است، و به همين دليل در روايات اسلامى تاكيد بيشترى در مورد مادر شده است.

چرا بهشت زیر پای مادران است؟

بدون شك اگر زحمات فراوانى را كه مادر از هنگام حمل تا وضع حمل و دوران شيرخوارى و تا زمان بزرگ شدن او تحمل مى كند، رنج ها و تعب ها و بيداري ها و بيماري ها و پرستاري ها را كه او با آغوش باز در راه فرزند خود پذيرا مى گردد در نظر بگيريم، خواهيم ديد كه هر قدر انسان در اين راه بكوشد باز هم در برابر حقوق مادر بدهكار است.

در حديث ديگرى كه در بسيارى از كتب آمده است پيامبر صلی الله علیه و آله فرمود:«الجنة تحت اقدام الامهات؛ بهشت زير پاى مادران است»، لذا تنها از طريق خضوع و همچون خاك راه بودن در برابر آنها مى توان به بهشت برين راه يافت.

جهاد یا ماندن در کنار مادر؟!

با اينكه جهاد يكى از مهم ترين برنامه هاى اسلامى است، اما تا جنبه وجوب عينى پيدا نكند، يعنى داوطلب به قدر كافى باشد، در خدمت پدر و مادر بودن از آن مهم تر است و اگر موجب ناراحتى آنها شود شركت در جهاد جايز نيست.،

در حديثى از امام صادق عليه السلام مى خوانيم كه مردى نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و عرض كرد: من جوانى بانشاط و ورزيده ام و جهاد را دوست دارم، ولى مادرى دارم كه از شركت من در جهاد غمناك مى شود. حضرت فرمود: «ارجع فكن مع والدتك فوالذي بعثني بالحق لانسها بك ليلة خير من جهاد في سبيل الله ؛ برگرد و با مادر خويش باش، قسم به خدايى كه مرا به حق مبعوث ساخته است، اگر يك شب مادر با تو مأنوس باشد بهتر است از يك سال جهاد در راه خدا». ،

و یا در تعبیر دیگری از پيامبر صلی الله علیه و آله می خوانیم:« أ لك والدة قال نعم قال ل فان الجنة تحت قدمها؛ آيا مادرى دارى عرض كرد آرى، فرمود: در خدمت مادر باش كه بهشت زير پاى مادران است»،

بی شک در مورد ساير واجبات كفايى و نيز مستحبات، مسأله چنان است كه در مورد جهاد گفته شد.

آیا می توان حق مادر را ادا کرد؟

در حديثى به اين مضمون از پيامبر صلی الله علیه و آله آمده است؛ كه مردى مشغول طواف بود و مادر پير و ناتوان خود را بر دوش گرفته و طواف مى داد، پيامبر صلی الله علیه و آله را در همان حال مشاهده كرد عرض كرد : هل اديت حقها ؛آيا حق مادرم را با اين كار انجام دادم، پيامبر در جواب فرمود: لا و لا بزفرة واحدة؛ نه حتى جبران يكى از ناله هاى او را به هنگام وضع حمل نکردی!

سخن آخر:( تجلیل از مقام مادر؛ نشانۀ مسلمان واقعی)

اصولا دين مجموعه اى است از آداب است؛ ادب در برابر خدا، ادب در مقابل پيامبر صلى الله عليه و اله و پيشوايان معصوم عليهم السلام، ادب در مقابل استاد و معلم، و پدر و مادر، و عالم و دانشمند.

در این بین پدر و مادر به سال هايى از عمر مى رسند كه نگهدارى و تحملشان مشكل مى شود، اينجا است كه بايد فرزندان، امتحان خود را در زمينه حق شناسى و اطاعت فرمان خدا بدهند، و از پدران و مادران به بهترين وجه نگاهدارى كنند.

لذا هر كس شايسته نام انسان و مسلمان واقعی است بايد در برابر پدر و مادر حق شناس باشد، و احترام و تكريم و نيكى به آنها را در تمام عمر فراموش نكند، هر چند با اين اعمال هرگز نمى تواند دين خود را به آنها ادا كند.

البته مساله نيكى به پدر و مادر از اصول انسانى است كه حتى كسانى كه پايبند به دين و مذهبى نيستند نيز طبق الهام فطرت به آن جذب مى شوند، بنا بر اين آنها كه پشت پا به اين وظيفه بزرگ مى زنند، نه تنها مسلمان واقعى نيستند كه نام انسان براى آنها شايسته نيست.

---------------------------------------

پرونده ویژه

ابعاد پیروزی مقاومت در سوریه از منظر معظم له

بی شک مقاومت قهرمانانه دلیرمردان جبهۀ مقاومت در سوریه و در برابر ائتلاف ننگین مثلث عبری، عربی و غربی با تمام تلخیهایش ثمرات شیرین و ماندگاری داشت.

از یکسو ثابت شد که نه تنها عمر شکستهای آمریکا و متحدانش در منطقه روز به روز کوتاهتر میشود بلکه اسرائیل غاصب نیز در بدترین وضعیت ممکن قرار گرفت به نحوی که با سیطرۀ کامل مقاومت در اقصی نقاط سوریه و در نزدیک ترین مکان ممکن به اسراییل، اگر در آینده رژیم صهیونیستی خطای احمقانه ای را مرتکب شود به یقین عمر شکست این ائتلاف شوم و فروپاسی غدۀ سرطانی در کمترین زمان ممکن مهیا خواهد شد.

 بی شک پیروزیهای اخیر جریان مقاومت تجربه بسیار موفقی بود که همه آن را دیدند و باید از این مسأله برای آینده اقتدار اسلام از آن استفاده کنیم، در حال حاضر باید مراقب و هوشیار باشیم و فکر نکنیم که داعش تمام شد و دشمن خاموش میشود بلکه شایسته است با هوشیاری و قدرت به این مسیر ادامه دهیم که برای تبیین مسیر پیش رو ، لازم است ابعاد مختلف این مساله تبیین شود چراکه باطن بسیاری از حقایق ناپیدای تحولات سوریه را نشان داد..

سوریه محور مقاومت است

باید دانست آمریکا و غربی ها به دلیل شکست در عراق و افغانستان، استراتژی خود را تغییر داده و با هدف تضعیف جبهۀ مقاومت، مسلمانان را به جان هم انداختند به گونه ای که مسلمانان با پول و سرمایه خود به جان هم افتاده و اسرائیل غاصب به عنوان دشمن اصلی اسلام مصون بماند.

در این بین اقدامات دولت هایی هم چون ترکیه، عربستان و قطر و شخصیت هایی مانند قرضاوی به دلیل همگرایی در برابر نقشه های استکبار و صهیونیسم تعجب آور و تأسف آور بود؛ کشورهایی به ظاهر اسلامی که با هجمه های سنگین خود به دولت و ملت سوریه و حتی ارسال اسلحه و اعزم تروریست به سوریه ، دنبال تجزیه این کشور و تضعیف پایگاه مقاومت در منطقه بودند.

این حیرت آور بود که دولت های ترکیه، عربستان و قطر به نیابت از آمریکا و صهیونیسم با پول خود با سوریه جنگیدند، چرا که نقشه غرب از تهاجم به سوریه این بود که آنها دنبال از بین بردن سوریه به عنوان خط مقدم مبارزه با اسرائیل غاصب ، از میان برداشتن حزب الله لبنان، ساقط کردن دولت عراق و در نهایت هجمه به ایران بودند تا از این طریق کل خاورمیانه را زیر سلطه داشته باشند.

لذا سوریه محور مقاومت است و مساله سوریه مساله مقاومت است، نه مساله بشار اسد و حزب حاکم بر این کشور، اینها می خواهند محور مقاومت را از بین ببرند، در چنین شرایطی هر انسانی که اندکی اطلاعات ابتدایی هم داشته باشد این مساله را درک می کند.

بی شک آمریکا اگر موفق می شد محور مقاومت را بزند سراغ عراق و سپس ایران می رفت و همه باید به این مساله عالم باشند؛ متاسفانه اکثر رسانه های جمعی دست دشمنان است و آنها از هر طریقی برای تحریف این حقیقت تلاش می کنند.

البته این خواب شوم به هیچ عنوان تعبیر نشد و علیرغم حملات ناجوانمردانه و سنگین دشمنان برای ساقط کردن دولت سوریه و حاکم شدن آمریکا بر این کشور و نابودی مقاومت، لیکن به هدف خود نرسیدند و در نهایت با شکست مفتضحانۀ متحدان آمریکا و پیروزی غرورانگیز جبهۀ مقاومت همراه شد.

پیروزی بر داعش نتیجه اتحاد مسلمانان بود

خودكامگى ها ، افزون طلبى ها ، برترى جويى ها و انتقام جويى ها عامل اصلی اختلاف و عدم اتّحاد و همدلى در جهان اسلام است که به یکی از مشكلات اساسى مسلمانان تبدیل است.

حال آنکه وحدت و اتحاد، رمز پيروزى امت اسلامی در مبارزه سر نوشت ساز علیه قدرت های استکباری است.چرا که در راه حق و عدالت و موجب رضاى خداست.

در حقیقت مهم ترين عوامل پيروزى در برابر دشمنان، انسجام و به هم پيوستگى صفوف در ميدان نبرد است، نه تنها در نبردهاى نظامى كه در نبرد سياسى و اقتصادى نيز جز از طريق وحدت كارى ساخته نيست.

وحدت كلمه، همان چيزى است كه از مهم ترين عوامل پيروزى سربازان اسلام در عصر پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بر دشمنان نيرومند و مجهّز بود و همان چيزى است كه آثار آن را در عصر و زمان خود، در ميان اقوام و ملت ها مى بينيم. گروه هاى اندكى را مى بينيم كه در سايه انسجام و اتّحاد، بر دشمنان خود كه بسيار از آنها فزون تر بودند، امّا نفاق و پراكندگى بر آنها حاكم بود، پيروز شدند.

اینگونه است که در قرآن کریم نیز بر وحدت صفوف مسلمين كه مهم ترين عامل پيروزى در نبرد با دشمن است؛ تأكيد شده است؛ لذا خداوند مى فرمايد: « انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الَّذينَ يُقاتِلُونَ فى سَبيلِهِ صَفّاً كَانَّهُمْ بُنْيانٌ مَرْصُوصٌ ؛ خداوند كسانى را دوست مى دارد كه در راه او همچون بنايى آهنين و استوار پيكار مى كنند»

در پیروزی اخیر جریان مقاومت در سوریه شاهد بودیم که مبارزان اسلام و سربازان و مدافعان حرم اهل بیت علیه السلام، يكدست و يكپارچه مطيع فرمان ولایت فقیه بودند و پيروزى چشم گيرى به سرعت نصيبشان شد و با شجاعت و فداكارى و همدلى و وحدت صفوف دشمن را در هم شكستند و آتش فتنه را خاموش ساختند.

در نتیجه پیروزی بر داعش نتیجه اتحاد در سوریه و عراق را نمایان کرد؛ یعنی وقتی مسلمانها متحد شدند و شیعه و اهل سنت دست به دست هم دادند، توانستند بر دشمن خطرناک پیروز شوند.

حال برای اینکه اتحاد مسلمین محکم باشد باید تمام مذاهب اسلامی به مقدسات یکدیگر احترام بگذارند، نباید اجازه داد که شیعیان به مقدسات اهل سنت اهانت کرده و یا این که اهل سنت به مقدسات شیعه اهانت کنند؛ چرا که در وهلۀ نخست هیچ مذهبی نباید به مقدسات مذهب دیگر اهانت کند و از سوی دیگر اتحاد و همگرایی زمینه ساز شکوه اقتدار امت اسلامی در مواجهه با دشمنان اسلام خواهد بود.

شكست داعش بدون ايران ممكن نبود

اسلام براى حمايت از مظلوم و نجات وى از چنگال ظالم، به مسلمانان دستور مى دهد كه با ظالم بجنگند؛ حتّى اگر مظلوم غير مسلمان باشد. لذا حمایت از دیگر ملت های آزاده و مسلمان يكى از بركات انقلاب اسلامى ايران است كه دستاورد خون هزاران شهيد مظلوم است.

آيه شريفه قرآن کریم سند محكمى بر ادّعاى فوق است:« وَمَا لَكُمْ لَاتُقَاتِلُونَ فِى سَبِيلِ اللَّهِ وَالْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجَالِ وَالنِّسَاءِ وَالْوِلْدَانِ الَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنَا أَخْرِجْنَا مِنْ هَذِهِ الْقَرْيَةِ الظَّالِمِ أَهْلُهَا وَاجْعَل لَّنَا مِن لَّدُنْكَ وَلِيّاً وَاجْعَل لَّنَا مِنْ لَّدُنْكَ نَصِيراً؛ چرا در راه خدا، و (براى رهايى) مردان و زنان و كودكانى كه (به دست ستمگران) تضعيف شده اند، پيكار نمى كنيد؟! همان افراد (ستمديده اى) كه مى گويند: «پروردگارا! ما را از اين شهر (مكّه) كه اهلش ستمگرند، بيرون ببر (و رهايى ببخش)؛ و از سوى خود، براى ما سرپرستى قرار ده؛ و از جانب خود، يار و ياورى براى ما مقرر فرما».

با توجّه به آيه شريفه فوق، اگر دولت و ملّت سرافراز ايران، شعار حمايت از ملل مظلوم سوریه، عراق، فلسطین، بحرین، یمن، لبنان و افغانستان و ديگر ملّت هاى مورد ظلم و ستم ستمگران را سر مى دهد جاى تعجّب نيست، چرا كه به مضمون آيه شريفه عمل مى كنند. و بايد به نداى هر مظلومى در هر كجاى جهان از آمريكا گرفته تا آفريقا و از اروپا گرفته تا آسيا و استراليا لبيك گفت، و در حدّ وسع و امكانات به يارى آنها شتافت، و آنان را از چنگال ستمگران و استثمارگران نجات داد، تا جرأت تكرار ظلم را نداشته باشند.

 تعجّب از بعضى دولت هاى اسلامى است كه بر خلاف آيه شريفه مورد بحث نه تنها از مسلمانان تحت ظلم و ستم در سوریه حمايت نمى كنند، و آنها را از چنگال جنایتکاران تکفیری نجات نمى دهند، بلكه با دشمنان مردم سوریه رابطه برقرار كرده، و با حمایت های مالی و تسلیحاتی براى برچيدن حكومت مردمى بشار اسد دست در دست آمریکا و اسراییل ظالم مى گذارند.

از سوی دیگر همه دنیا فهمیدند که مهم ترین حامی مردم مظلوم سوریه که در عمل از هیچگونه کمکی مضایقه ندارد ایران است در حالی که سران مرتجع عرب برای نابودی مردم سوریه توطئه چینی کردند و با صراحت اعتراف کردند تمام کمک را ایران به آنها در این نبرد نابرابر کرده است و به این ترتیب اتحادیه عرب و گروههای وابسته که با پولهای سعودی و قطر تغذیه میشدند، کاملاً رسوا گشتند و به این ترتیب نظام جمهوری اسلامی ایران به عنوان تنها یار وفادار مسلمانان مظلوم شناخته شد و این افتخار بزرگی است برای ما.

در اینجا تأکید میکنیم که برخی رژیم های مزدور عربی یقین داشته باشند در سوریه دیگر جایگاهی ندارند چرا که همه دریافتند هدف رژیم های مرتجع عرب، نجات مردم سوریه نیست بلکه خدمت به آمریکا و اسرائیل است و این هدف یقیناً محکوم به شکست است.

ملت های مسلمان و دیگر جوامع بشری بدانند این ایران اسلامی بود که ابتدا پرچم مبارزه فکری با تکفیر را برداشت ولی رسانه های بیگانه باز هم به ناحق می گویند ایران حامی تروریست است!

این واقعاً عجیب است که ما با این همه اقدامات و سرمایه گذاری برای از بین بردن این تفکر، باز هم متهم می شویم.

غربی ها دائم می گویند ایران از تروریست ها حمایت می کند، در حالی که اگر امروز ایران نبود داعش در دمشق و بغداد بود.!

البته در ادامه و پس از مهاجرت معکوس تروریست ها به کشور های غربی ، دولت های اروپایی می توانند روی کمک های ایران حساب باز کنند چرا که بدون ایران نه مشکل داعش در عراق حل می شد و نه در سوریه و حضور ایران برای حل این چالش در اقصی نقاط دنیا لازم و ضروری است.

تغییر معادلات منطقهای به زیان تل آویو

نگاه منصفانه به ویژه پس از اضمحلال و فروپاشی تروریست ها در منطقه نشان میدهد که انقلاب اسلامی نقشه سیاسی و معادلات منطقه را به شدت تغییر داده است، چرا که دستاوردهای راهبردی جمهوری اسلامی ایران به نمایندگی از جبهۀ مقاومت در سوریه، لبنان و عراق، به بیداری عمومی مردم در جهان اسلام منتهی شده و اینچنین ، نقشه منطقه ای به شدت تغییر کرده است.

لذا شور و غوغايى در جهان بر ضدّ اسرائيل متجاوز و خونخوار برپا شده و عليرغم سكوت مرگبار حاميان اسرایيل مخصوصآ آمريكا و عدهاى از سران كشورهاى عربى، سيل اعتراضات مردمى به سوى اسرایيل غاصب و آمریکا و رژیم های حامی تروریسم سرازير شده است.

این دستاورد پیروزی های مردمی مقاومت است که در عمل ماهيت اسرائيل و نيات حاميان او را مخصوصاً آمريكا و بعضى از سران كشورهاى عربى را آشكار ساخت و داغ ننگى بر پيشانى آنها نهاد.

پیروزی های جریان مقاومت بسیاری از پرده ها را کنار زد و معلوم شد شورشیان سوریه که اسم ارتش آزاد را بر خود گذاشته اند همکار اسرائیل هستند و دستشان با رژیم صهیونیستی در یک کاسه است؛ همگان دریافتنده حکام مرتجع عرب و دولتمردان قطر، ترکیه و عربستان دست شان با اسرائیل در یک کاسه است.

همچنین ماهیت ننگین سازمان های بین المللی در قبال تجاوز آشکار آمریکا به سوریه نیز در افکار عمومی آشکار گردید؛ به راستی مجامع بین المللی برای چه چیزی درست شده اند و فلسفه وجودی شان چیست؟ این نشان می دهد قانونی در دنیا حاکم نیست و دنیا به دوران قانون جنگل برگشته است.

اتحادیه عرب نیز به جای این که تجاوز رژیم صهیونیستی و جریانات تروریستی به سوریه را محکوم کند ساده از کنار مسائل می گذرد.

با همۀ این تفاسیر،تحولات و مسائل منطقه نشان میدهد مسیری که نظام اسلامی در دفاع از سوریه و عراق در پیش گرفته، مسیری صحیح، الهی و انسانی است چرا که جریان مقاومت از طریق ارتقای شعور عموی در جهان، ریشه آنهایی که به بیداری اسلامی ضربه می زنند را قطع کرده است.

 لذا امروز رژیم غاصب اسراییل بیش از هر زمان دیگری، رسواتر است و افکار عمومی مردم جهان علیه اسرائیل است و همه مسلمانان و مردم جهان از اسرائیل روز به روز منفورتر می شوند و فقط آمریکا و استکبار از اسرائیل حمایت می کنند.

از سوی دیگر حضور جریان مقاومت پشت دروازههای اسرائیل، زمزمۀ فروپاشی کامل رژیم صهیونیستی را به شدت تقویت کرده است چرا که جریان مقاومت می تواند تا عمق آن پیشروی کند .

از سوی دیگر آمریکا حمایت بیقید و شرط خود از جنایات اسرائیل که برای مصرف داخلی کشورش به سبب سلطه صهیونیستها بر آن صورت گرفت روزبهروز در صحنه جهان منفورتر میشوند و این بهای سنگینی است که باید در برابر حمایت بی قید و شرط اسرائیل آمریکاییها بپردازند.

 از این رو می گوئیم ذلیلترین ایام برای اسرائیل همین حالا است.اين بار تل آویو بازنده اصلى و نهایی است كه بايد طعم تلخ شكست سنگین را توأم با منفوريت در سراسر جهان بچشد. و صد البته اینها همه نتیجه و برکت انقلاب اسلامی ایران است.

لزوم تشکیل «مجمع علمی شامات» در سوریه پسا تروریسم

بی تردید مبارزه نظامی با گروه های تکفیری لازم است ولی کافی نیست بلکه باید ریشههای فکری این گروه توسط علمای اسلام خشکانده شود.

اهمیت این مسأله از آن جهت است که تکفیریها از انحرافات سه گانه برخوردارند؛ اولین بحث استبداد رأی است به این معنا که تکفیریها عملاً درک کتاب و سنت را به انحصار خود درآوردند و میگویند مفهوم شرک و ایمان و توسل و بدعت همان چیزی است که ما اعلام میکنیم و همه مسلمانها باید مطیع ما باشند و هر کسی که تمرد کند مستحق قتل خواهد بود. آنها مخالفان نظر خود را حتی علمای سلف را کافر میپندارند.

یکی از علل اصلی فعالیتهای جنایتکارانه تکفیریان نیز همین استبداد رأی است اگر آنها به آیه قرآن کریم در مورد مشورت با علمای بزرگ عمل میکردند خود را از این راه پرسنگلاخ نجات میدادند و به راه مستقیم برمیگشتند.

دومین دلیل خطای آنها در به کارگیری روش ایمانی به برخی آیات قرآن و کفران برخی آیات دیگر است. ما اعتقاد داریم این منشأ بسیاری از مشکلات کنونی است و جهان اسلام را دچار صدمات زیادی کرده است.

آنها تنها بخشی از آیات قرآن کریم که موافق نظرات خودشان است را انتخاب کرده و آیات دیگر را که مخالف نظر آنهاست را توجهی نمیکنند. به طور مثال آنها استدلال میکنند که قرآن از زبان پیامبر صلی الله علیه و آله میگوید، من برای خود نفع و ضرری نمیبینم مگر آنچه خداوند میداند و اگر از غیب خبری داشتم برای خود خیر کثیر جمع میکردم. این در حالی است که آنها به بخش دیگری از آیات قرآن کریم که ناظر به همین آیه است توجهی نمیکنند.

آنها هرچه با نظرشان در توافق است(خودمفسری)، به آن عمل میکنند و مستند گفتههای خود قرار میدهند و این مصیبت بزرگی است برای اینکه ما باید به همه آیات الهی ایمان بیاوریم و به آنها عمل کنیم.

هم چنین خطای تکفیریها در تفسیر شرک و ایمان از دیگر انحرافات این جریان متحجر است؛ آنها برخی آیات را برای تکفیر همه مسلمانان مورد استناد قرار میدهند و میگویند هر کسی که یا علی و یا رسولالله میگوید و شفاعت میخواهد مشرک است، بنابراین خون و عرض و ناموس او مباح است و هیچ تفاوتی بین افراد کنونی و جاهلیت صدر اسلام قرار نمیدهند، بلکه افرادی که امروز هستند را بدتر از مشرکان زمان جاهلیت میدانند؛ این در حالی است که مفهوم شرک و ایمان در آیات قرآنی واضح است.

لذا ما با درد بسیار اعلام میکنیم آنها از کتاب و سنت جز اندکی را درک نکردند به دلیل آنکه نزد علمای راستین اسلام درس نیاموختند و قرآن و سنت نبوی را به نحو خطا تفسیر میکنند و آنها هرگز نخواهند توانست همه علوم اسلامی را داشته باشند.

از این رو تنها بیان مشکلات و دردها کافی نیست، بلکه جستوجوی راهحلها و درمانهای مناسب برای ریشهکنی این اندیشههای افراطی ضروری است، زیرا اندیشهی این تکفیری ها چهره اسلام را مشوح ساخته است، در حالی که جهان امروز تشنه پذیرش اسلام است و همه مومنان و مسلمانان که شهادتین را میگویند باید در کنار هم زندگی کنند و دست در دست هم وحدت میان خود را تحقق بخشند و تنها در این صورت است که هیچ بیگانهای نمیتواند بر آنها سلطهگری کند.

البته فداکاری ها و ایثارگری های مدافعان حرم در نابودی تروریسم خدمت خوبى به جهان اسلام کرد و چهره كريه خشونت بارى را كه اين گروه، از اسلام، در برابر جهانيان ترسيم كرده اند تا حدّ زيادى اصلاح کرد و نشان داد مسلمانان واقعى از اين كارها بيزارند، گرچه برچيدن آثار منفى آن اعمال خشونت بار كه ساليان دراز انجام شده به اين آسانى ممكن نيست، به خصوص اين كه بهانه خوبى به دست ارباب كليسا و صهيونيست ها داده، كه آن را چهره واقعى اسلام معرّفى كنند و جهانيان را از آن بترسانند.

بر این اساس علیرغم پیروزهای غرور انگیز جریان مقاومت، از بین بردن و ریشه کن کردن کامل آنان با وسایل و ابزارهای نظامی و سیاسی ممکن نیست بلکه باید همه تلاش کنیم علمای دینی کنار هم جمع شود و مسائل اعتقادی و اندیشهای که اینها مطرح میکنند و سبب فریب جوانان میشود مورد بررسی قرار گیرد.

نكته جالب اين كه كتابخانه هاى ما شيعيان مملو است از كتب اهل سنّت و حتّى كتب وهّابيان و هيچ ترسى از وجود اين كتاب ها بر مذهب خود نداريم، در حالى كه كمتر كتابخانه اى در عربستان مى يابيد كه كتب شيعه را داشته باشد.

اين گونه تعصّب ها در هيچ زمان مقبول نبوده تا چه رسد در عصر ما، به همين دليل حاميان اين گونه تعصّب ها بايد بساط خود را جمع كنند و به گذشته تاريخ ملحق شوند! چرا که جوانان وهّابى حق دارند از بزرگترهاى خود در اين باره سؤال كنند كه چرا كتب ساير مذاهب اسلامى و كتب نقد علمى و منطقى وهّابيّت در اختيار آنها نيست؟!

البته اين سخت گيرى ها و تعصّب خشك در قشر معتدل و روشن فكر وهّابى كمتر ديده مى شود و براى گفتمان هاى منطقى با ديگران اعلام آمادگى كرده اند و اين طليعه پربركتى است.

 به راستی تا چه زمانی بنشینیم و شاهد ریختن خون مسلمانان در دنیا باشیم. این گروه منحرف آبروی اسلام را به خطر انداختهاند، اسلامی که دین رافت و مهربانی و رحمت است به واسطه اعمال این گروه خطرناک به عنوان آئین خشونت معرفی شده است.

وظیفه ما این است که به دنیا بگوییم این گروه منحرف هیچ نسبتی با اسلام ندارند و اینها کاملا از اسلام جدا هستند. وظیفه ما خشکاندن ریشههای فکر گروههای افراطی و تکفیری است.

باید اذعان نمود بزرگترین خطر برای دنیای اسلام وهابیت است، اینها مشتی آدم کش و وحشی هستند که بدون قید، آبروی اسلام را میبرند و ویران میکنند و میکشند. لذا وهابیت باید به عالم اسلام و بشریت معرفی شوند و گفته شود که اینها جزو مسلمین نیستند البته این کار تنها با نیروی نظامی امکان پذیر نیست و باید آموزش را مورد توجه قرار داد.

حوزههای علمیه باید در این زمینه شاگردان خوبی را پرورش دهند، البته فعالیتهای خوبی در این زمینه انجام شده که باید گسترش یابد. بر اساس فعالیت ما نیز اخیراً اهل سنت هم برنامههایی را شروع کردهاند؛ در چچن برخی علمای اهل سنت و شیوخ الازهر جمع شدند و بیانیه نهایی آنها این بود که وهابیت جزو اهل تسنن نیست و عربستان از این اقدام بسیار عصبانی شد. لذا اهل تسنن هم خط خود را از وهابیت جدا کردهاند، منابعی جمع آوری شده که نشان می دهد؛ مرکز این فتنه وهابیت، عربستان است و البته این اطلاعات را در اختیار تمام دنیا قرار خواهیم داد که این افراد از مسلمین نیستند و دنیا نیز دیگر تکرار نکند که اسلام دین خشونت است؛ پاپ هم اخیراً این را متوجه شده و اعلام کرده است که اسلام دین رحمت است و داعش ربطی به اسلام ندارد.

آری ما باید در راستای بسط عقیده و فکر خود تلاش کنیم و در این راه از ابزارهای مختلف بهره بگیریم، به ویژه تشکیل «مجمع علمای شامات» ، که اقدامی خوب در این راستا به شمار می آید و باید در سوریه پساتروریسم و دیگر کشورهای اسلامی هم چون عراق و لبنان مورد توجه قرار دهیم.

ظهور سوریه و افول عربستان

بی شک با پیروزی جریان مقاومت و کنار رفتن پرده ها، ملت سوریه برای سرنوشت خود تصمیم خواهند گرفت، لذا اصلاحات در سوریه از طریق آرای عمومی مردم و نه از طریق لوله تفنگ و کشت و کشتار به منصۀ ظور خواهد رسید و اینچنین سوریه در مسیر بازسازی و رشد و پیشرفت مجدد قرار خواهد گرفت.

لیکن پیامدهای جنایات تروریسم در سوریه روزی دامن حامیان این ترویست ها ، خصوصاً قطر و عربستان و ترکیه را می گیرد.زمزمه های فروپاشی دولت عربستان سعودی به ویژه پس از جنون این کشور در کشتار مردم یمن، به گوش می رسید؛ ضربات کوبندۀ ارتش و کمیته های مردمی یمن به دولت سعودی نیز بیش از پیش این رژیم کودک کش را در مسیر افول قرار داده است، اگر چه این کشور با حمایت های آمریکا به حیات ننگین خود ادامه می دهد.

از سوی دیگر وجدان های بیدار مردم در مورد حمایت حکام سعودی، قطر و ترکیه از تروریست ها در سوریه قضاوت خواهد کرد و این جنایات را محکومیت خواهد کرد؛ امت اسلامی خطاب به برخی کشورهای اسلامی خواهند پرسید به چه دلیل از ٤٠ کشور خارجی تروریست و تجهیزات وارد کرده اید تا مردم بیگناه را در سوریه به قتل برسانید؟ به راستی تاریخ در مورد شما که اینگونه به مدارس، دانشگاه ها، بیمارستان ها، مساجد و خانه های مردم حمله می کنید چه قضاوتی خواهد کرد؟ و همۀ این مسائل نشان می دهد افول رژیم های مرتجع عربی شدت گرفته است.

سخن آخر:( شجاعت بشار اسد در تاریخ خواهد ماند)

بی شک هر انسان آزاده ای به تحولات سوریه نگاه کند واقعیات را درک می کند، ملتی مسلمان از طریق دشمنان خارجی و از طریق حملات ناجوانمردانه و ترور مورد هجمه قرار گرفت؛ توطئه ای از سوی مثلت شوم عبری، عربی و غربی که تصمیم شان ساقط کردن حکومت و نابودی مقاومت بود لیکن دوستان سوریه از جمله ایران، حزب الله لبنان و روسیه به همراه دولت و ارتش مردمی آن کشور با مقاومت مثال زدنی از تجزیه و فروپاشی این کشور جلوگیری کردند.

در این میان بشار اسد رئیس جمهور سوریه و ارتش مردمی سوریه شجاعت خود را نشان دادند و این مساله در تاریخ نوشته می شود، چرا که از تجزیه سوریه جلوگیری کردند و مقاومت را در برابر اسرائیل حفظ کردند و از این بابت جای تقدیر دارد.

آری امروز فرصت برای مردم سوریه فراهم است و اگر متحد باشند آینده از آن آنان خواهد بود و در سایه آن عزت، سربلندی و فخر آنان نیز فراهم خواهد شد

---------------------------------------

پرونده ویژه

«منشور اقتصاد در گام دوم انقلاب» از منظر معظم له

انقلاب اسلامى ايران كه دستاورد خون هزاران شهيد مظلوم است؛ چهل سالگی خود را با موفقیت پشت سر گذاشت، البته دشمنان ما مخصوصاً آمریکا ٤٠ سال درباره ما دروغ گفتند و تهمت زدند و تهدید و تحریم کردند تا به عقیدۀ باطل خود، نظام اسلامی را متزلزل سازند و گروهی که دست نشاندۀ خودشان هستند را بر کشور ما حاکم کنند ولی حالا خودشان هم به اشتباهات و اوهام باطل خود پی بردند.

حال اکنون نوبت ماست که برای ٤٠ سال آینده، برنامه ریزی جامع و قوی و کاربردی داشته باشیم. تا بتوانیم از میان انبوه مشکلات به سلامت عبور کرده و موقعیت خود را در دنیا و منطقه تقویت کنیم.

لذا رهبر معظم انقلاب اسلامی بیانیه ای جامع و حساب شده و پرمعنی و راهگشا تحت عنوان گام دوم انقلاب که ناظر بر ٤٠ سال آینده است، صادر کردند و پیداست روی آن فکر و دقت زیادی شده است.

اگر چه این بیانیه تاکنون مورد استقبال گروه های زیادی واقع شده ولی استقبال و تقدیر و تشکر به تنهایی کافی نیست، بلکه وقت آن فرا رسیده است که کارگروه هایی برای هر یک از محورهای هفتگانۀ آن بیانیه تعیین شود و برای پیاده کردن اهداف این محورها برنامه نویسی کنند.

در این میان، مسائل اقتصادی؛ یکی از محورهای هفتگانۀ این بیانیۀ ارزشمند است؛ لذا در فصل سوم این بیانیه به مسئله اقتصاد اشارهشده و آمده است: «مهمترین عیوب اقتصاد، وابستگی به نفت، دولتی بودن بخشهایی از اقتصاد که در حیطه وظایف دولت نیست، نگاه به خارج و نه به توان و ظرفیت داخلی، استفاده اندک از ظرفیت نیروی انسانی کشور، بودجهبندی معیوب و نامتوازن و سرانجام، عدم ثبات سیاستهای اجرایی اقتصاد و عدم رعایت اولویتها و وجود هزینههای زائد و حتی مسرفانه در بخشهایی از دستگاههای حکومتی است. نتیجه اینها مشکلات زندگی مردم از قبیل بیکاری جوانها، فقر درآمدی در طبقه ضعیف و امثال آن است. راهحل این مشکلات، سیاستهای اقتصاد مقاومتی است که باید برنامههای اجرایی برای همه بخشهای آن تهیه و باقدرت و نشاط کاری و احساس مسئولیت، در دولتها پیگیری و اقدام شود.»

هم چنین در فراز دیگر می خوانیم: «اقتصاد قوی، نقطهی قوّت و عامل مهمّ سلطهناپذیری و نفوذناپذیری کشور است و اقتصاد ضعیف، نقطهی ضعف و زمینه ساز نفوذ و سلطه و دخالت دشمنان است. تأکید بر تقویت اقتصاد مستقلّ کشور که مبتنی بر تولید انبوه و با کیفیّت، و توزیع عدالتمحور، و مصرف به اندازه و بی اسراف، و مناسبات مدیریّتی خردمندانه است».

همۀ این نکات مهم و راهبردی به نوبۀ خود، ما را بر آن می دارد تا دربارۀ برنامه های راهبردی اقتصاد دقیقاً بیندیشیم و کاستی ها و ریشه ها و راه حل های اقتصاد بیمار موجود را ارائه دهیم و شرح جامع و مستدل و مستندی برای آن بنگاریم.

نفت؛ بلای جان اقتصاد ایران

بی تردید اقتصاد بيمار و وابسته، در هر جامعه اى، زمينه ساز تزلزل ارزش هاى اخلاقى، حاكميت فساد و فحشا، ازدياد بزهكارى و آلودگى هاى اجتماعى است. عقب ماندگى اقتصادى در هر جامعه، موجب عقب ماندگى در حوزه هاى سياسى، فرهنگى و نظامى است و وابستگى به بيگانگان را بر جامعه تحميل مى كند.

از جمله چالش های اقتصادى ایران اسلامی، اتکاء بر درآمدهاى نفتى است به نحوی که عمده فعاليّت های اقتصادی کشور از قبیل واردات كالا و دیگر خدمات از كشورهاى ديگر، به طور كامل وابسته به اینگونه درآمدهاست.

این چالش نشان می دهد اقتصاد ما هنوز سلامتى كامل خود را به دست نياورده، و روشن است كه چنين اقتصاد تک بُعدی عوارض و پيامدهاى متعدّدى به دنبال خواهد داشت.

در تبیین این مدعا باید گفت اقتصاد نفتی به شدت واردات محوری و مصرف گرایی را گسترش داده و از این رهگذر تولید ملی به ویژه کشاورزی در کشور تضعیف شده است؛ کار به مرحله اى رسيده است كه روستائيان به عنوان بازوی اصلی اقتصاد مولد به اميد زندگى بهتر و مزد بيشتر به شهرها، روانه شده اند و پدیدۀ تلخ حاشیه نشینی در شهرها را رقم زده اند.

هم چنین این چالش موجب گردید كشور به يك كشور تك محصولى تبديل شود كه ناچار است درآمد عمده خود را از نفت بدست آورد، و به پاى فرآورده هاى بعضاً نامرغوب کشور هایی از قبیل چین بريزد، و در انتظار روزى بنشيند كه نفت تمام شود و باتمام شدن آن همه چيز مملكت تمام گردد!

البته گوش شنوائى نیست كه فرياد آگاهان دلسوز را بشنود كه مى گفتند چرا شما محصولات كشاورزى را بی رویه از خارج وارد می کنید ولى حاضر نيستيد همان مبلغ و حتى كمتر از آن را به کشاورزان زحمت کش داخلی بدهيد تا به كار خود تشويق شوند و به شهرها جذب نگردند و روستاها را خالى و ويران نكنند.

و نيز كسى گوشش بدهكار اين حرف حساب نبود كه علیرغم درآمدهای نفتی چرا توزیع عادلانۀ ثروت در کشور به ویژه در روستاها آنچنان که باید و شاید محقق نشده است.

از سوی دیگر باید دانست با توجه به محدوديت منابع جهان و افزايش تدريجى نسل بشر، با الهام از رعايت اقتصاد و ميانه روى در مصرف، همگان باید از مواهب طبيعى عالم بهره مند شوند لذا نسل هاى آينده را نيز باید از فقر و نيازمندى نجات بخشيد ؛ این مسأله لزوم تجدید نظر در موضوع توليد بی حدو حصر فرآورده های نفتی را شدت می بخشد.

این مهم از آن جهت است که يك اقتصاد اصيل و پويا نمى تواند هميشه ناظر به زمان حال باشد، بلكه بايد«آينده » و حتى نسل هاى بعد را نيز در بر گيرد، و اين نهايت خودخواهى است كه ما تنها به فكر منافع امروز خويش باشيم و همه منابع موجود زمين را غارت كنيم و به هيچوجه به فكر آيندگان نباشيم كه آنها در چه شرائطى زندگى خواهند كرد.

لذا در مصرف منابع زیرزمینی مانند نفت باید به فکر آیندگان باشیم و بدانیم آنها نیز در این منابع سهم دارند. چرا که استفاده ی بی رویه از این منابع خلاف انصاف است. و ثروت های زیرزمینی همچون منابع نفت و گاز، پشتوانه، ثروت های ملی یک کشور است.

با همۀ این تفاسیر شاهدیم دولت دچار روزمره گی شده و به ویژه در مسائل اقتصادی، فقط به این می اندیشد که امروز را بگذراند اینکه در آینده چه بر سر مردم می آید را مد نظر ندارند.

حال آنکه مسئولان باید باید به این امر بیندیشند که با تولید بی رویۀ منابع انرژی؛ در آینده، جامعه مشکلات خاص خود را پیدا می کنند. چرا که اگر کار از کار بگذرد دیگر هرچه تأسف بخوریم بی فایده است و چه بسا قابل جبران نباشد.

بنابراین اقتصاد منهای نفت و کوچک کردن دولت ، امری منطقی و صحیح، منتهی زمان بر است که باید با برنامه ریزی مناسب و منطقی به این سمت حرکت کرد.

البته دولت با یک سری مشکلات مالی و محدودیت ها مواجه است؛ از سویی در شرایط تحریم هستیم، از سویی دیگر قیمت نفت به میزان چشمگیری کاهش یافته است، اما ما معتقدیم تقویت اقتصاد غیر نفتی و کاهش اتکای به درآمدهای نفتی امکان پذیر است؛ اساساً هیچ مشکلی نیست که راه حلی برای آن وجود نداشته باشد و در این باره نیز می توان چاره اندیشی کرد.

اقتصاد مولد؛ اساس پیشرفت کشور در گام دوم انقلاب

بى ترديد «توليد» در نظام هاى اقتصادى از اهميت فوق العاده اى برخوردار است، زيرا دوام و قوام امور اقتصادى در جوامع بشرى به آن وابسته است. حتى امروزه ميزان ثبات و امنيت هر كشورى، با ظرفيت و توان توليدى آن سنجيده مى شود.

 بالا بودن سطح توليد در هر جامعه اى، از معيارهاى سنجش پيشرفت اقتصادى آن به شمار مى رود، لذا «كشورهاى پيشرفته» به آن دسته از كشورها اطلاق مى شود كه داراى سطح بسيار بالايى از توليدات، اعم از كالا و خدمات هستند. در مقابل از كشورهايى كه از سطح توليدات داخلى ناچيزى برخوردارند «كشورهاى عقب مانده» ياد مى شود.

«توليد» عبارت است از فعاليتى كه با به كارگيرى و سازماندهى سلسله عوامل و نهاده هايى همچون سرمايه و منابع طبيعى، به ايجاد كالا و خدمات مى انجامد.در يك جمله كوتاه و ساده تر مى توان توليد را به «ايجاد فايده» تعريف كرد.،

لذا اساس كار مثبت و سازنده همان كارهاى توليدى است، و ارزش كارهاى ديگر از نظر اقتصادى به مقدارى است كه در امر توليد دخالت داشته باشد.

بدیهی است خمير مايه اصلى همه درآمدهاى سالم در اسلام «كار» است، كار در شكل توليدى ، در شكل فكرى، در شكل خدمات، و در شكل سازنده و مفيد و ثمربخش ديگر.و هر درآمدى كه به كار منتهى نشود درآمد غير سالمى است، از سوی دیگرنبايد از نقش حياتىِ تاجران و واسطه هاى در توزيع غفلت كرد، زيرا آنان هر چند به طور مستقيم در توليد كالا نقش ندارند؛ ولى از آنجا كه كار و فعاليت هاى اقتصادى آنها، انتقال كالا و رساندن آن از مراكز توليد به دست مصرف كننده است، از نظر علم اقتصاد از خدمات شمرده شده و به نوعى كار توليدى محسوب مى گردد.

اهمیت تولید در کشور از آن جهت است که «وابستگى اقتصادى» سبب بدترين نوع سلطه بيگانگان است، زيرا به دنبال خود، وابستگى سياسى و فرهنگى را بر جامعه تحميل مى كند. لذا امروزه رهايى از سلطه اقتصادىِ قدرت هاى جهانى، بدون سرمايه گذارىِ جدى در بخش توليد فرآورده هاى كشاورزى و صنعتى ممكن نيست. بلکه جامعه اسلامى زمانى مى تواند به عزت و سربلندى نايل شود كه بتواند قبل از هر چيز در بخش توليد دست كم در سطح توليدات مواد غذايى و استراتژيك به خودكفايى برسد.

محرومیت زدایی از طریق افزایش تولید و ایجاد اشتغال پایدار

«توليد» باید با انگيزه تأمين نيازمندى هاى ديگران و با هدف تقارب نسبى سطح زندگى طبقات مختلف اجتماع، صورت گیرد چرا که از جمله اهداف والاى فعاليت هاى توليدى ، رسيدگى به محرومان و نيازمندان جامعه است.

لذا هماهنگ سازى عرضه و تقاضا، حركت در راستاى نفى تورم، رسيدن به استقلال اقتصادى و خودكفايى مالى، همچنين دست يابى به عدالت اقتصادى و برطرف شدن فاصله طبقاتى، از اهداف و انگيزه هاى مهم و اساسى «توليد» به شمار مى رود.

بنابراین در تولید باید به نيازهاى واقعى و حياتى مردم توجه شده و تأمين نيازهاى ضرورى و حياتى جامعه؛ مانند خوراك، پوشاك و مسكن در اولويت قرار گیرد، در اين مكتب توليد باید در راستای تأمین نياز عموم جامعه کوشید و تا حجم اين توليدات به حدّ اشباع نيازمندى ها نرسید، توليد ساير كالاها پسنديده نيست.

هدایت نقدینگی به بخش اقتصاد مولد

يكى از مهم ترين عوامل تحقق اقتصاد مولد، نقدينه هايى است كه شايسته تبديل به فرآورده هاى مختلف اند.چه بسيار كشورهايى كه از نيروهاى جوان، موقعيت هاى جغرافيايى مناسب و معادن و منابع غنى و سرشار برخوردارند؛ ولى به علت نداشتن نقدينه كافى، توان توليد و استفاده از آن منابع طبيعى را ندارند و به همين جهت از كشورهاى عقب مانده، و توسعه نيافته به شمار مى آيند.

از نظر علمى «نقدينه» مالى است كه در توليد ثروت جديد، سهيم باشد، بنابراين ابزار توليد، مواد اوليه و نقدينگى ها، در صورتى كه نقش توليدى خود را ايفا كنند، سرمايه محسوب مى شوند.،

البته نظر به محدوديت سرمايه هاى مالى لازم است سرمايه ها به گونه اى به كار آيند كه اصل آن محفوظ بماند و به وسيله آن سرمايه هاى جديدى توليد شود. ايجاد فرهنگ سرمايه گذارى در امور مهم و حياتى و نيز اهميت دادن به سرمايه گذارى در مناطق محروم، از مهم ترين آموزه هاى اقتصادى است كه بايد مورد توجه ويژه سياستگذاران اقتصادى کشور قرار گيرد.

از این رهگذر راكد گذاشتن اموال و خروج آنها از چرخه توليد،ممنوع است چرا که وجود سرمايه دار مولّد ، يكى از اركان اصلى زندگى مادى و معنوى مردم به شمار می آید.،

در این بین دولت باید با ايجاد شبكه كنترل خود به خود، مالكيّت خصوصى افراد را از هر سو مهار كرده، صاحبان ثروت و دارائى را به سوى كار های توليدى و توسعه اقتصادى سوق دهد، چيزى كه زحمت و مديريتش بر دوش آنها؛ ولى فايده و قسمت مهم منافعش براى مردم و جامعه باشد.

آری لازم است سرمايه را «كنز» نكنیم بلكه در يك واحد توليدى كوچك يا بزرگ بكار اندازیم كه در واقع يك نوع «انفاق فى سبيل اللَّ»ه است چرا كه توليد مؤسسه اى كرديم كه عمده درآمد آن عائد كارگران مى شود و محصول آن نصيب جامعه.

کارگران؛ سهامدار کارخانهها

از ميان عوامل سه گانه توليد (نيروى انسانى، منابع طبيعى و سرمايه)، نقش نيروى انسانى از اهميت و حساسيت ويژه اى برخوردار است به گونه اى كه بدون آن، هيچ يك از دو عامل ديگر به مرحله توليد نمى رسد، زيرا اين نيروى انسانى است كه مى تواند با خلاقيت فكرى و يا قدرت جسمى، مواد خام طبيعى را به صورت صحيح و بهينه، به مرحله توليد برساند و يا خدماتى را ارائه نمايد.

اين است كه از نگاه اقتصاددانان، نيروى انسانى و بهره ورى درست از آن، پايه اصلى ثروت ملت ها را تشكيل مى دهد.،

اهمیت نیروی انسانی در اقتصاد مولد در حالی است که بر اساس سيستم اقتصادى سرمايه دارى، اصل حاكم آن است كه عامل اصلى توليد یعنی كارگر مزدش را دريافت كند و از محصول سهمى نداشته باشد و سرمايه دار، همه محصول را تملّك نمايد. البته تعيين مقدار مزد هم، به دست سرمايه دار است؛ لیکن در اقتصاد اسلامی از آنجا كه شخصيت انسان كارگر بسى گرامى تر و ارجمندتر از نقش ابزار و سرمايه است، لذا كارگر به عنوان عامل اصلى توليد، مى تواند طبق ضوابط و مقررات شرعى، در اين محصول سهيم گردد.

اين امر در مورد كارخانه ها و شركت هاى بزرگ اقتصادى بدين گونه است كه مى توان كارخانه را به كارگران به عنوان عوامل انسانى توليد اجاره داد و از آنان مال الاجاره دريافت كرد و يا عوامل كار را در سود كارخانه به نسبتى عادلانه و توافقى سهيم كرد.

افزایش تولید و عرضه ؛ پیش نیاز مهار بحران تورم

ميان نرخ تورم و سطح توليد، رابطه اى تنگاتنگ حاكم است به گونه اى كه به هم خوردن تعادل ميان عرضه و تقاضا، همواره باعث گرانى و تورم مى شود.،

در چنين شرايطى بر دولت است كه سياست هاى افزايش عرضه را در دستور كار خود قرار دهد و براى جلوگيرى از رشد تورم، به افزايش توليد روى آورد.

ناگفته پيداست كه افزايش توليد و تخفيف فشار تورم، كار يك شبه نيست، بلكه برنامه هاى درازمدتى مى طلبد كه با اقداماتى چون: حمايت از بخش توليدى با پرداخت يارانه مستقيم ، اعلان تخفيف و بخشودگى ماليات در اين بخش ، اعطاى وام و اعتبارات بلندمدت با هزينه پايين، ايجاد انگيزه لازم جهت سرمايه گذارى در بخش خصوصى و ...قابل دست رسى است.

بازی دلال ها با اقتصاد ایران

در نگاه دين سرمايه هايى كه با روش هاي دلالی و اقتصاد سوداگرانه هم چون خريد ارز وسکه، وخريد ماشين و مسکن برای چند برابر نمودن سودها، راكد مى مانند و از چرخه توليد خارج مى شوند «كنز» محسوب شده و مذموم اند.

البته بسيارى از صاحبان سرمایه های راکد در کشور بنابر دلایلی از قبیل زیاده خواهی و عدم حمایت های کافی دولت از سرمایه گذاری بخش خصوصی حاضر نمى شوند تن به كارهاى توليدى و اقتصادى بدهند، در نتيجه چرخهاى توليد و اقتصاد به همان نسبت لنگ مى شود، و درست اگر دقت كنيم مى بينيم كه، دلالان سربار اجتماع هستند، و بدون اينكه كمترين سودى به اين اجتماع برسانند از دست رنج مردم استفاده مى كنند.

بی شک اگر اينگونه فعاليّت های غير توليدى فراگير شود، مقادير هنگفتى از ثروت كشور ، به صورت ارز خارج خواهد شد، و زيان هاى جبران ناپذيرى بر بدنه اقتصاد كشور وارد می شود.

در این بین دولت باید با اصلاح نگرش و فرهنگ سازى مناسب و وضع قوانين و احكام ويژه اقتصادى و مخصوصاً حمایت واقعی از سرمایه گذاران در امر تولید، همگان را به سرمايه گذارى در امور توليد تشويق نماید.

روشن است كه با حذف واسطه ها، سطح توليد، افزايش يافته و راه براى كارهاى غير توليدى تدريجاً مسدود مى گردد.

بانک ها علیه تولید و اشتغال!

گرچه بانكهاى امروز كشور ما ظاهرا رنگ و لعاب اسلامى دارند، ولى هرگاه بيشتر به آن نزديك شويم مى بينيم هنوز تا اسلامى شدن فاصله زيادى در پيش است؛ حتی بعضاً مشاهده می شود بانک ها بر خلاف وظایف ذاتی خود به مانعی برای تولید و اشتغال تبدیل شده اند.

از سوی دیگر سياست گذارى پولى بانك ها امری ضروری است؛ لذا وقتى پول در دست مردم زياد می شود، بانک ها باید سياستهاى خاصى پول ها را جذب بانك كنند و هنگامى كه پول كم شود، پول به بازار تزريق نمايند، در این صورت است که بانك ها مى توانند نقش مؤثرى در حفظ منافع مصرف كنندگان از يك سو و حفظ سرمايه هاى توليدى از سوى ديگر داشته باشند.

آری بانک ها موظفند سپرده هاى مردم را در مسير كارهاى توليدى مفيد اعم از صنعتى، كشاورزى، دامدارى و همچنين تجارت سازنده بكار گیرند و اين امور در عينيّت خارجى، نه در عالم پند و خيال و روى صفحات كاغذ تحقّق يابد.

دوگانه اقتصاد لیبرالی یا اقتصاد مقاومتی

بی شک تمام ناكامي ها و تضادهاى اقتصادی کشور از اقتصاد لیبرالی نشأت می گیرد که با مسأله «فردگرائى» و «آزادي هاى فردى» و«اصالت سرمایه» عجین شده است؛اقتصادی که بر مبناى بازار آزاد و «دستگاه سود و نفع شخصى» استوار است. و هدف از «توليد» رسيدن به «حداكثر سود با كم ترين هزينه» است.

در اين نظريه «يگانه مسئوليت اجتماعى انسان آن است كه سودش را افزايش دهد» لذا با افتخار اعلام مى کند: «اصل اوليّه علم اقتصاد اين است كه انگيزه هر عامل (فعّال اقتصادى)، فقط سود شخصى است».

لذا تشكيل كمپانى هاى عظيم، و حتى شركت هاى چند مليتى، شرق و غرب دنيا را بسود خود و بزبان مردم كم درآمد و فقير، به هم می رساند؛ سيستم «توليد انحصارى» و يا «نمايندگى هاى انحصارى» و يا «بازارهاى مصرف انحصارى» كه زير چتر آزادى تجارى انجام مى گيردو در حقيقت منافع جمع را آشكارا فداى منافع فرد مى كنند.

هم چنین اصل تصاعدى رابطه «سرمايه» و «سود»، و نبودن هيچگونه كنترل روى آن در اقتصاد سرمایه داری، مرتباً صاحبان صنايع بزرگ را از كارگران و كشاورازن دور مى سازد، و اين فاصله روز به روز بزيان اكثريت كم درآمد و بسود اقليت ثروتمندان افزايش مى يابد، گروه هائى كه به اين وضع اعتراض دارند كم كم متشكل مى شوند؛ و سرانجام طرفدار سر سخت دگرگون ساختن نظام سرمايه دارى و محو آن خواهند شد.

هم چنین اقتصاد غربی بديهى ترين و ابتدائى ترين اصل اساسى زندگى جمعى يعنى «عدالت» و «تعاون » را حذف كرده و برترى جوئى و سلطه گرى ظالمانه را بجاى آن نشانده است.

تأسف آور است که تأكيد و پافشارى اقتصاد لیبرال بر آزادى هاى فردى در اقتصاد و عدم دخالت حكومت در آن، كه بر مبناى اصل فايده گرايى فردى استوار بوده، خسارت هاى جبران ناپذيرى از جمله فاصله طبقاتى ، تبعيض و اختلاف و از بين رفتن منافع اجتماعى و عمومى در پى داشته است. آمار و ارقام وحشتناك نیز در این زمینه نشان مى دهد كه تا چه حدّ اقتصاد كنونى جهان بيمار و تا چه اندازه موجب فاصله طبقاتى است.

این بحران در حالی است که اقتصاد مقاومتی با اصالت کار و نه اصالت سود؛ همگان را به وحدت، درستكارى، تعاون ، جدييت در طريق توليد و مبارزه با كم كارى و بيكارى دعوت مى كند که از این رهگذر بازده اقتصاد کشور را چندين برابر مى كند.

با این تفاسیر نمی توان هم فرهنگ بیگانگان را پذیرفت و هم توقع اجرای کامل برنامههای اقتصادی مقاومتی را داشت. بلکه باید به جنگ با اقتصاد سرمایه داری رفت و از راه های مختلف هم چون ایجاد تعاونی های متعدد در کشور برای تحقق اقتصاد مردمی و تولیدی در گام دوم انقلاب اسلامی ایران تلاش کرد.

سخن آخر:(رمز بیانیه گام دوم؛ تحقق «انقلاب اقتصادی» است)

مساله اقتصاد مقاومتی از جمله راهبردهای مهمی است که رهبر بزرگوار انقلاب مکرر به ویژه در بیانیۀ گام دوم انقلاب به آن اشاره کرده اند لیکن متاسفانه گوش شنوایی هم نیست، در ظاهر می پذیرند اما در عمل مورد توجه قرار نمی گیرد.

به راستی چرا اقتصاد ما این همه پیچیده و دچار مشکل شده است، پاسخ روشن است؛ به دلیل گستردگی بیش از حد دولت، اکثر بودجه، خرج هزینه های جاری و حقوق می شود و لذا سهم چندانی برای تولید نمی ماند.

بی شک: کشوری که اقتصادش این گونه باشد طبیعتا گرفتار مشکل می شود، وقتی اکثر بودجه خرج حقوق کارمندان شود عملا چیزی برای تولید نمی ماند؛ گاهی اوقات خبر از حقوق هایی می رسد که انسان وحشت می کند.

حال اگر بخواهند حقوق بگیران را کم کنند باز هم مشکل دیگری ایجاد می شود زیرا اگر بازنشسته هم شوند حقوقشان بر دوش دولت است؛ تنها راه این است که به تولید توجه کنیم و افراد اضافی را در این بخش ها به کار گیریم.

تولید تا زمانی که در اختیار بخش خصوصی نباشد به جایی نمی رسد، در بخش های دولتی غالباً هزینه بیشتر از درآمدها است و بازدهی ها نیز کمتر می شود.

متاسفانه خصوصی سازی و اصل ٤٤ قانون اساسی نیز به شعار تبدیل شده است؛ یک عده از دولتی های محترم شرکتی برای خود درست می کنند که به آنها خصولتی می گویند و باز هم متاسفانه اقتصاد دست بخش خصوصی داده نمی شود. در حالی که تسهیلات بانکی نیز باید به بخش های تولیدی اختصاص داده شود، در برنامه ریزی ها نیز باید توجه به این سمت باشد.

با این مدل از اقتصاد که اکنون در حال اجراست هرچه جلو برویم، مشکلات حل نخواهد شد، حال آنکه مشکلات اقتصادی باید به صورت ریشه ای حل شود ما به انقلاب اقتصادی نیاز داریم همانگونه که بیانیۀ گام دوم نیز به صراحت تحقق این مسألۀ بنیادین را از جوانان مطالبه کرده است ، ما انقلاب سیاسی کرده ایم، انقلاب فرهنگی نیز تا اندازه ای صورت گرفته، اما انقلاب اقتصادی نشده است و انشاالله جوانان با تحقق مفاد بیانیۀ راهبردی گام دوم انقلاب، به این مهم نیز جامۀ عمل خواهد پوشاند.

---------------------------------------

مقاله

فرزندآوری در آئینه روایات اسلامی

چکیده:

با ترویج اندیشه «زندگی بهتر با فرزند کمتر» طی دو دهه گذشته، منابع دینی نادیده گرفته شده و در حال حاضر با بی خبری های فراگیر، گاهی این سئوال طرح می شود که آیا منابع دینی ما در موضوع فرزند آوری نگاهی اثبات گرایانه دارند؟! و آیا می توان مستظهر به آن، از مؤمنین به اسلام خواست که فرزند بیاورند؟ آیا این منابع توصیه ای صریح و مستقیم در این باره دارند؟ این مقاله در صدد پاسخ به این سئوال از منظر روایات است.

سؤال:

کاهش نرخ فرزندآوری در جامعه امروز ما نتیجه ترویج مبانی نظری ای است که طی دو دهه گذشته در مجامع عمومی طرح شده و به تدریج جا افتاده اند. از طرفی شرایط سخت اقتصادی و اجتماعی دوران فعلی، نه تنها کسی را برای این تصمیم سرنوشت ساز تشویق نمی کند که حتی همه انگیزه های او را برای تجربه فرزندآوری از بین می برد.

متأسفانه در جهت ترویج اندیشه «زندگی بهتر با فرزند کمتر»، منابع دینی نادیده گرفته شده و در حال حاضر با دوری از آنها، گاهی این سئوال طرح می شود که آیا منابع دینی ما (آیات قرآن و روایات) در موضوع فرزند آوری نگاهی اثبات گرایانه دارند؟! و آیا می توان مستظهر به آن، از مؤمنین به اسلام خواست که فرزند بیاورند؟ آیا این منابع توصیه ای صریح و مستقیم در این باره دارند؟ وقتی منابع دینی ما الزامی بر بچه دار شدن ندارند، چرا ما با آوردن یک انسان به این دنیا اسباب زجر فرزند و زحمت خود را فراهم آوریم؟!

در پاسخ به این سئوال می گوییم که:

اولا: فرزند آوری در آئینه آیات قرآن امری اصیل، فطری، مُسلَّم و مطلوب است. آیات متعدّدی در قرآن فرزندان و فرزندآوری را با تعابیر و توصیفاتی زیبا ستوده اند. همچنین آیاتی بر تمنّی و دعای برخی از انبیای الهی برای فرزند داشتن دلالت می کنند؛ این دعا و طلب ها از محضر الهی و متعاقب آن اجابت آنها و تعابیری که خداوند متعال از این اجابت می فرماید، همگی دالّ بر اهمیت و برکت این موضوع در قاموس فرهنگ قرآنی است. قرآن در بخشی از آیات نیز سقط جنین و فرزند کشی از ترس فقر را مذمّت و آن را گناه کبیره می شمارد.

از آنجا که نگاه «قرآن» به این مسأله در مقاله ای دیگر بررسی شده است در این مقاله سعی بر آن است که پاسخ سوال از «توصیه منابع دینی» را در «روایات» اسلامی بجوییم.

ثانیا: بیانات حضرات معصومین(علیهم السلام) مملوّ از تعابیر و توصیفات پسندیده ای است که ازدواج و ازدیاد نسل را ستوده اند. ذیلا برخی از این احادیث را بیان و بررسی می کنیم.

احادیث صریح و صحیح السند مشوّق فرزندآوری

در میان احادیث تشویق کننده فرزندآوری، تعدادی از آنها یافت می شود که از اسناد بسیار صحیحی در سلسله راویان شان برخوردارند. این احادیث عبارت اند از:

١. در حدیثی از امام محمد باقر(علیه السلام) می خوانیم: «الْحَسَنُ بْنُ مَحْبُوبٍ عَنِ الْعَلَاءِ بْنِ رَزِينٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ ‏قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) تَزَوَّجُوا بِكْراً وَلُوداً وَ لَا تَزَوَّجُوا حَسْنَاءَ جَمِيلَةً عَاقِراً فَإِنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ»(١)؛ (پیامبر فرمود با دختر باکره ای که فرزندآور است ازدواج کنید و با زن نازای زیبا ازدواج نکنید زیرا من به فزونی جمعیت شما در روز قیامت مباهات می کنم).

روشن است كه تشويق به ازدواج با زن فرزندآور و بيان علتى كه براى آن ذكر نموده (مباهات به فزونى جمعيت) دلالت برمطلوبيت فرزند زياد دارد تا آنجا که برخی فقها به این حدیث برای استحباب به ازدواج با دختر باکره زایا استدلال کرده اند.(٢)

در باب سند این حدیث نیز باید گفت که راوی اول آن «حسن بن محبوب است» است که علمای علم رجال در والا مقام بودنش متفق النظرند. برای مثال در رجال کشی به عنوان یکی از اصحاب اجماع نام برده شده است.(٣) راوی دیگر سند این حدیث شخصی به نام «علاء بن رزین» است که او نیز نزد رجالیون صاحب منزلت است و برای مثال می بینیم نجاشی او را ثقه معرفی کرده(٤) و شیخ طوسی نیز علاوه بر «ثقه» بودن با وصف «جلیل القدر» از وی یاد کرده(٥) و علامه حلی نیز بر آن تأکید کرده است.(٦) سومین راوی سند این حدیث «محمد بن مسلم» است که به عنوان یکی از اصحاب اجماع، به تایید عدد بسیاری زیادی از علما رسیده است.(٧) بنابراین در اعتبار این سند هیچ سخن و شکی و وجود ندارد و احتمالا بدین سبب بوده است که علامه مجلسی در ارزیابی سند حدیث آن را صحیح دانسته است.(٨)

٢. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ يَحْيَى عَنْ جَدِّهِ الْحَسَنِ بْنِ رَاشِدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ‏قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) أَكْثِرُوا الْوَلَدَ أُكَاثِرْ بِكُمُ الْأُمَمَ غَدا»(٩)؛ (رسول خدا فرمود: بر تعداد فرزندان بیافزایید تا در روز قیامت به فزونی شما بر امت ها تفاخر کنم).

در این حدیث پیامبر مستقیما و صریحا امر به ازدیاد فرزندآوری کرده است که دلالت آن بر مطلوبیت این موضوع و استحبابش روشن است.

درباره سند این روایت باید گفت که «عده ای» که در سند فوق از احمد بن محمد نقل کرده اند، مورد تأییدند و «احمد بن محمد» نیز خواه «احمد بن محمد بن خالد برقی» باشد یا «احمد بن محمد بن عیسی قمی»، مورد تأیید است.(١٠) راوی دیگر سند این حدیث، «قاسم بن یحیی بن حسین بن راشد» است که هر چند کسی مانند ابن غضائری او را تضعیف کرده(١١)، ولی در میان معاصرین توسط آیت الله خویی به این دلیل توثیق شده است: اولا در اسناد «کامل الزیارة» ابن قولویه واقع شده و ثانیا شیخ صدوق سند زیارت امام حسین(علیه السلام) را که این شخص نیز از جمله راویان آن است صحیح شمرده است.(١٢) وقتی این موضوع را در کنار نگاه تردیدآمیز علما به تضعیفات ابن غضائری قرار می دهیم(١٣)، قول به توثیق او چنان بعید به نظر نمی رسد. از دیگر راویان این سند «حسن بن راشد» است که نزد شیح طوسی(١٤) و علامه(١٥) موثّق دانسته شده است. محمد بن مسلم آخرین شخص سند است که در روایت پیشین، بزرگی و جلالت وی بیان شد. بنابراین به نظر می رسد این حدیث هم از سند خویی برخوردار باشد و به این ترتیب می توان آن را در زمره احادیث صحیح برشمرد.

٣. از امام صادق(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ وَ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ جَمِيعاً عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَال‏جَاءَ رَجُلٌ إِلَى رَسُولِ اللَّهِ(ص) فَقَالَ يَا نَبِيَّ اللَّهِ إِنَّ لِي ابْنَةَ عَمٍّ قَدْ رَضِيتُ جَمَالَهَا وَ حُسْنَهَا وَ دِينَهَا وَ لَكِنَّهَا عَاقِرٌ فَقَالَ لَا تَزَوَّجْهَا إِنَّ يُوسُفَ بْنَ يَعْقُوبَ لَقِيَ أَخَاهُ فَقَالَ يَا أَخِي كَيْفَ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَتَزَوَّجَ النِّسَاءَ بَعْدِی فَقَالَ إِنَّ أَبِي أَمَرَنِي وَ قَالَ إِنِ اسْتَطَعْتَ أَنْ تَكُونَ لَكَ ذُرِّيَّةٌ تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِالتَّسْبِيحِ فَافْعَلْ قَالَ فَجَاءَ رَجُلٌ مِنَ الْغَدِ إِلَى النَّبِيِّ(ص) فَقَالَ لَهُ مِثْلَ ذَلِكَ فَقَالَ لَهُ تَزَوَّجْ سَوْءَاءَ وَلُوداً فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ قَالَ فَقُلْتُ لِأَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) مَا السَّوْءَاءُ قَالَ الْقَبِيحَةُ»(١٦)؛ (فردی نزد پیامبر(ص) آمد و عرض کرد: ای پیامبر خدا من دختر عمویی دارم که از زیبایی، خوش اخلاقی و دینش راضی شده ام ولی نازاست. پیامبر فرمود با او ازدواج نکن؛ زيرا يوسف بن يعقوب وقتى با برادرش ملاقات كرد، گفت: برادر جان! چگونه توانستى پس از من، ازدواج كنى؟ عرض كرد: پدرم به من دستور داد و فرمود: اگر مى توانى فرزندانى داشته باشى كه بر روى زمين با تسبيح الهى سنگينى كنند، اينكار را بكن. امام صادق(ع) فرمود: فرداى آن روز نيز مردى خدمت پيامبر خدا(ص) آمد و همان سؤال را پرسيد. پیامبر(ص) فرمود: با زن سوءاء فرزندآور ازدواج کن، زیرا من در روز قیامت به شما بر سایر امت ها افتخار می کنم. راوی می گوید به امام صادق(ع) عوض کردم مراد از سوءاء چیست؟ فرمود زن زشت رو).

این حدیث از جوانب مختلف بر مطلوبیت فرزندآوری و فراوانی اولاد دلالت می کند:

الف. امر به ازدواج با دختر فرزندآور.

ب. تعلیل به تفاخر بر امت ها در روز قیامت به فراوانی جمعیت مسلمانان.

ج. مطلوبیت ازدیاد تسبیح کنندگان.

د. ترجیح ازدواج با زن «زشت روی فرزندآور» بر ازدواج با زن «زیبای نازا».

همان گونه که در سند حدیث قبلی ذکر شد «عدة من اصحابنا» مورد تأیید علمای رجال است و احمد بن محمد نیز که در حدیث پیشین بررسی گردید توثیق شده است. «حسن بن محبوب» از راویان سند این حدیث نیز مورد تأیید بودنش در بررسی روایات گذشته بیان شد. دیگر راوی سند این حدیث «عبدالله بن سنان» است که رجال شناسان بزرگی چون شیخ طوسی(١٧) و کشی(١٨) او را توثیق کرده اند. بنابراین سند این روایت نیز صحیح است.

٤. از جابر بن عبدالله نقل شده که: «عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى وَ عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ جَمِيعاً عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ أَبِي حَمْزَةَ قَالَ سَمِعْتُ جَابِرَ بْنَ عَبْدِ اللَّهِ يَقُولُ كُنَّا عِنْدَ النَّبِيِّ(ص) فَقَالَ: إِنَّ خَيْرَ نِسَائِكُمُ الْوَلُودُ الْوَدُودُ الْعَفِيفَةُ الْعَزِيزَةُ فِي أَهْلِهَا الذَّلِيلَةُ مَعَ بَعْلِهَا الْمُتَبَرِّجَةُ مَعَ زَوْجِهَا الْحَصَانُ عَلَى غَيْرِه‏...»(١٩)؛ (نزد پیامبر بودیم که فرمود: بهترین زنان شما زن فرزندآور با محبت و با عفت، گرامی در میان خانواده، متواضع در مقابل شوهر، آرایش کننده برای شوهر و خودنگهدار در مقابل غیر اوست).

این حدیث بدان سبب که بهترین زنان امت را «فرزندآورترین» آنها برشمرده، به خوبی دال بر مطلوبیت فرزندآوری در آموزه های نبوی و اسلامی به عنوان یک عمل مستحب است.

کلینی این حدیث را با چند طریق نقل کرده و در مجموع از اعتبار لازم برخوردار است و علامه مجلسی صحت آن را تایید کرده است.(٢٠) لذا به تأیید ایشان اکتفا شده و افراد سند به صورت تک تک ارزیابی نمی شوند.

٥. امام صادق(علیه السلام) می فرماید: «حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِيدِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ الصَّفَّارُ عَنِ الْعَبَّاسِ بْنِ مَعْرُوفٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ مَحْبُوبٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ رِئَابٍ عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى مَوْلَى آلِ سَامٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ(ص) تَزَوَّجُوا الْأَبْكَارَ فَإِنَّهُنَّ أَطْيَبُ شَيْ‏ءٍ أَفْوَاهاً وَ أَدَرُّ شَيْ‏ءٍ أَخْلَافاً وَ أَفْتَحُ شَيْ‏ءٍ أَرْحَاماً أَمَا عَلِمْتُمْ أَنِّي أُبَاهِي بِكُمُ الْأُمَمَ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حَتَّى بِالسِّقْط...»(٢١)؛ (رسول خدا(ص) فرمود با دختران باکره ازدواج کنید زیرا آنها از جهت بوی دهان خوشبوتر و از حیث شیردهی پرشیرتر و از لحاظ رحم فراخ ترند؛ آیا نمی دانید که من در روز قیامت به فزونی شما بر امّتها حتی به جنین سقط شده افتخار می کنم؟).

این حدیث ضمن برشماری ویژگی های ارجح زنان برای انتخاب به عنوان همسر، بر مطلوبیت ازدیاد فرزند دلالت دارد و ازدواج را راهی برای فزونی جمعیت مؤمنین معرفی می کند.

شیخ صدوق این روایت را از «ابن الولید» به عنوان یکی از کسانی که مورد تأیید رجالیونی چون نجاشی(٢٢) و شیخ طوسی(٢٣) است نقل کرده است. نفر بعدی سند این روایت «محمد بن حسن صفار» است که در کتب رجال مدح یا ذمی درباره اش وارد نشده است. راوی دیگر «عباس معروف» است که شیخ طوسی او را تأیید کرده است.(٢٤) «حسن بن محبوب» نیز یکی دیگر از راویان این سند است که در بررسی روایات گذشته وضع و حال او بیان شد. راوی بعدی این سند «علی بن رئاب» که نزد شیخ طوسی موثق است.(٢٥) بعداز او نوبت به «عبدالاعلی مولی آل سام» می رسد که کشی(٢٦) و ابن داود(٢٧) و علامه(٢٨) ضمن روایتی از امام صادق(علیه السلام) درباره او، ممدوح بودنش را ثابت می دانند. بنابراین با توجه به اینکه درباره «محمدبن حسن صفار» ذمی صورت نگرفته و «عبدالأعلی مولی آل سام» نیز مدح شده، شاید بتوان حدیث مذکور را حسن دانست.

دلالت این احادیث بر پسندیده بودن فرزندآوری بسیار روشن است و می توان آنها را به عنوان یکی از بهترین مشوّق های ازدیاد جمعیت در میان مسلمانان در نظر گرفت.

احادیث دیگر

با این حال روایات ستایش گر فرزندآوری منحصر به این تعداد محدود نیستند و می توان روایات بسیار فراوان دیگری را نیز در این باره برشمرد که تنها تفاوت شان با روایات فوق، امکان برخی مناقشات در اسناد آنهاست. این احادیث بسیار فراوان اند و به عنوان نمونه می توان برخی از آنها را بدین گونه مرور کرد:

١. در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) می خوانیم: «عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ(ع) قَالَ حَدَّثَنِي أَبِي عَنْ جَدِّي عَنْ‏ آبَائِهِ(ع) أَنَّ أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ(ع) عَلَّمَ أَصْحَابَهُ فِي مَجْلِسٍ وَاحِدٍ أَرْبَعَمِائَةِ بَابٍ مِمَّا يُصْلِحُ لِلْمُسْلِمِ فِي دِينِهِ وَ دُنْيَاهُ... فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (ص) كَثِيراً مَا كَانَ يَقُولُ مَنْ‏ كَانَ‏ يُحِبُ‏ أَنْ‏ يَتَّبِعَ‏ سُنَّتِي‏ فَلْيَتَزَوَّجْ فَإِنَّ مِنْ سُنَّتِيَ التَّزْوِيجَ وَ اطْلُبُوا الْوَلَدَ فَإِنِّي أُكَاثِرُ بِكُمُ الْأُمَمَ غَدا...»(٢٩)؛ (امام صادق(ع) می فرماید: پدرم از اجدادم نقل فرموده است که امیرالمؤمنین(ع) در یک مجلس به اصحابش چهارصد باب از آن چیزهایی که دین و دنیای مسلمان را سامان می بخشد، تعلیم داد... و [در ادامه فرمود:] رسول خدا(ص) بسیار می فرمود: هر کس دوست دارد که از سنت من پیروی کند، باید ازدواج کند، زیرا از سنت من ازدواج است. و در طلب فرزند باشید، زیرا من فردای قیامت به شما بر سایر امت ها می بالم).

در این حدیث «سنّت ازدواج» و «طلب فرزند» از جمله اموری برشمرده شده که صلاح دنیا و آخرت مسلمانان در آنها نهفته است و دلالت آن بر مطلوبیت فرزندآوری بسیاری روشن است.

٢. آن حضرت در حدیث دیگری از قول پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می فرماید: «تَزَوَّجُوا فَإِنِّي مُكَاثِرٌ بِكُمُ الْأُمَمَ غَداً فِي الْقِيَامَةِ حَتَّى‏ إِنَ‏ السِّقْطَ لَيَجِي‏ءُ مُحْبَنْطِئاً عَلَى بَابِ الْجَنَّةِ فَيُقَالُ لَهُ ادْخُلِ الْجَنَّةَ فَيَقُولُ لَا حَتَّى يَدْخُلَ أَبَوَايَ الْجَنَّةَ قَبْلِي»(٣٠)؛ (پیامبر(ص) فرمود: ازدواج نماييد، زيرا من در فرداى قيامت به فزونى شما بر امت ها ا فتخار مى كنم، تا جايى كه فرزند سقط شده با انتظار و ناراحتى بر در بهشت مى آيد به او گفته مى شود: وارد بهشت شو. در پاسخ گويد: خير وارد بهشت نمى شوم؛ مگر اين كه پدر و مادرم پيش از من وارد شوند).

دلالت این حدیث نیز - بواسطه افتخار پیامبر(ص) بر کثرت نسل مسلمین حتّی بر فرزند سقط شده و مبارکی آن کودک سقط شده در قیامت برای والدینش - بر مطلوب بودن فرزندآوری روشن است.

٣. در حدیث مرسلی نیز نقل شده که آن حضرت فرمود: «مِيرَاثُ اللَّهِ مِنْ عَبْدِهِ الْمُؤْمِنِ الْوَلَدُ الصَّالِحُ يَسْتَغْفِرُ لَهُ»(٣١)؛ (میراث الهی بنده مؤمن، فرزند صالح و درستکاری است که برای او استغفار کند).

این حدیث نه تنها به مطلوب بودن اصل فرزندآوری دلالت دارد، بلکه یکی از آثار و «برکات جاری» آن را حتی پس از مرگ انسان نیز مورد اشاره قرار می دهد. این مضمون در روایات دیگر نیز تکرار شده است.

٤. برای مثال از رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «خَمْسَةٌ فِي قُبُورِهِمْ وَ ثَوَابُهُمْ يَجْرِي إِلَى دِيوَانِهِمْ مَنْ غَرَسَ نَخْلًا وَ مَنْ حَفَرَ بِئْراً وَ مَنْ بَنَى لِلَّهِ مَسْجِداً وَ مَنْ كَتَبَ مُصْحَفاً وَ مَنْ‏ خَلَّفَ‏ ابْناً صَالِحاً»(٣٢)؛ (پنج نفر از دنیا رفته اند ولی پرونده آنها بسته نشده و دائما به آنان ثواب می رسد: کسی که درختی کاشته، کسی که چاه آبی برای مردم حفر کرده، کسی که مسجدی ساخته، کسی که قرآنی نوشته، کسی که فرزندی شایسته از خود به جای گذارد).

٥. نیز در همین راستا از آن حضرت نقل شده که «مَرَّ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ(ع) بِقَبْرٍ يُعَذَّبُ صَاحِبُهُ ثُمَّ مَرَّ بِهِ مِنْ قَابِلٍ فَإِذَا هُوَ لَايُعَذَّبُ فَقَالَ يَا رَبِّ مَرَرْتُ بِهَذَا الْقَبْرِ عَامَ أَوَّلَ وَ هُوَ يُعَذَّبُ وَ مَرَرْتُ بِهِ الْعَامَ فَإِذَا هُوَ لَيْسَ يُعَذَّبُ فَأَوْحَى اللَّهُ إِلَيْهِ أَنَّهُ أَدْرَكَ لَهُ وَلَدٌ صَالِحٌ فَأَصْلَحَ طَرِيقاً وَ آوَى يَتِيماً فَلِهَذَا غَفَرْتُ لَهُ بِمَا عَمِل‏ إبنه»(٣٣)؛ (حضرت عیسی بن مریم(علیهما السلام) بر گوری گذشت که صاحب ان عذاب می کشید، سال بعد نیز بر همان گور گذشت و دید دیگر عذاب نمی شود. عرض کرد: پروردگارا پارسال از این گور عبور کردم و صاحبش عذاب می شد و امسال که از آن می گذرم دیگر عذاب نمی کشد؟ خداوند جل جلاله به او وحی فرمود: ای روح الله، فرزند صالحی از او بزرگ شد و راهی را درست کرد و یتیمی را سرپرستی نمود و من به خاطر کارهای فرزندش، او را آمرزیدم).

٦. در حدیثی مرسل از امام باقر(علیه السلام) نقل شده که فرمود: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‏(ص) مَا يَمْنَعُ الْمُؤْمِنَ أَنْ‏ يَتَّخِذَ أَهْلًا لَعَلَّ اللَّهُ أَنْ يَرْزُقَهُ‏ نَسَمَةً تُثْقِلُ الْأَرْضَ بِلَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ»(٣٤)؛ (رسول خدا فرمود: چه چیز مؤمن را بازمی دارد از اینکه همسری را اختیار کند بدان امید که خداوند فرزندی به او روزی دهد که زمین را به لا اله الا الله سنگین کند؟).

در اینجا می بینیم که گویی حتی مطلوبیت اختیار همسر نیز به فرزندآوری و ازدیاد تعداد مؤمنینِ به خدا منوط شده است.

٧. آن حضرت در بیان نورانی دیگری نیز می فرماید: «مِنْ سَعَادَةِ الرَّجُلِ أَنْ يَكُونَ لَهُ الْوَلَدُ يُعْرَفُ فِيهِ شِبْهُهُ خَلْقُهُ وَ خُلُقُهُ وَ شَمَائِلُهُ»(٣٥)؛ (از سعادت مرد این است که برایش فرزندی باشد که در او شباهت آن مرد از قبیل شکل و خلق و خوی و خصوصیاتش دیده شود).

٨. از امام سجاد(ع) نقل شده است که فرمود: «إِنَّ مِنْ سَعَادَةِ الْمَرْءِ أَنْ يَكُونَ مَتْجَرُهُ فِي بَلَدِهِ وَ يَكُونَ خُلَطَاؤُهُ صَالِحِينَ وَ يَكُونَ لَهُ وُلْدٌ يَسْتَعِينُ بِهِمْ»(٣٦)؛ (از سعادت مرد آن است که محل تجارتش در شهرش باشد و دوستانش افرادی شایسته باشند و اینکه فرزندانی داشته باشد که از آنها یاری بگیرد).

٩. امام کاظم‏(ع) نیز می فرماید: «سَعِدَ امْرُؤٌ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرَى خَلَفاً مِنْ نَفْسِهِ»(٣٧)؛ (سعادتمند است انسانی که نمیرد تا جانشین خودش را ببیند).

تعبیر به «سعادت» و خوشبختی از «فرزند» داشتن در سه حدیث بالا، جایگاه ستوده و والای این عمل را در گفتمان حدیثی اهل بیت(ع) نشان می دهد.

به هر حال مطلوبیت «فرزندآوری» و «فرزند داشتن» امری ثابت در فرهنگ اهل بیت(علیهم السلام) است، تا آنجا که می بینیم به عنوان یکی از نتایج حیات انسان مؤمن معرفی می شود.

١٠. برای مثال در حدیثی از امام علی(علیه السلام) نقل شده است که: «إِنَّ اللَّهَ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى إِذَا أَرَادَ بِعَبْدٍ خَيْراً لَمْ‏ يُمِتْهُ‏ حَتَّى يُرِيَهُ الْخَلَفَ‏»(٣٨)؛ (هنگامی که خداوند برای بنده ای خیر بخواهد، او را نمی میراند تا فرزندانی به او عطا کند).

١١. یا از امام باقر(ع) نیز این روایت به دست ما رسیده است که: «أَنَّ مَنْ مَاتَ بِلَا خَلَفٍ فَكَأَنْ لَمْ يَكُنْ فِي النَّاسِ وَ مَنْ مَاتَ وَ لَهُ خَلَفٌ فَكَأَنَّهُ‏ لَمْ‏ يَمُتْ‏»(٣٩)؛ (هر کسی که بمیرد و از خود فرزندی به جا نگذارد، مانند این است که هیچ زمانی بین مردم نبوده است و هر کس فرزندانی از خود به جا بگذارد مانند این است که هیچ وقت نمرده است).

این احادیث و احادیث بسیار فراوان دیگری از این دست که مجال اشاره به همه آنها در این مختصر نمی گنجد، اگرچه - به خاطر مرسل بودن یا ضعیف دانسته شدن برخی از راویان آنها توسط علمای علم رجال - به لحاظ سلسله سند، اعتباری هم سنگ و هم مرتبه اعتبارپنج حدیث نقل شده در صدر بحث نمی یابند، اما به خاطر همراهی و همصدایی مضمونی با آنها می توانند مؤیدشان باشند و در نتیجه ضعف سندی بسیاری شان قابل جبران گردد. چرا که حکمت ها و برکاتی که برای فرزندآوری در آنها نقل شده نه تنها با عقل سازگاری دارد که با روح شریعت هم متناسب است.(٤٠) از این رو مشاهده می شود که برخی از بزرگان فقها به بعضی از احادیث مذکور استناد کرده اند بدون اینکه در سند آنها خدشه نمایند.(٤١)

معنای صحیح احادیث نکوهش کننده فرزندآوری و رفع شبهه از آنها

در مقابل احادیثی که در بالا در ستایش و پسندیدگی فرزندآوری اقامه شده، گاهی اوقات گروه دیگری از احادیث و بیانات معصومین(علیهم السلام) مورد استناد قرار می گیرند که ظاهرا مضامینی کاملا متفاوت و مخالف با مطلوبیت استیلاد و فرزند داشتن، دارند. برخی از آنها را بررسی و معنای صحیح شان را بیان می کنیم.

حدیث «قلة العیال احدی الیسارین»

یکی از معدود روایاتی که ظاهرا فرزندآوری را نکوهش می کند، این روایت امام صادق(علیه السلام) است که: «قِلَّةُ الْعِيَالِ أَحَدُ الْيَسَارَيْن‏»(٤٢)؛ (کمی نان خورها یکی از دو آسانی است). به عقیده کسانی که به این حدیث تمسک کرده اند، وقتی آسایش به عنوان یکی از نتایج تعداد کم نان خورها و عیال آدمی معرفی می شود، بنابراین افزایش جمعیت و فرزندان، امری مذموم و نقض کننده آسایش است.

در بررسی سندی این حدیث باید بگوییم که این حدیث با سه سند از شیخ صدوق روایت شده که دو تا از آنها به خاطر وجود راویان توثیق نشده و مشکوک و مجهولی چون قاسم بن یحیی و محمد بن هارون و عبدالله بن موسی یقطینی، ضعیف و تنها یکی شان قابل استناد است.(٤٣)

اما درباره دلالت می گوییم که:

اولا: واژه «عيال» مطلق است و شامل همسر و فرزندان مى شود. پس اين روايت به رواياتى كه دلالت برمحبوبيت کثرت فرزند مى كنند، مقيّد مى شود.(یعنی هر نوع عیالی را شامل نمی شود؛ بلکه فقط کمی همسر یکی از راحتی هاست).

ثانیا: آنچه ازاين روايت استفاده مى شود تشويق به كم نمودن اهل و عيال نيست، بلكه توجّه دادن به اين نكته واقعی است كه زيادى عيال سخت است و اين مضمون با مستحب بودن ازدياد اولاد و تلاش براى خانواده و تحمّل مشكلات آن منافات ندارد؛ همانند اين كه بخشيدن آنچه نزد انسان محبوب است و يا ايثار مال با ضيق معيشت، مشكل و سخت است، در حالی که انفاق مستحّب و پسنديده مى باشد. در آیه ٩٢ سوره آل عمران نیز صریحا بیان شده که: «لَنْ تَنالُوا الْبِرَّ حَتّى تُنْفِقُوا مِمّا تُحِبُّونَ»؛ (هرگز نايل نمى شويد به احسان و تفضّل الهى تا اينكه از چیزهایی که دوست می دارید انفاق و بذل كنيد.)

به عبارت دیگر فرزندداری نوعی مجاهده است؛ با این حال خدا هر نوع مجاهدتی را در مسیر طلب رضایت او مطلوب دانسته است و چه بسا مصادیقی از جهاد را با وجود اینکه امکان شهادت و سختی های فراوان در آنها وجود دارد، بر بسیاری از مسلمین واجب دانسته است.

خلاصه اینکه تحمّل مشكلات در راه تحصيل نفقه عيال پسنديده است آنچنان که در حدیثی از اما رضا(علیه السلام) می خوانیم: «الْكَادُّ عَلَى عِيَالِهِ مِنْ حِلٍّ كَالْمُجَاهِدِ فِي سَبِيلِ الله»(٤٤)؛ (كسى كه از راه حلال براى امرار معاشِ زن و فرزند، تلاش مى كند، همانند مجاهد راه خدا است).(٤٥)

بنابراین این حدیث دلالتی بر لزوم و یا حتی پسندیدگی جلوگیری از فرزندآوری ندارد و همان طور که در یکی از احتمالاتی که آیت الله مکارم شیرازی در شرح معنایش بیان کرده تنها بيان واقعيت است و تسلّى خاطرى است براى كسانى كه فرزندان كمى دارند و از آن رنج مى برند. درست مثل اينكه هرگاه كسى مركبى نداشته باشد به او مى گويند: «نداشتن مركب سبب آسودگى از هزينه هاى مختلف آن است».(٤٦) به تعبیر دیگر مشقت دانستن یک فعل ملازم با عدم استحباب و حتی وجوب یک عمل ندارد. پس هیچ تعارضی در این میان وجود ندارد.(٤٧)

حدیث «هلك صاحب العيال»

از دیگر اشکالاتی که با توسل به احادیث اهل بیت(علیهم السلام) بر فرزندآوری گرفته می شود، استناد به این حدیث امام رضا(علیه السلام) است که: «مَرَّ جَعْفَرٌ(ع) بِصَيَّادٍ فَقَالَ يَا صَيَّادُ أَيُّ شَيْ‏ءٍ أَكْثَرُ مَا يَقَعُ فِي شَبَكَتِكَ قَالَ الطَّيْرُ الزَّاقُّ قَالَ فَمَرَّ وَ هُوَ يَقُولُ هَلَكَ صَاحِبُ الْعِيَالِ هَلَكَ صَاحِبُ الْعِيَالِ»(٤٨)؛ (امام صادق(ع) درراه به صيادى برخورد و از او پرسيد: اى صيّاد! چه حيوانى بيشتر در تور تو گرفتار مىشود؟ صياد پاسخ داد: پرندۀ زاغ. راوى گويد: امام(ع) درحالى كه به راه خود ادامه مى داد، فرمود: صاحب اهل و عيال هلاك شد؛ صاحب اهل و عيال هلاك شد).

با استناد به این روایت این پرسش می گردد که اگر فرزندآوری حقیقتا امر مطلوبی است، پس چرا امام صادق(ع) صاحب اهل و عیال را «هلاک شده» توصیف کرده است؟!

پاسخ: زاغ پرنده اى است كه با منقار به جوجه هايش غذا مى دهد و به سبب جمع آورى غذا براى جوجه هايش، بسیار به دام مى افتد؛ در نتیجه عبارت «هلك صاحب العيال هلك صاحب العيال» درمقام ترحّم و دلسوزى برصاحب عيال است نه در مقام مذمّت فراوانى عيال يا فزونى اولاد.(٤٩)

پاسخ به دغدغه های مالی فرزندآوری در احادیث اهل بیت(علیهم السلام)

ترس از عدم تأمین رزق و روزی فرزندان همیشه یکی از دغدغه های ذهنی و موانع والدین برای فرزندآوری است. امّا منطق اسلام مخالف این توجیه است و روزی فرزندان را از جانب خداوند تضمین شده می داند و می توان گفت اجتناب از فرزندآوری مشمول مذمّتی است که در آن از قتل اولاد نهی شده است.

بکر بن صالح، یکی از اصحاب امام کاظم(علیه السلام) می گوید: «كَتَبْتُ إِلَى أَبِي الْحَسَنِ(ع) أَنِّي اجْتَنَبْتُ طَلَبَ الْوَلَدِ مُنْذُ خَمْسِ سِنِينَ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَهْلِی كَرِهَتْ ذَلِكَ وَ قَالَتْ إِنَّهُ يَشْتَدُّ عَلَيَّ تَرْبِيَتُهُمْ لِقِلَّةِ الشَّيْ‏ءِ فَمَا تَرَى فَكَتَبَ(ع) إِلَيَّ اطْلُبِ الْوَلَدَ فَإِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ يَرْزُقُهُمْ»(٥٠)؛ (به امام کاظم(ع) نوشتم، حدود پنج سال است که از طلب بچه خودداری کرده ام و این بدان سبب است که همسرم از این کار ناخشنود است و می گوید تربیت و نگهداری فرزندان به علت کمبود مالی مشکل است. نظر شما چیست؟ امام در پاسخ به من نوشت: در پی فرزند باش؛ زیرا روزی آنها را خداوند عزوجل می دهد).

طبق منطق اهل بیت(علیهم السلام) لازم است با توکّل بر خداوند متعال و عزم بر تلاش و کوشش برای تأمین رزق حلال، از این دغدغه ها گذر کرد. حضرت علی(علیه السلام) در کلام بسیار مهم می فرماید: «تَنْزِلُ‏ الْمَعُونَةُ عَلَى‏ قَدْرِ الْمَئُونَة»(٥١)؛ (كمك [الهى] به اندازه حاجت و نياز نازل مى شود). این سخن دو پیام دارد:

١. هرچه هزينه انسان بيشتر شود به طور طبيعى تلاش و كوشش وى بيشتر مى گردد و مواهب فزون ترى نصيبش مى شود و اينكه در احاديث آمده است که «الرّزقُ مع النّساءِ و العِيالِ‏»؛ (روزى همراه همسران به خانه شوهران مى ‏آيد)(٥٢) نيز ممكن است اشاره به همين معنا باشد كه انسان مجرد تلاش زيادى براى زندگى نمى كند، امّا هنگامى كه احساس كرد بار مسئوليت نفقه همسر بر عهده اوست و آبرويش در خطر است بر تلاش و فعاليت خود مى افزايد و روزى به خانه او سرازير مى شود. همچنين هر زمان فرزند يا فرزندان بيشترى پيدا مى كند اين احساس و آن تلاش بيشتر حاصل مى گردد.

٢. خداوند روزى رسان به افرادى كه براى زندگى هزينه بيشترى مى كنند و سختگيرى به همسر و فرزند ندارند و دست و دل آنها براى بخشش به نيازمندان و كارهاى خير و پذيرايى مهمان باز است، رزق و روزى وسيع ترى عنايت مى كند. اين گفتار حكيمانه در واقع مى خواهد مردم را از بخل و تنگ گرفتن بر عيال و كسانى كه نان خور او هستند بر حذر دارد و به شركت در كارهاى خير تشويق كند و اميدوار سازد كه هر اندازه بيشتر به سراغ اين امور روند خداوند هم روزى آنها را وسيع تر مى كند.

ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه حديثى را از رسول خدا(صلى الله عليه و آله) آورده كه: «مَنْ وَسَّعَ وُسِعَ عَلَيْهِ وَ كُلَّما كَثُرَ الْعِيالُ كَثُرَ الرِّزْقُ»(٥٣)؛ (هر كس دامنه انفاق را گسترش دهد خداوند روزى او را وسيع تر مى كند و هر زمان افراد خانواده انسان بيشتر شوند روزى نيز فزون تر خواهد شد).

این مفسر نهج البلاغه سپس داستانى از بعضى از ثروتمندان نقل مى كند كه تقسيم سالانه اى براى جمعى از فقرا داشت. ناگهان به نظرش آمد كه اين هزينه زيادى مى برد. به حساب‏ دار خود دستور داد كه آن را قطع كند. شبى در خواب ديد كه اموال زيادى در خانه دارد و گروهى آنها را از درون خانه اش به آسمان مى برند و او جزع و بى تابى مى‏ كند و عرضه مى دارد: پروردگارا! روزى من چه شد؟ روزى من چه شد؟ ناگاه اين پيام به او رسيد كه ما اينها را به تو روزى داديم كه آن‏ را درباره فقرا مصرف كنى هنگامى كه آن را قطع كردى ما هم آنها را از تو گرفتيم به ديگران داديم. صبح گاهان هنگامى كه بيدار شد به حساب ‏دارش دستور داد تمام آن كمك ها را ادامه دهد.(٥٤).(٥٥)

پی نوشت:

(١). الكافي، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، دار الكتب الإسلامية، تهران، ١٤٠٧هـ ق، چاپ چهارم، ج ۵، ص ٣٣٣.

(٢). الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، جبل عاملی، زین الدین بن علی، انتشارات دفتر تبلیغات اسلامی، قم، ١٤١٢هـ ق، چاپ اول، ج ٢، ص ٦٤.

(٣). اختیار معرفة الرجال، کشی، محمد بن عمر، موسسه آل البیت، قم، ١٣٦٣هـ ش، چاپ اول، ص ٥٥٦.

(٤). رجال نجاشی، نجاشی، احمدبن علی، انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین قم، قم، ١٣٦٥هـ ش، چاپ ششم، ص ٢٩٨.

(٥). فهرست کتب الشیعه و اصولها، طوسی، محمدبن حسن، مکتبه المحقق الطباطبایی، قم، ١٤٢٠هـ ق، چاپ اول، ص ٣٢٣.

(٦). رجال العلامة الحلی، حلی، حسن بن یوسف، منشورات المطبعة الحیدریة، نجف اشرف، ١٣٨١هـ ق، چاپ دوم، ص ١٢٣.

(٧). اختیار معرفة الرجال، همان، ص ٢٣٨.

(٨). مرآة العقول فی شرح اخبار الرسول، مجلسی، محمدباقر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ١٤٠٤هـ ق، چاپ دوم، ج ٢٠، ص ٢٤.

(٩). الکافی، همان، ج ٦، ص ٢.

(١٠). وسائل الشیعه، حر عاملی، محمدبن حسن، مؤسسه آل البیت لاحیاء التراث، قم، ١٤٠٩هـ ق، چاپ اول، ج ٣٠، ص ١٤٧؛ رجال نجاشی، همان، ص ٧٧ و ٨٢؛ فهرست کتب الشیعه و اصولها، همان، ص ٥٣ و ٦٩.

(١١). الرجال، ابن غضائری، احمد بن حسین، دارالحدیث، قم، ١٣٦٤هـ ش، چاپ اول، ج ١، ص ٨٦.

(١٢). معجم رجال الحدیث، ابوالقاسم، مؤسسه الخویی الاسلامیة، بی جا، بی تا، ج ١٤، ص ٥٦ و ٦٦.

(١٣). ر.ک: کلیات فی علم الرجال، سبحانی تبریزی، جعفر، مرکز مدیریت حوزه علمیه قم، قم، ١٤٠٨هـ ق، چاپ دوم، ص ٨٨ تا ١٠٩.

(١٤). رجال الطوسی، طوسی، محمدبن حسن، انتشارات جامعه مدرسین، قم، قم، ١٣٧٣هـ ش، چاپ سوم، ص ٣٧٥.

(١٥). رجال العلامة الحلی، همان، ص ٣٩.

(١٦). الکافی، همان، ج ٥، ص ٣٣٣.

(١٧). فهرست کتب الشیعه واصولها، همان، ص ٢٩١.

(١٨). اختیار معرفة الرجال ، همان، ص ٤١٠.

(١٩). الکافی، همان، ج ٥، ص ٣٢٤.

(٢٠). مرآة العقول فی شرح اخبار الرسول، همان، ج ٢٠، ص ١٠.

(٢١). التوحید، صدوق، محمدبن علی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ١٣٩٨هـ ق، چاپ اول، ص ٣٩٥.

(٢٢). رجال نجاشی، همان، ص ٣٨٣.

(٢٣). رجال الطوسی، همان، ص ٤٣٩.

(٢٤). همان، ص ٣٦١.

(٢٥). فهرست کتب الشیعه واصولها، همان، ص ٢٦٤.

(٢٦). اختیار معرفه الرجال، همان، ص ٦١٠.

(٢٧). رجال ابن داود، ابن داود، حسن بن علی، انتشارات دانشگاه تهران، تهران، ١٣٤٢هـ ش، ص ٢٢٠.

(٢٨). رجال العلامه الحلی، همان، ص ٢٢٠.

(٢٩). الخصال، صدوق، محمدبن علی، انتشارات جامعه مدرسین قم، قم، ١٣٦٣هـ ش، چاپ دوم، ج ٢، ص ٦١٠ تا ٦١٤.

(٣٠). من لایحضره الفقیه، شیخ صدوق، ابن بابویه محمدبن علی، انتشارات جامعه مدرسین حوزه علیمه قم، ١٤١٣هـ ق، چاپ دوم، ج ٣، ص ٣٨٣.

(٣١). من لایحضره الفقیه، همان، ج ٣، ص ٤٨١.

(٣٢). بحار الأنوار، مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى‏، دار إحياء التراث العربي‏، بيروت‏، ١٤٠٣هـ ق، چاپ دوم‏، ج ١٠١، ٩٧.

(٣٣). وسائل الشیعه، همان، ج ٢١، ص ٣٥٩.

(٣٤). من لا یحضره الفقیه، همان، ج ٣، ص ٣٨٢.

(٣٥). الکافی، همان، ج ٦، ص ٤.

(٣٦). همان، ج ٥، ص ٢٥٧.

(٣٧). همان، ج ٦، ص ٤.

(٣٨). من لا یحضره الفقیه، همان، ج ٣، ص ٤٨١.

(٣٩). وسائل الشیعه، همان، ج ٢١، ٣٥٧.

(٤٠). مقاله «اعتبارسنجی سندی و تحلیل متنی روایات فرزندآوری»، علی محمدی، طاهره، اکبرنژاد، مهدی، رضایی، سعیده، دوفصلنامه علمی پژوهشی حدیث پژوهشی، سال نهم، شماره ١٨، پاییز و زمستان ١٣٩٦، ص ١٩٨ و ١٩٩.

(٤١). الروضه البهیه فی شرح اللمعه الدمشقیه، همان، ج ٢، ص ٦٤؛ نجفی، محمدحسن، جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، داراحیاء التراث العربی، بیروت، ١٤٠٤هـ ق، چاپ هفتم، ج ٢٩، ص ٣٧ و ٣٨.

(٤٢). من لا یحضره الفقیه، همان، ج ٤، ص ٤١٦.

(٤٣). مقاله «اعتبارسنجی سندی و تحلیل متنی روایات فرزندآوری»، همان، ص ٢٠٠.

(٤٤). بحارالانوار، همان، ج ١٠١، ص ٧٢.

(٤٥). مقاله «کنترل جمعیت و عقیم سازی»، خرازی، محسن، فصلنامه علمی ترویجی فقه اهل بیت(فارسی)، شماره ٢١، بهار ١٣٧٠، ص ٤٧.

(٤٦). پيام امام امير المومنين عليه السلام، مکارم شیرازی، ناصر، دارالکتب الاسلامیه، تهران، ١٣٨٦هـ ش، چاپ اول، ج ‏١٣، ص ١٥٤.

(٤٧). مقاله «اعتبارسنجی سندی و تحلیل متنی روایات فرزندآوری»، همان، ص ٢٠١.

(٤٨). بحارالانوار، همان، ج ١٠١، ص ٧٢.

(٤٩). مقاله «کنترل جمعیت و عقیم سازی»، همان، ص ٥٠.

(٥٠). الکافی، همان، ج ٦، ص ٣.

(٥١). نهج البلاغة، شريف الرضى، محمد بن حسين‏، نشر هجرت‏، قم‏، ١٤١٤هـ ق، چاپ اول‏، ص ٤٩٤.

(٥٢). برای مثال ر.ک: الكافى، همان، ج ٥، ص ٣٣٠.

(٥٣). شرح نهج البلاغة لابن أبي الحديد، ابن أبي الحديد، عبد الحميد بن هبه الله‏، محقق/مصحح: ابراهيم، محمد ابوالفضل‏، مكتبة آية الله المرعشي النجفي‏، قم‏، ١٤٠٤هـ ق، چاپ اول‏، ج ١٨، ص ٣٣٧.

(٥٤). همان.

(٥٥). پيام امام امير المومنين عليه السلام، همان، ج ١٣، ص ١٤٣ و ١٤٤.

-------------------------------

معرفی کتاب

سیری در کتاب «اعتکاف عبادتی کامل»

اثر ارزشمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی (مدظله)

اعتکاف در اسلام از جمله مهمترین و معنادارترین فرایض عبادی است که در صدر اسلام و قرون گذشته نزد بزرگان دینی، از جایگاه رفیع برخوردار بوده است، هم چنین این فریضه، در ادیان گذشته نیز سابقه داشته و در منابع اسلامی، فضیلت فراوانی برای آن شمرده شده است.

در این میان ارزش همۀ زمان ها یکسان و برابر نیست ، چنان که نمی توان همه مکان ها را برابر شمرد. برخی زمان ها و مکان ها هم چون ماه رجب از ارزش والایی برخوردار است ، زیرا ماه رجب، سیرو سلوک عرفانی و تطهیر زنگارهای شیطانی و تقویت معارف الهی است، چرا که اعتکاف تحول را موجب می شود و معتکفین ، با حضور در اعتکاف، قرب الهی را طی می کنند.

اعتکاف پرورش جسم و جان است، و از آنجا که انسان به دنبال سعادت و کمال است، لذا روح انسان نیازمند نیایش است، مناجاتی شیرین و زیبا، از سوی موجودی ضعیف با منشأ قدرت ها. از آغاز خلقت تا صحنه رستاخیز که راز و نیاز زیباترین هنر آدمی است.

اعتکاف عبادتی است مستقل و کامل ؛ عنايتي است كه در سايه لطف الهي، عبوديت و بندگي را در خلوت اخلاص تمرين نموده و سالك در مسير كمال، به ميدان راه نوراني رهنمون مي شود.البته بر خلاف برخی گمان ها اعتکاف نه به معنای گوشه گیری از اجتماع و رهبانیت و فرار از مسئولیت های اجتماعی، بلکه سنّت همان پیامبرانی است که طلایه دار مسئولیت های اجتماعی بودند.

به نظر میرسد تلاش هرچه بیشتر در جهت شناساندن ابعاد و آثار گسترده و عمیق اعتکاف برای نسل جوان، از جمله وظایف علما و فقهای اسلامی و مروجان آموزه های غنی شیعی است ؛ از سوی دیگر تبیین و تدوین ابعاد و زوایای فقهی و اجتهادی اعتکاف با بهره گیری از مبانی فقه پویا ، منطبق بر مقتضیات زمان و مکان، گام اساسی در بسط و گسترش اصول و مبانی فقهی اعتکاف محسوب شده و پیوند این دو مولفه، زمینه حصول معرفت و شناخت گسترده نسبت به ماهیت دینی و فقهی این عبادت مهم را فراهم می سازد.

در این میان کتاب «اعتکاف عبادتی کامل»، اثر ارز شمند حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی(مدظله العالی) است که احکام شرعی اعتکاف، ابعاد و اسرار فـردی و اجـتماعی آن فریضه و آثار ارتباط معتکفین با خدا و سبقۀ تاریخی ، قرآنی و روایی اعتکاف را به رشتۀ تحریر درآورده است تا اعتکاف کنندگان، به تأثیرات ماندگار این فریضه مهم در ارتباط میان خلق و خالق رهنمون شوند.

انگیزۀ تألیف اثر

مولّف در تبیین چرایی تألیف این اثر ارزشمند اینچنین می نگارد: در دنیاى پر غوغاى مادّى، كه جاذبه ها به سوى مادّیّت است، بر قلب و روح انسان زنگار مى نشیند. زنگارى از غفلت و دورى از خدا، كه اگر با نیایش و عبادت برطرف نگردد، ممكن است روحانیّت و معنویّت را از وجود انسان برچیند. و این كه در روایات اسلامى نماز تشبیه به نهر آب پاكیزه اى شده كه انسان در هر شبانه روز پنج بار خود را در آن شستشو مى دهد، اشاره به همین نكته است.

در میان عبادات، «اعتكاف» ویژگى خاصّى دارد، و از جهاتى شبیه به مراسم حج و احرام است، كه انسان را به جهانى مملوّ از روحانیّت و معنویّت سوق مى دهد. در محیط یك مسجد جامع سه روز ماندن، روزه گرفتن، و به عبادت پرداختن، و در خودسازى كوشیدن، و به غیر خدا نیندیشیدن، تحوّل عظیمى در روح انسان پدید مى آورد، كه صفا و نورانیّت آن بى نظیر است.

به حمد اللّه در سال هاى اخیر اعتكاف از سوى قشر جوان، و مخصوصاً دانشجویان عزیز، مورد استقبال واقع شده، و لذّت و آثار این عبادت روحانى را دریافته اند، و ما این استقبال عظیم را به آنها تبریك مى گوییم. طلاب محترم نیز که از گذشته توفیق این امر را بیش از سایرین داشته اند و هموراه پیش قدم برای نیل به این فیض عظیم بوده اند. به هر حال امیدواریم جوانان عزیز، مخصوصاً دانشجویان در این امر، كه وسیله موثّرى براى قرب پروردگار است، نیز نسبت به دیگران پیشگام باشند، و از نتایج معنوى آن كاملا بهره مند شوند.

راقم این سطور در پی استقبال روزافزون مؤمنین، مخصوصاً جوانان عزیز از عبادت پراثر و روح پرور اعتکاف، و ضرورت تحقیق و پژوهشی در مورد این عبادت، کتابی را به منظور آشنایی معتکفین به مسائل آن فریضۀ راهبردی با عنوان « اعتکاف عبادتی کامل» تألیف نمودم، تا معتكفین عزیز با مطالعه این كتاب، ارزش كار خود را بیش از پیش شناخته، و با معرفت و شناخت بیشترى در این ضیافت بزرگ الهى شرکت نمایند.

ساختار کلی اثر

مولف در مجموعه «اعتکاف عبادتی کامل» در ده فصل به توصیف و توضیح فریضۀ اعتکاف پرداخته است که عبارتند از : ١.اعتكاف در قرآن، ٢. اعتكاف در احاديث معصومين، ٣. سيره معصومين در اعتكاف، ٤. اعتكاف در اديان ديگر، ٥. زمان اعتكاف، ٦. احكام اعتكاف، ٧. استفتائات اعتكاف،٨. آداب اعتكاف، ٩. آثار اعتكاف، ١٠. فلسفه اعتكاف.

گزارش محتوایی اثر

فلسفه اعتکاف چیست و چرا باید معتکف شویم؟

معظم له در تبیین حکمت و فلسفۀ اعتکاف اینچنین می نویسد؛ از آنجا که مصلحت قلب و روح انسان، و استقامت او در طی مسیر سیر و سلوک الی الله متوقّف بر این است که رو به سوی خدا کند، و جمع آوری پراکندگی های توجّهات قلبی تنها در سایه روی آوردن به پروردگار امکان پذیر است، و زیاده روی در خوردن و آشامیدن و آمیختن با مردم، و سخن گفتن و خوابیدن از چیزهایی است که باعث پراکندگی توجّهات قلبی می گردد، و انسان را به هر وادی می کشاند، و از سیر الی الله باز می دارد، یا حرکتش را در این مسیر کُند می کند، یا او را متوقّف می سازد، لذا رحمت پروردگار متعال اقتضا کرده که با تشریع روزه مانع زیاده روی آنها در خوردن و آشامیدن شود، و قلب و روح آنان را از شهوات مانع سیر الی الله خالی کند، و البتّه روزه را به مقداری واجب کرده که به مصلحت انسان است، و منافع او را در دنیا و آخرت تأمین می کند، و مانع مصالح حال و آینده او نمی شود، و ضرری به وی نمی رساند.

حال برای پیشگیری از زیاده روی در اختلاط با مردم اعتکاف را تشریع نمود، اعتکافی که روح و هدف آن توقّف و توجّه قلب بسوی خداوند متعال، و نجات آن از پراکندگی ها و خلوت با خدا و انقطاع از مردم و اشتغال به پروردگار متعال است، تا اینکه همّ و غم قلب و روح معتکف ذکر و یاد و حبّ و توجّه به خداوند باشد، و توجّه به خالق جایگزین انس با مخلوق شود، و سراسر ذهن و فکر او را توجّه به جلب رضایت پروردگار فرا گیرد، تا در نتیجه برای وحشت قبر، که هیچ انیس و یاوری جز خداوند متعال نخواهد داشت، آماده شود، و جز به دیدار خداوند خوشحال نشود، که فلسفه اصلی و مهم اعتکاف همین مطلب است. و برای جلوگیری از زیاده روی در گفتار، به مؤمنین دستور داده شد که زبان را از هر سخنی که برای آخرت آنها سودی ندارد نگه دارند.

اهمیت اعتکاف در اسلام

نویسندۀ اثر در تبیین اهمیت اعتکاف، آن فریضه مهم را ازجمله عبادات واعمالی دانسته که دراسلام به آن تاکید شده است وبه خودی خود مستحب موکد می باشد.

نویسنده با طرح سیره پیامبر صلی الله علیه و آله که در دهه ی آخر ماه رمضان معتکف می شدند واگر در سالی به هر علتی مانند جنگ امکان اعتکاف برایشان نبود سال آینده ٢٠روز معتکف می شدند.به روایتی استناد کرده و از این رهگذر به اهمیت اعتکاف اشاره می کند؛ روایتی که می گوید: اعتکاف یک دهه از ماه رمضان معادل دو حج ودو عمره است.

معظم له در روایتی دیگر از پیامبر صلی الله علیه و آله که فرمودند:«کسی که ازروی ایمان وباور قلبی وبرای تحصیل رضایت پروردگار معتکف شود تمام گناهان گذشته اش بخشیده می شود». بر اهمیت اعتکاف تأکید کرده است.

اعتکاف در ادیان پیشین

به بیان مولّف، اصل اعتکاف به صورت اجمالی در ادیان پیشین بوده است از جمله اینکه وارد شده حضرت سلیمان علیه السلام همواره درمسجد بیت المقدس معتکف می شد گاهی یک سال وگاهی دو ماه طول می کشید و سرانجام آن حضرت به هنگام مرگ درحال اعتکاف بود .

بهترین زمان اعتکاف

به بیان معظم له در کل ایام سال که روزه حرام نیست اعتکاف جایز شمرده شده است؛ اما اعتکاف درماه رمضان به خصوص دهه آخرماه رمضان، به عنوان بهترین زمان اعتکاف مورد توجه مولف قرار گرفته است که درروایات نیز به آن سفارش شده است وسیره رسول ا... صلی الله علیه و اله نیز بر آن منطبق است .

اعمالی که بالاتر از اعتکاف است

معظم له در بخشی از کتاب به روایاتی اشاره کرده است که برخی اعمال را نسبت به اعتکاف ، دارای اهمیت وثواب بیشتری دانسته است، ازجمله :

١. برآوردن حاجت مومن که نزد خداوند ازدو ماه پی درپی روزه واعتکاف درمسجد الحرام محبوب تر است.

٢. نگاه به سیمای عالم که نزد خداوند از اعتکاف یک سال در بیت الحرام محبوب تر است .

٣. زیارت امام حسین علیه السلام.

٤. نگاهی مشتاقانه به برادر دینی از یکسال اعتکاف در مسجد النبی بهتر است.

آثار اعتکاف در آیینۀ روایات

اعتکاف آثار و نتایج فراوانى دارد که مولّف اثر به برخى از آنها در روایات اشاره کرده است.

غفران گناهان گذشته

معظم له می نویسد؛ پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه وآله که از ابتداى تشریع اعتکاف تا پایان زندگى، همواره بر این عبادت ارزشمند مواظبت مى کرد، فرمودند:«من اعتکف ایماناً و احتساباً غفر له ما تقدّم من ذنبه؛ هر کس از روى ایمان و باور قلبى، و براى تحصیل رضایت پروردگارش، معتکف شود، تمام گناهان گذشته اش بخشیده مى شود».

چه معامله پرسودى که انسان تمام گناهان پیشین را با سه روز اعتکاف شستشو دهد.

تضمین آینده

به بیان معظم له، اعتکاف نه تنها دامن انسان را از گناهان و خطاهاى گذشته پاک مى کند، بلکه در معتکف ایمنى خاصّى ایجاد نموده، و او را نسبت به آینده نیز بیمه مى کند.

ایشان در ادامه برای تبیین این مسأله به روایتی از حضرت رسول صلى الله علیه وآله اشاره نمود که فرمود: «مَنِ اعْتَکَفَ یَوْماً ابْتِغاءَ وَجْهِ اللهِ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ النّارِ ثَلاثَةَ خَنادِقَ اَبْعَدَ مِمّا بَیْنَ الْخافِقَیْنِ؛ هر کس به منظور کسب رضایت پروردگار، یک بار معتکف شود، خداوند بین او و آتش جهنم سه خندق و حفره بزرگ ایجاد مى کند، که فاصله هر یک تا دیگرى بیش از مسافت بین مشرق و مغرب است»

توفیق زیارت امام عصرعج الله تعالی فرجه الشریف در اعتکاف

آیت الله العظمی مکارم شیرازی مدظله العالی، توفیق زیارت امام عصرعج الله تعالی را به عنوان یکی از آثار و کرامات اعتکاف برای بزرگان و علمایی که به این ضیافت الهى راه یافته اند بر می شمرد. در بخشی از کتاب می خوانیم:

حبیب بن محمد الصنعانى مى گوید: خدمت على بن ابراهیم اهوازى رسیدم، و از او در مورد آل محمد پرسیدم. على بن ابراهیم گفت: برادر! از مسأله مهمّى سؤال کردى. من بیست بار به حج مشرّف شدم، و در تمام سفرها مشتاق دیدار آن حضرت بودم، ولى توفیق حاصل نشد. تا اینکه یک شب که در منزل خوابیده بودم، شخصى را در خواب دیدم که مى گوید: اى على بن ابراهیم! «خداوند به من اجازه انجام حج داده است!»

آن شب متوجّه معناى این سخن نشدم، و درباره این مطلب فکر مى کردم، و منتظر فرا رسیدن موسم حج بودم. هنگامى که زمان حج فرا رسید مقدّمات سفر را مهیّا نموده، و به سمت مدینه حرکت کردم. هنگامى که داخل مدینه شدم از آل محمدعلیه السلام پرس و جو کردم. امّا هیچ اثرى از آن حضرت نیافتم، و هیچ خبرى در موردش نشنیدم. دائماً در فکر و اندیشه در مورد امورات خودم بودم، تا اینکه از مدینه خارج شده، و به سمت مکّه حرکت کردم. در مسیر راه وارد جحفه شده، (و احرام بستم) و یک روز آنجا ماندم. سپس به سمت غدیر خم حرکت کردم. در مسجد منطقه غدیر نماز بجاى آوردم، و پیشانى را بر خاک ساییدم، و در دعا و ابتهال کوشیدم، سپس به سمت مکّه حرکت کردم و در مکّه معتکف شده، و به عبادت و طواف مشغول شدم. تا اینکه یک شب به هنگام طواف جوان خوش چهره و خوش بویى که برگرد خانه خدا طواف مى کرد توجّه مرا به خود جلب کرد، در کنارش ایستادم و به طواف ادامه دادم، به گونه اى که بدنم به بدنش برخورد کرد. پرسید: اهل کجایى؟ عرض کردم: اهل عراق هستم. فرمود: کدام عراق؟ عرض کردم: اهواز. فرمود: آیا ابن الخضیب را مى شناسى؟ عرض کردم: بله! خدا رحمتش کند که دعوت حق را لبیک گفت. فرمود: خداوند رحمتش کند... آیا على بن ابراهیم مهزیار را مى شناسى؟ عرض کردم: خودم هستم. فرمود: اى ابوالحسن خداوند تو را حفظ کند. علامت و نشانه اى که بین تو و پدرم محمّد الحسن بن على علیه السلام بود چه شد؟ عرض کردم: همراه من است. سپس آن را از جیب خود خارج کرده به ایشان نشان دادم. هنگامى که آن را دید جلوى اشک چشمانش را نگرفت، و شروع به گریه کرد، به گونه اى که لباسش از اشکش خیس شد. سپس فرمود: بسوى قافله ات بازگرد، و منتظر باش تا شب شود، سپس از تاریکى شب استفاده کن و در فلان مکان به ملاقات ما بیا...» .

لذا صاحب اثر اینگونه می نویسد؛ آرى! در سایه اعتکاف ممکن است انسان به زیارت امام و رهبر خویش حضرت حجة بن الحسن العسکرى عج الله تعالی فرجه الشریف نائل شود.

عنایات خاصه

هم چنین مولّف در ادامه در تبیین حالات بزرگان در اعتکاف اینچنین می نویسد؛ در کتاب انوارالنّعمانیّه مرحوم سیّد نعمت الله جزائرى آمده است: آن عالم بزرگوار در سال هاى قحطى و خشکسالى موادّ غذایى موجود در منزل را بین فقرا تقسیم مى کرد، و براى خود و خانواده اش یک سهم همچون سایرین نگه مى داشت. یک سال که این کار را کرد مورد خشم و غضب همسرش قرار گرفت. خانمش گفت: در چنین سال سختى فرزندانمان را رها کرده، و به مردم رسیدگى مى کنى؟ سیّد چیزى نگفت، و براى اعتکاف به مسجد کوفه رفت. روز دوم اعتکاف سیّد، مردى به همراه چندین چهارپا که موادّ غذایى مختلفى بار داشتند، به در خانه سید رفته و موادّ غذایى را در آنجا تخلیه کرد، و گفت: این مواد غذایى را صاحب خانه فرستاده، و او اکنون در مسجد کوفه معتکف است. هنگامى که اعتکاف سیّد پایان پذیرفت و به منزل بازگشت، همسرش به وى گفت: موادّ غذایى که همراه آن اعرابى فرستاده بودى، غذاى خوبى بود. سیّد شکر نعمت پروردگار را بجا آورد، در حالى که از ارسال موادّ غذایى بى خبر بود!

اعتکاف؛ نماد اندیشه ورزی و مبارزه با هوای نفس

نویسنده در فرازی از کتاب به نقش اعتکاف در اندیشه ورزی و مبارزه با هوای نفش اشاره کرده و می نویسد، محیط خلوت و به دور از تعلّقات دنیوى که در آن چند روز براى عبادت و پرستش بدست مى آید، مخصوصاً که این توفیق در خانه خدا و مسجد جامع شهر حاصل مى شود، و فرصت مناسبى که براى تفکّر و اندیشه در عمر گذشته انسان حاصل مى گردد تا در سایه تفکّر از تکرار اشتباهات جلوگیرى کند و عوامل موفقیّت ها را تقویت نماید، و نشستن پاى درد دل دیگر مؤمنین، و فکرى براى حلّ مشکلات و معضلات آنان، و به تبع آن توجّه به نعمت هاى فراوانى که خداوند به وى ارزانى داشته، و «تقویت اراده» و تمرین «مبارزه با نفس» که مدّت اعتکاف چیزهاى حلالى را برخود حرام کرده و از آنها استفاده ننموده، و مانند آن، از دیگر ثمرات اعتکاف است.

کسب رضایت خداوند؛ شرط قبولی اعتکاف

گفتنی است معظم له در کتاب«اعتکاف عبادتی کامل» در بیان اوج قلّه اعتکاف اینگونه می نویسد؛ اعتکاف باید عقل و قلب و اعضا و جوارح را، فقط به سمت اعمال صالح هدایت کند، و آنها را تنها به درگاه خداوند متعال رهنمون کند، به نحوی که معتکف اراده اش را مقدّس و نفس سرکش را با قید وبندهایى مراقبت نماید، و کارهایى که روزه دار را به کمال صیام مى رساند بجا آورد، بلکه اضافه بر آنچه شخصى روزه دارد احتیاط و مراعات مى کند، مراعات نماید. نسبت به آنچه باعث اقبال روح وجان آدمى به خداوند مى شود ملتزم باشد، و آنچه او را از خداوند دور مى کند، ترک کند.

به تعبیر مولف، هر زمان معتکف در قلب و عقلش تعلّق خاطرى به غیر خدا پیدا کند، یا یکى از اعضا و جوارح خود را در مسیر رضایت غیر خدا بکار گیرد، به همان نسبت از اوج قلّه معرفت سقوط نموده، و اعتکافش را فاسد و بى ارزش کرده است.

گزیدۀ احکام اعتکاف در کتاب

آيا معتکف میتواند از صابون، شامپو يا خمير دندان معطر استفاده کند؟

استفاده معتکف از صابون ها و شامپوها و خمیر دندان های معطّر اشکال ندارد ولی بهتر است پرهیز کند.

خرید و فروش در اعتکاف چه حکمی دارد؟

خریدهای ضروری مانند خرید آب، غذا و مانند آن مانعی ندارد البته خرید شارژ و مانند آن ضرورتی ندارد و می توان از قبل از اعتکاف تهیه نمود و در صورت ضرورت از کسی که معتکف نیست بخواهد آن را برایشان تهیه نماید.

احکام اعتکاف در مساجد

در مساجدي که مستمرا در آن اقامة جماعت شود، حتي اگر يک وعده نماز به طور مستمر در آن برپا شود، مي توان اعتکاف کرد. مانند مساجد بازار و يا برخي ادارات. در مساجد دانشگاه ها نيز با توجه به اينکه در ايام تعطيل (تابستان) نيز نماز خوانده مي شود اشکالي ندارد.

اگر در تابستان مسجد تعطيل است ولي در ساير ايام دائر است اعتکاف در ساير ايام صحيح است ولي اگر در تايستان که مسجد تعطيل است بخواهند براي ايام اعتکاف از مسجد استفاده نمايند اعتکاف اشکال دارد.

خروج معتکف از مسجد

خارج شدن از مسجد عمدا موجب بطلان اعتکاف است و از روي فراموشي نيز بنابراحتياط، چنين است. اما در مواردي که در روايات آمده است مانند نماز جمعه، تشييع جنازه، عيادت مريض يا غسل کردن و سایر ضرورت های قابل ملاحظه مي توان از مسجد خارج شد و به فتواي ما در مورد امتحانات سرنوشت ساز هم مجاز است البته به طوري که صورت اعتکاف بهم نخورد حداکثر براي یک تا دو ساعت.

چه کارهایی اعتکاف را باطل می کند؟

کارهايي که انجام آن ها در اعتکاف حرام است و آن را باطل مي کند: ١ هر نوع تمتع از همسر، بنابر احتياط. ٢ استمناء بنابر احتياط . ٣ بوييدن عطريات و بوهاي خوش هر چند به قصد لذت نباشد. ٤ خريد و فروش، بلکه مطلق تجارت با نبودن ضرورت بنابر احتياط. ٥ جدال بر سر مسائل ديني يا دنيوي به قصد غلبه کردن برطرف مقابل و اظهار فضيلت. در تمامي اين پنج مورد فرقي ميان شب و روز نيست.

حيض در اعتکاف

حکم اعتکاف زنی که حیض بر او عارض شده است این است که بايد بلافاصله از مسجد بيرون بيايد و اعتکافش نيز باطل مي شود. اگر نذر کرده، بايد اعتکاف را مجددا بجا آورد ولو اينکه در روز اول يا دوم حيض شده باشد و چنانچه از ابتدا مي دانسته که در اين ايام عادت ميشود، نذرش منعقد نشده و وظيفه اي ندارد. ولي در اعتکاف مستحب تنها در صورتي انجام اعتکاف مجدد واجب مي شود که در روز سوم حيض شود.

روزه اعتکاف

لازم نيست روزه به قصد همان اعتکاف باشد و با هر روزه اي که مربوط به خودش است مانند روزه قضا، کفاره يا نذر، مانعي ندارد ولي با روزه استيجاري نمي توان اعتکاف کرد. ضمنا کسي که روزه قضا دارد بايد نيت قضا کند.

اعتکاف مسافر

در محلي که مسافر باشد، چنانچه نخواهد حداقل ده روز در آنجا بماند نمي تواند معتکف شود و روزه او نيز صحيح نيست.

حکم خوابیدن معتکف در مسجد

خوابيدن در مسجد براي معتکف کراهت ندارد.

گفتنی است اين اثر نفیس ، نخستین بار در سال ١٣٨٥ و با تحقیق و تنظیم حجه الاسلام ابوالقاسم علیان نژادی دامغانی، در یک جلد و در ١٥٠ صفحه و در قطع رقعی، توسط انتشارات امام علی بن ابی طالب علیه السلام به زیور طبع آراسته شده که تا کنون نیز چندین مرتبه تجدید چاپ شده است.

-------------------------------

معارف اسلامی

«انسانيت» دين من است

پرسش: آیا بهتر نیست «انسانیت» را جایگزین ادیان مختلفی کنیم که با دستورات و اختلافات خود دردهای بشر را زیاد می کنند؟!

پاسخ اجمالی: اولا: در صورت نفی رابطه خدا و انسان نمی توان برای انسان عواطفی تصور کرد؛ زیرا انسانی که در دیدگاه ماتریالیست ها نه مخلوق خداوند، بلکه ماشینی پیچیده و صرفا مادی باشد، نمی تواند خودش به خودش این احساسات و عواطف و انگیزه های روحی را افاضه کند.

ثانیا: اگر ملاک آئین انسانیت «عقل» است، باید گفت: هر کسی ممکن است بعضی کارها را درست و بعضی دیگر را غلط بداند، غافل از اینکه شخصی دیگر در تشخیص آن ملاک های اخلاقی برعکس او عمل می کند؛ یعنی عقل ناقص انسانی خود زاینده اختلاف و تزاحم و تضاد و کشمکش است.

ثالثا: در نبود انذار و بشارت دینی-اخروی، چنین مسلکی هیچ ضمانت اجرایی ندارد. در نظام های اخلاقی سکولار گفته می شود یکی از مهم ترین این ضمانت ها فهم این موضوع است که «نفع من در نفع دیگران است». اما در شرایطی دیگر که میزان قدرت آحاد جامعه در مقایسه با یکدیگر نامتوازن باشد، این ملاک به هیچ وجه ضمانت اجرایی نخواهد داشت؛ چرا که زورمندان می توانند نفعی نامرتبط با نفع دیگران تعریف کنند.

رابعا: دینداری نه تنها با اخلاق نیک تقابل ندارد بلکه دین دار واقعی حتما دارای «اخلاق نیک» یا به تعبیری «انسانیت» است. با توجه به جایگاه والایی که در متون دینی برای «حسن خلق» بیان شده، می پرسیم که دین داری چه تقابلی با انسانیت و «زیست اخلاقی» دارد که ما فقط مجاز به انتخاب یکی شان باشیم؟!

پاسخ تفصیلی: جایگزین شدن دین با روابط انسانی و اخلاقی عنوان بسیار جالب توجهی است که می تواند بسیاری از اذهان را به طرف خودش بکشاند. تصور اینکه مردم بدون ترس یا امید به عقوبت ها یا پاداش های اخروی، کارهای نیک را صرفا به خاطر انسانیت و حس درونی نیکوکاری انجام دهند، تصوری است بسیار ایده آل. همچنین در چنین جهان تخیل شده ای از آنجا که ادیان از جامعه رخت بربسته اند و همه مردمان تابع یک دین تصویر می شوند، فرض می شود که نزاع های بین ادیان و مذاهب و فِرَق نیز با همه هزینه ها و آسیب های شان از بین رفته اند و بدیهی است چنین دنیای فرضی ای چه قدر مطلوب و خواستنی است.

به نظر ما تحقق چنین ایده ای که در محافل علمی گاهی از آن با عناوینی چون «اخلاق سکولار» یا «دین انسانیت» تعبیر می شود با چالش ها و پرسش های اساسی روبه روست. اما پیش از بیان این چالش ها شاید بد نباشد که پیشینه این نظریه به صورت اجمالی مرور شود.

«اگوست کنت»، فیلسوف و جامعه شناس فرانسوی در اواسط قرن نوزدهم میلادی مسلکی را با عنوان «دین انسانیت» تأسیس و اختراع کرد. این مرد در بن بستی عجیبی میان عقل و فکرش از یک طرف، و دل و وجدانش از طرف دیگر واقع شده بود. به همین دلیل آموزه هایی را به نام «دین انسانیت» بنا نهاد و گفت: «دین برای بشر ضرورت دارد و تمام مفاسدی که در اجتماع دیده می شود به این جهت است که دین در اجتماع سستی گرفته است». به نظر آگوست کنت مسیحیت کاتولیک مربوط به دوران حیات تفکر «مابعد الطبیعه»، یعنی دوره ای تاریخ مصرف گذشته است و امروز که عصر، عصر «علم» است و بشر تفکر ماوراء الطبیعی را نمی پذیرد باید دین را دوباره باید از نو اختراع کرد اما با حذف همه امور و ریشه های «غیبی»!(١)

به هر حال کسانی که مدعی اخلاق گسسته از دین و اخلاق گسته از موضوع وجود یا عدم وجود خداوند هستند، چه متأثر از گزاره های آگوست کنت باشند یا نباشند، باید به پرسش هایی که ممکن است راجع به این مسلک مطرح می شود پاسخ دهند.

اولین پرسشی که می توان و باید از این مسلک پرسید این است که احساس احسان و نیکوکاری ای که در این مسلک به عنوان نیرو محرکه کارهای خیر و خدمت به دیگران معرفی می شود، چگونه احساسی است و از کجا می آید؟

طرفداران مسلک «دین انسانیت» از آن جایی که عموما «دین و منشأ ماورایی» اصول و احساسات اخلاقی را منکر می شوند در دیدگاهی ماتریالیستی، احساس خدمت گزاری بشر را زاییده نوعی «جانشین سازی ذهنی» می دانند. به عقیده آنها وقتی مثلا ما می بینیم عده ای افراد ضعيف از تعليم محروم اند و حس انسان دوستى به خيال خودمان در ما تقويت مى شود تا برویم به آنها خدمت کنیم، در این گونه مواقع اگر خوب دقت كنيم مى بينيم انسان خود را به جاى آنها گذاشته است. اول فكر مى كند كه او را در طبقه خودش و خودش را در طبقه او بداند بعد در نظر مى گيرد كه آن شخص محروم، خود اوست که در آن جایگاه بی امکانات قرار گرفته است. بعد همان حس «خودپرستى» كه موجب می شود انسان از خودش دفاع کند، اينجا به دفاع از مظلوم برمى خيزد. پس منشأ این هم دردی و انگیزه یافتن برای کمک به دیگران و انجام امور خیر، فقط نوعی «حس روانی» است که از درون انسان و بر اثر آن پروسه جانشین سازی پدید می آید نه اینکه از سوی وجودی برتر و والاتر به عنوان «ادراک و بصیرتی اصیل» در وجود انسان به ودیعه گذاشته شده باشد.(٢)

در نقد چنین صورت بندی ای از موضوع «منشأ احساسات و اخلاق نیک آدمی» که در صدد نفی «منشأ الهیم برای احساسات آدمی است می توان گفت دقت در معنا و آثار این احساسات نشان می دهد که در صورت نفی رابطه خدا و انسان اصلا به طور کلی نمی توان برای او چنین عواطفی تصور کرد؛ زیرا انسانی که در دیدگاه ماتریالیست ها نه مخلوق خداوند بلکه ماشینی پیچیده و صرفا مادی باشد، به مقتضای قاعده فلسفی «فاقد الشئ لا یکون معطی الشئ»؛ (فاقد یک چیز نمی تواند دهنده آن چیز باشد)(٣)، نمی تواند خودش به خودش این احساسات و عواطف و انگیزه های روحی را افاضه کند. زیرا چگونه وجود دستگاهی بی روح و خشک بتواند خودش به خودش آنچه را ندارد (یعنی روح) بدهد و حال که چنین احساساتی در انسان وجود دارد لاجرم وجودی دیگر، روح را به عنوان منشأ آن احساسات به او داده است. بنابراین وجود احساسات انسانی انسان، به معنای مستثنا بودن آدمی از کلیت مادی جهان نیست بلکه اين ذره نور نماينده «جهان نور» است. اينجاست كه رابطه انسان با خدا روشن مى شود.

سؤال دیگری که باید از مبلغان ایده «دین انسانیت» پرسید این است که ملاک شما برای استخراج و توصیه دستورهای اخلاقی کلی چیست؟ اگر بگویید ملاک ما عقل است می پرسیم ما چگونه می توانیم به عقلِ ناقص بشر اکتفا کنیم در حالی که علم هنوز به طور کامل پیشرفت نکرده و خیلی از مسائل برای بشر لاینحل باقی مانده و انسان فلسفه خیلی مسائل را نمی داند؟ از آن گذشته همه مردم از کمال عقل برای تشخیص چنین ملاک هایی برخوردار نیستند و حتی در صورت برخورداری از آن، تحت تأثیر عوامل روانی و محیطی و جلب منافع و مصلحت ها، ممکن است تصمیم هایی بر خلاف آن ملاک ها بگیرند. بنابراین هر کسی ممکن است بعضی کارها را درست و بعضی دیگر را غلط بداند غافل از اینکه شخصی دیگر در تشخیص آن ملاک های اخلاقی برعکس او عمل می کند. اما این برداشت های گوناگون از ملاک های اخلاقی در دین وجود ندارد. دین کامل ترین دستورات از طرفِ خالق برای مخلوقات است و از آنجا که برای همگان توصیه های واحدی را ارائه می دهد موج پدید آمدن هیچ هرج و مرجی نمی شود.

سؤال دیگری که ترویج دهندگان «دین انسانیت» باید در پی پاسخ قانع کننده ای به آن باشند این است که در صورت عدم ایمان به جهان آخرت و نتایج اعمال نیک یا بد، رعایت دستورهای چنین آیینی چه ضمانت اجرایی ای برای مردم و ادراه کنندگان جامعه خواهد داشت؟ در نظام های اخلاقی ساخته شده بر مبانی سکولار گفته می شود یکی از مهم ترین این ضمانت ها فهم این موضوع است که نفع من در نفع دیگران است. یعنی شخص به این اندازه از درک برسد که مثلا دزدین مال همسایه اش می تواند منجر به دزدیده شدن مالش توسط همان همسایه منجر شود و از ترس این ناامنی اجتماعی، حدود خودش را متوجه و آنها را رعایت کند.

در پاسخ باید گفت چنین منطقی شاید در مثال هایی شبیه آنچه گفته شد کاربرد داشته باشد اما در شرایطی دیگر که میزان قدرت آحاد جامعه در مقایسه با یکدیگر نامتوازن باشد، این ملاک به هیچ وجه ضمانت اجرایی نخواهد داشت.(٤)

به هر حال هوادارن تئوری «دین انسانیت» تا وقتی که پاسخ های قانع کننده و منطقی ای به این پرسش ها ندهند، کمتر کسی را می توانند قانع کنند به دین شان درآید.

حالا این را مقایسه کنید با منطق دین و قرآن در تشریع احکام آنجا که در آیات ٧ و ٨ سوره زلزال می خوانیم: «فَمَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ خَيْراً يَرَهُ * وَ مَنْ يَعْمَلْ مِثْقالَ ذَرَّةٍ شَرًّا يَرَهُ»؛ (پس هر كس هموزن ذرّه‏اى كار خير انجام دهد آن را مى‏بيند* و هر كس هموزن ذرّه‏اى كار بد كرده آن را مى‏بيند!) بدیهی است در این دستگاه معرفت شناختی که برای هر عملی، صرف نظر از جلب منافع یا دفع آسیب های دنیوی، عقاب یا پاداشی در آخرت پیش بینی شده، اجرای اصول اخلاقی از ضمانت اجرایی بسیار بالاتری پشتیبانی می شوند.

از آن گذشته طرح «دین انسانیت» به گونه ای در جوامع دینی مطرح می شود که گویی دین و مذهب، در زمینه ای متفاوت با زیست اخلاقی قابل طرح اند و این مغالطه ای بسیار بزرگ است. کیست که ندارند دینداری نه تنها با اخلاق نیک تقابل ندارد بلکه دین دار واقعی حتما دارای اخلاق نیک یا به تعبیری انسانیت است و متون دینی به اندازه ای در این باره فراوان هستند که همگان از آن باخبرند. مثلا در بیانی از پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: «أَوَّلُ مَا يُوضَعُ فِي مِيزَانِ الْعَبْدِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ حُسْنُ خُلُق»(٥)؛ (نخستین چیزی كه روز قیامت در ترازوی اعمال بنده گذاشته می شود حُسن خلق اوست). از امام صادق(علیه السلام) نیز نقل شده که فرمود: «إِنَّ الْخُلُقَ الْحَسَنَ يَمِيثُ الْخَطِيئَةَ كَمَا تَمِيثُ الشَّمْسُ الْجَلِيد»(٦)؛ (خوش خویى گناه را ذوب مى كند همچنان كه آفتاب یخ را).

با توجه به این احادیث و جایگاه والایی که در آنها برای حسن خلق بیان شده می پرسیم که دین داری چه تقابلی با انسانیت و زیست اخلاقی دارد که ما فقط مجاز به انتخاب یکی شان باشیم؟ البته ما مسلمانان از این هم فراتر می رویم و می گوییم که انسانیت و متخلق شدن به اخلاق نیک، مراتب و درجاتی دارد که عالی ترین مراتب آن فقط در دین محقق می شود. از همین رو پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) تکمیل مکارم اخلاق را غرض بعثت خویش شمرده اند.(٧)

پی نوشت:

(١). مجموعه آثار شهيد مطهرى‏، مطهری، مرتضی، قم، انتشارات صدرا، ١٣٧٧هـ.ش، چاپ هشتم، ج ٢٣(آزادی معنوی)، ص ٦٧٦.

(٢). همان، ص ٦٨٠.

(٣). ر.ک: الحكمة المتعالية في الأسفار العقلية الأربعة، صدرالدين شيرازى، محمد بن ابراهيم، بیروت، دار إحياء التراث العربي، ١٩٨١م، چاپ سوم، ج ٦، ص ١٧٦.

(٤). مجموعه آثار شهید مطهری، همان، ج ١٥ (فلسفه تاریخ)، ص ١٠٥.

(٥). قرب الإسناد، حميرى، عبد الله بن جعفر، قم، مؤسسة آل البيت عليهم السلام‏، ١٤١٣هـ.ق، چاپ اول، ص ٤٦.

(٦). الكافی، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، محقق/ مصحح: غفارى، على اكبر، آخوندى، محمد، تهران، دار الكتب الإسلامية، ١٤٠٧هـ.ق، چاپ چهارم‏، ج ٢، ص ١٠٠.

(٧). «بُعِثْتُ لِأُتَمِّمَ مَكَارِمَ الْأَخْلَاقِ»: بحارالانوار، مجلسی، محمدباقر، بیروت، دار إحياء التراث العربي‏، ١٤٠٣هـ.ق، چاپ دوم، ج ٦٧، صر ٣٧٢.

-------------------------------

احکام شرعی

صحت اعتکاف زن به شرط رضایت شوهر

پرسش : آیا رضایت شوهر در صحت اعتکاف زن شرط می باشد؟

پاسخ : هرگاه اعتکاف زن منافات با حقوق شوهر داشته باشد، باید اجازه شوهر را جلب کند واگر منافات نداشته باشد احتیاط واجب در رضایت شوهر است.

حکم اعتکاف در مساجد دانشگاه

پرسش : اعتكاف در مساجد دانشگاههايى كه در ايّام تعطيلى نماز جماعت آن تعطيل است، چه حكمى دارد؟

پاسخ : هر گاه چند ماه نماز جماعت در آن تعطیل شود، اعتکاف در آن اشکال دارد.

حکم اعتکاف در نمازخانه ها

پرسش : آيا اعتكاف در غير مساجد جامع، مثل نمازخانه دانشگاهها، به اميد مطلوبيّت اشكال دارد؟

پاسخ : اعتکاف باید فقط در مساجد جامع باشد، و منظور از مسجد جامع، مسجدى است که به طور مرتّب در آن نماز جماعت برپا مى گردد و از اعتکاف در سایر مساجد و نمازخانه ها خوددارى شود.

حکم ارتکاب محرمات باطل کننده اعتکاف

پرسش : چنانچه معتکف یکی از محرمات باطل کننده اعتکاف را انجام دهد چه حکمی دارد؟

پاسخ : هرگاه معتکف یکى از محرّماتی که موجب بطلان اعتکاف مى شود را حتّى از روى سهو و فراموشى مرتکب گردد، اعتکاف او خالى از اشکالى نیست.

حکم اعتکاف نذری در شهر خاص

پرسش : آيا مى توان نذر كرد كه در شهر خاصّى معتكف شد؟

پاسخ : مانعى ندارد، زیرا در نذر رجحان در تمام قیود شرط نیست. البته بدون قصد اقامت ده روز نمی توان در سفر معتکف شد

پی نوشت:
  
    
تاریخ انتشار: « 1397/12/28 »
فهرست نظرات
*متن
*کد امنیتی http://makarem.ir
تعداد بازدیدکنندگان : 234